مراسم تشییع نمایشی از اقتدار و بازآرایی نظام و مردم است

نویسنده: صدیقه فتاحی | انتشار : 1405/04/15 12:13:40
مراسم تشییع نمایشی از اقتدار و بازآرایی نظام و مردم است

جریان آنلاین (/) | همزمان با حضور گسترده مردم در مراسم تشییع مقام معظم رهبری از مهمانان داخلی و خارجی گرفته تا مردم عادی و حتی رسانه‌های داخلی و خارجی این حضور را نمایشی از اقتدار ملت ایران و نشانه‌ای از پشتیبانی از نظام در شرایط حساس کنونی دانستند. این حضور گسترده در حالی رخ داد که برخی حتی این تحلیل را مطرح کردند که طرف مقابل چنین تجمعی را بهترین فرصت برای هدف قرار دادن محل برگزاری مراسم می‌داند. این موضوع که بیش از هر چیز از ترس و واهمه آن‌ها نسبت به ملت ایران و این سطح از انسجام ملی حکایت دارد. انسجامی که امروز خود به نمادی از اقتدار و همبستگی تبدیل شده است. در این باره با قدیری ابیانه، تحلیلگر سیاسی گفت‌و‌گو کرده‌ایم که در زیر آمده است می‌خوانید:

این حضور گسترده و کم‌سابقه مردم در مراسم مختلف چه پیامی در داخل و خارج از کشور داشته و آیا می‌توان آن را صرفاً یک واکنش احساسی تلقی کرد؟

آنچه در روزهای اخیر دیده شد  یک حضور معمولی و صرفاً احساسی نبود. مردم به‌صورت بسیار گسترده در مراسم آخرین دیدار و نماز شرکت کردند‌ به‌گونه‌ای که در خیابان‌های اطراف نیز عملاً جایی برای تردد وجود نداشت و این حضور چند برابر برخی اجتماعات بزرگ سال‌های گذشته از جمله نماز عید فطر توصیف شد. همین حجم از مشارکت باعث شد توجه افکار عمومی و رسانه‌های جهانی نیز جلب شود و این حضور‌ نه فقط در داخل، بلکه در سطح بین‌المللی نیز به‌عنوان نشانه‌ای از همراهی و پشتیبانی مردم مورد توجه قرار گیرد.

چرا این حضور تا این اندازه معنادار تلقی می‌شود و چه تفاوتی با یک بدرقه یا تجمع عمومی دارد؟

 اگر رخداد صرفاً یک فقدان طبیعی بود، شاید با چنین ابعاد و پیامدهایی همراه نمی‌شد، اما وقتی موضوع در قالب شهادت و در متن یک وضعیت خاص سیاسی و امنیتی قرار می‌گیرد، معنا و اثر آن کاملاً متفاوت می‌شود. در این نگاه‌ رخداد اخیر نه یک پایان عادی، بلکه نقطه‌ای برای شکل‌گیری یک خیزش اجتماعی و سیاسی تلقی می‌شود. این موج فقط محدود به یک مراسم نبود و در امتداد آن، زنجیره‌ای از حضورها و مراسم‌ها در نقاط مختلف شکل گرفت و به بازتأکید بر بیعت با رهبر جدید، حمایت و همراهی با مسیر نظام انجامید.

این انسجام چگونه باید حفظ شود و محور این وحدت کجاست؟

مسیر در قانون اساسی مشخص شده و سیاست‌های کلان کشور به‌ویژه در موضوع جنگ و صلح در چارچوب اختیارات رهبری تعریف می‌شود. بر همین اساس، وحدت و انسجام نیز باید حول همین محور شکل بگیرد و خارج از آن معنایی ندارد. در چنین چارچوبی، حفظ همبستگی داخلی حول محور ولایت نه فقط یک مسئله اجتماعی بلکه یک ضرورت راهبردی تلقی می‌شود که هم در میدان و هم در عرصه دیپلماسی تعیین‌کننده است.

در این شرایطی‌ چه توصیه‌ای برای حفظ انسجام در عرصه دیپلماسی و مذاکره دارید؟

به نظر من  در عرصه دیپلماسی موفقیت قابل توجهی حاصل نشده و مذاکره نیز موفق ارزیابی نمی‌شود. این نگاه بر این پایه استوار است که آمریکا در روند مذاکرات هیچ‌گاه قابل اعتماد نبوده و اصولاً تلاش می‌کند در میز مذاکره، امتیازهایی را به‌دست آورد که در میدان جنگ به آن نرسیده است. از این منظر‌ مذاکره نه لزوماً راه‌حل‌ بلکه ابزاری برای فشار و تحمیل خواسته‌هاست و به همین دلیل‌ امید بستن به آن بدون پشتوانه قدرت و انسجام داخلی‌ نتیجه‌ای به‌همراه نخواهد داشت.

اگر مذاکره قابل اتکا نیست‌ پس توقف جنگ یا کاهش تنش چه معنایی پیدا می‌کند؟

توقف جنگ  اگر بدون دستاورد مشخص در جنگ باشد، می‌تواند به فرصتی برای بازآرایی و تجهیز دوباره طرف مقابل تبدیل شود. در این تحلیل، طرف مقابل از هر وقفه‌ای برای بازیابی توان، جبران خسارت‌ها و آماده‌سازی برای دور تازه‌ای از تقابل استفاده می‌کند. بنابراین‌ این نگرانی وجود دارد که آتش‌بس یا توقف موقت نه به معنای پایان تهدید، بلکه صرفاً مقدمه‌ای برای فاز بعدی فشار باشد. قطعا،  ادامه فشار بر منافع آمریکا در منطقه و بهره‌گیری از ابزارهای مؤثر نظامی و اقتصادی، از جمله ظرفیت‌های ناشی از بازار انرژی و قیمت نفت، می‌توانست به‌عنوان یک اهرم فشار عمل کند. با این حال اکنون این ارزیابی مطرح می‌شود که بازارها از فرصت توقف درگیری استفاده کرده‌اند و بخشی از ظرفیت فشار کاهش یافته است. همچنین این نکته مطرح می‌شود که آمریکا با مدیریت ذخایر استراتژیک نفت خود تلاش کرده از شرایط به نفع خود استفاده کند و این روند، بدون آن‌که منفعت مشخصی برای ایران ایجاد کند، به کاهش بخشی از ابزارهای فشار انجامیده است.

بر این اساس پایان جنگ از نظر شما چگونه تعریف می‌شود؟

پایان جنگ فقط زمانی معنا دارد که با پیروزی قاطع در همه عرصه‌های نظامی همراه باشد. در غیر این صورت، هر توقف یا پایان ظاهری می‌تواند به معنای دادن زمان و فرصت به دشمن تلقی شود. بر همین مبنا این تحلیل مطرح می‌شود که طرف مقابل ممکن است در ادامه، با عملیات گسترده‌تری در حوزه هوایی، دریایی و زمینی وارد عمل شود، اما همزمان این ارزیابی نیز وجود دارد که چنین اقدامی می‌تواند به شکست عظیم راهبردی و پایان جدی حضور آمریکا در منطقه منجر شود.

قطعا در این ارزیابی دامنه درگیری فراتر از دو بازیگر اصلی یعنی آمریکا و اسراییل بوده و حتی ناتو هم تا حدودی علاوه بر ارتجاع عرب درگیر جنگ علیه ایران بوده و حتی از بر این اساس این جنگ صرفاً یک رویارویی محدود نیست، بلکه ابعاد گسترده‌تری دارد و ایران نیز توان ضربه‌زدن به این مجموعه را داشته است. 

 طرح ایده هدف قرار دادن محل برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید چه معنایی در شرایط کنونی دارد؟

چنین طرح‌ها و تحلیل‌هایی بیش از هر چیز نشانه شدت خصومت و همزمان نشانه ترس و واهمه از ملت ایران و انسجام ملی است. وقتی حتی یک مراسم بزرگ مردمی و آیینی در محاسبات دشمن به‌عنوان «فرصتی» برای جنایت دیده می‌شود، این برداشت شکل می‌گیرد که آنچه طرف مقابل را نگران کرده، صرفاً یک تجمع نیست، بلکه نمایش قدرت اجتماعی، مقبولیت و همراهی ملی است. به‌همین دلیل، این سطح از انسجام خود به‌عنوان یک عامل بازدارنده و یک نشانه اقتدار تعبیر می‌شود.

در نهایت، چه چیزی می‌تواند کشور را از مرحله کنونی عبور دهد؟

در نهایت عامل اصلی عبور از شرایط فعلی، حفظ انسجام ملی در چارچوب توصیه‌ها و سیاست‌های رهبری است. این انسجام، هم پشتوانه میدان است و هم شرط اثربخشی دیپلماسی. در عین حال، این نگاه تأکید می‌کند که آمریکا هیچ‌گاه قابل اطمینان نبوده و دشمن نیز قصد پایان‌دادن واقعی به جنگ را ندارد، بلکه از هر فرصت برای تجدید قوا استفاده می‌کند. بنابراین آنچه می‌تواند دست بالا را حفظ کند ترکیبی از هوشیاری، حفظ وحدت داخلی، آمادگی در میدان و استفاده از ظرفیت‌های سیاسی و اقتصادی با اتکا به اقتدار ملی است.

پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)