جریان آنلاین (/) | در دوران جنگ رمضان که سومین جنگ تحمیلی علیه کشور ما استف شاهد آسیب دیدن بسیاری از بخشهای اقتصادی بودیم، اقتصادی که پیش از جنگ سوم بهواسطه شوک ارزی و طرحهای اقتصادی شوک محور و رهاسازی قیمت ارز بسیار آسیب دیده بود و اکنون در مواجهه با جنگ ضربات بیشتری را متحمل میشد.
در این بین شاهد توجه مسؤولان و مدیران کشور به بخشهای مختلفی از فضای اقتصادی و کسب و کارهای جامعه بودیم و طرحهایی نیز اگرچه ناقص و ناتوان در حل همه مشکلات اما بهرحال بهعنوان یک مسکن برای رفع مشکلات اقتصادی در مشاغل مختلف ارائه شد، اما نکته مهم گم شدن هنر و هنرمند در میان انبوه کسب و کارها و صاحبان مشاغل آسیب دیده از شرایط کنونی کشور است، به ویژه اینکه محدودیتهای اینترنت و محدودیتهایی نظیر عدم برگزاری کنسرت و یا تعطیلی سالنهای تئاتر و سینما نیز مزید بر علت شد.
در همین راستا گفتوگویی با حبیب نریمانی، کارگردان و مدرس سینما و تلویزیون داشتیم به واکاوی ابعاد مختلف مشکلات اقتصاد هنر و مشکلات اقتصادی هنرمندان بپردازیم، در ادامه مشروح این گفتوگو آمده است.
به عقیده شما اقتصاد هنر در زمان جنگ دستخوش چه تغییرات و تحولاتی شده است؟
برای پاسخ دادن به این سؤال باید بدانیم که هنرها به دو دسته تقسیم میشوند، دسته اول هنرهایی که به صورت انفرادی اجرا میشوند مثل انواع هنرهای تجسمی و دسته دوم هنرهای گروهی مثل موسیقی، هنرهای نمایشی و سینما و نظیر اینها هستند.
طبیعتا هنرهای گروهی در شرایط کنونی در معرض آسیب بیشتری هستند، بهخاطر اینکه هم در تولید نیاز به یک جمعی از نیروی انسانی است و هم در ارائه و به ثمر نشستن به مخاطب گستردهتری نیاز دارد و اولین گروهی هستند که تعطیل شده و آسیب خواهند دید.
هنرهای انفرادی نیز با اینکه در یک خلوت و توسط یک هنرمند خلق میشود اما بعدا برای بازار عرضه در شرایط کنونی به مشکل برخواهد خورد. بهخاطر اینکه در زمان جنگ، تحریم و فضای ناپایدار قیمت تمام شده محصول هنری بالا خواهد رفت، ضمن اینکه فضای رویارویی تولید کننده اثر هنری با مخاطب یک بازاری است که در فضای جنگ قطعا تعطیل شده است.
یک مسأله بزرگتر نیز این است که هنر و محصول هنری از آنجایی که در جامعهای نظیر جامعه ما که با اقتصاد کشاورزی و اقتصاد صنعتی در حال توسعه است و پساصنعتی نیست، یک محصول و یک ضرورت شناخته نمیشود، یعنی در سبد کالای خانوار در جایی خیلی غیرضروری قرار دارد، برای همین وقتی که در یک بحرانی مثل جنگ قرار میگیریم این غیرضروری بودن باعث میشود که بازار هنر از دست برود و عرضه و تقاضا صفر بشود. کمااینکه در فضای آشفته کشور حتی پیش از جنگ این موضوع رخ داده بود، یعنی در پروسهای که تحریمها و مشکلات اقتصادی به کشور فشار آورده است، وضعیت اقتصادی در یک بحران عجیب و غریب قرار دارد، قیمتها و تورم به سرعت بالا میرود و برای همین مسائل از سبد تقاضای خانواده خارج شده بود و با جنگ دیگر به نقطه فاجعهانگیز خودش رسیده است.
هنر در جامعه ما هنوز وارد سبد کالای خانوار نشده است
در شکل ارائه هنر شاید کمی بیش از 30 درصد هنرمندان ما از هنر خود درآمدزایی کلان میکنند و مابقی هنرمندان توان برداشت اقتصادی کلان و قابل توجه از هنر خود را ندارند، حالا در کنار این وضعیت جنگ و خروج هنر از سبد کالای خانواده را به موضوع اضافه کنیم شاهد یک حالت فاجعهانگیز میشویم و در چنین شرایطی هنرمند برای امرار معاش و ادامه زندگی خود به شدت با مشکل مواجه میشود و حتی ممکن است هنر را تعطیل کند و به سراغ شغلی برود که بتواند با آن امرار معاش کند.
مسأله اصلی در موضوع اقتصاد هنر این است که ما بهعنوان یک جامعه در حال توسعه هنوز به اون سطح از زندگی نرسیدهایم که هنر یک تقاضای اصلی در زیستما باشد، هنر غذای روح ما و باعث پیشرفت خرد و دامنه تصمیمگیری ما است، طبیعتا ارتباط ما با هنر بر روح و جان و اندیشه ما تأثیر خواهد داشت ولی خب متأسفانه در جامعه امروز ما این موضوع درک نشده است و هنوز به حد اعلای خود نرسیده است اما در جوامعی که با اقتصاد پساصنعتی در حال پیش رفتن است شاهد هستیم که بهخاطر شکلی که اقتصاد پساصنعتی دارد که رابطه آن با خلاقیت و پژوهش و تحقیق شکل گرفته است، شاهد هستیم که فضا فرهنگیتر است و هنر در سبد کالای خانواده یک ضرورت بهحساب میآید.
در کشور ما اولین چیزی که تعطیل میشود تئاتر، سینما و کنسرتها است، حتی پلتفرمها در شبکه نمایش خانگی در شرایط کنونی علیرغم اینکه با استقبال مخاطب مواجه شده است اما جامعه محدودی را دربر گرفته است و نمیتوان از ان انتظار ارتباط با یک جامعه مخاطب گسترده داشت.
در فضای جنگ و تحریمی که ارتباط با دنیای بیرون را محدود کرده است باعث سقوط جریان هنری و سختی زندگی هنرمندان شده و جامعهای که در آن هنر به چنین وضعیتی برسد فرهنگ رو به زوالی خواهد داشت و فاجعه فرهنگی در کمین آن جامعه خواهد بود و بستر بزهکاران بزرگ در آن شکل خواهد گرفت. امیدوارم هنر به سبد کالای خانواده بازگردد و بهعنوان یک کالای مهم ارزش گذاری بشود و استفاده از محصولات هنری در یک فضای آرام و با ثباتی صورت بگیرد.
در زمان جنگ هنرمندان با چه مشکلاتی به ویژه در حوزه اقتصادی و معیشتی روبرو هستند؟
طبیعتا چون یک اختلال بزرگ در سیستم درآمدزایی روزمره هنرمندان شکل گرفته اصلیترین اتفاق این است که هنرمند ناچار است به فکر شغل دیگری باشد، در آمار زمان دفاع مقدس 8 ساله شاهد هستیم که حدود 45 تا 60 درصد هنرمندان بهخاطر وضعیت کشور و عدم ثبات در بازار هنری از هنر کناره گرفته و وارد مشاغل دیگری میشوند.
بالاخره یک هنرمند تا یک جایی میتواند وضعیت را تحمل کند و هزینه عاشقی خود را بدهد، از یک جایی به بعد با هزینههای زیستی مختلف و سنگینی میشود و در نهایت مجبور است از هنر کنار رفته و وارد یک بستر جدیدی از نظر شغلی بشود و مجبور است در این بستر جدید کار کند و دستمزد بگیرد.
در چنین شرایط چند آسیب را شاهد هستیم، نخست اینکه عرصه هنر از هنرمندان خالی میشود، دوم اینکه یک نیرویی که میتواند در فضای فرهنگی ما اثرگذار باشد از دور خارج میشود، از طرفی در فضای شغلی نیز شاهد نیرویی هستیم که بدون انگیزه و تنها به دلیل اجبار و نیاز به دستمزد وارد یک شغل شده باشد و با یک نیروی کار سرخورده مواجه هستیم که طبیعتا از نظر روانشناسی منزوی، بهم ریخته و سرشار از نیازهای برآورده نشده است و این چنین فضایی سیستم جامعه را بهم خواهد ریخت و مشکلساز میشود.
کمااینکه شاهد هستیم که بخشی از جامعه ناچار هستند در کارها و مشاغلی نظیر تاکسیهای اینترنتی حضور داشته باشند یا مشغول کارهایی بشوند که از منزلت و علایق آنها بسیار فاصله دارد و متفاوت است، یا مجبور است وارد کارهای تخصصی بشوند که نسبت به آن عامل نیستند یا به آن علاقه ندارند اما به پول آن نیاز دارند و این یک مشکل مهم برای جامعه است.
ما با ادامه داشتن مشکلات کشور و آسیب دیدن زیرساختها با انبوهی از جامعه بیکار مواجه خواهیم شد که به افراد بیکار شده در جامعه هنری اضافه خواهند شد، البته هنرمند از نظیر روحی و روانی آسیبپذیرتر است و این ما را با یک جامعه آشفته و از همگسیخته مواجه خواهد کرد.
باید مسؤولان ما بیایند بررسی کنند که در چنین شرایطی برای هنر و هنرمند چه اقداماتی میتوانند انجام بدهند و چه خدمات و تسهیلاتی میتوانند به هنرمند ارائه کنند، اگرچه چنین انتظاراتی بسیار رؤیاگونه و آرمانگرایانه است و اصلا همچین چیزی در مدیریت کلان ما وجود ندارد.
اگر بخواهم یک مقایسه انجام بدهم، هنرمند را بهعنوان یک آدم خاص در جامعه در نظر بگیریم هنرمند نسبت به دیگر اقشار ضریب آسیب چندبرابر بیشتری دارد، چرا که در جریان اقتصادی صنعتی و کشاورزی یک فضای برونگرا است، ولی هنر و اقتصاد هنر یک اتفاق درونگرا و عاطفی است و برای همین هنرمند در معرض آسیب روحی روانی 100 درصدی قرار میگیردف چرا که هنرمند بهخاطر هنر خود و به واسطه کار هنری حال خوبی دارد و احساس رضایت میکند، شاید هنرمند دستمزد کمی به واسطه هنر خود داشته باشد اما بهواسطه کار هنری که انجام میدهد احساس رضایت میکند و روح او و نیازهای روحی او با این کار هنری و ارتباطی که با مخاطب دارد مرتفع خواهد شد، از دست رفتن این کار هنری برای هنرمند یک فروپاشی شدید را برای هنرمند رقم خواهد زد و فکر میکنم جلوتر از هر مشکلی هنرمند در اثر خلق نکردن کالای هنری خود از نظر عاطفی و روحی با یک بنبست روبرو خواهد شد و این ترسناک است.
پیشبینی شما از بازگشت شرایط اقتصاد هنر به حالت عادی چیست و این بازگشت به حالت عادی چقدر طول خواهد کشید و چه زیرساختهایی نیاز دارد؟
در خصوص پیشبینی بازگشت به شرایط عادی بهطور طبیعی اگر کشور توسعه یافتهای بودیم در چنین شرایطی که شاهد آن هستیم مطمئنا جایگاه هنر جایگاه فروریختهای نمیشد چرا که میدانستیم جامعه از شرایط روانی دچار مشکل شده و تولیدات آثار هنری در حوزه سرگرمی و در شکل آرتیستیک و دارای زیرساختهای سایکو خودش که با مخاطب چالش روانشناختی و روحی خواهند داشت، بر روی روح و روان جامعه اثرگذار خواهد بود.
در کشورهای پیشرفته مدیران ارشد تصمیم میگیرند که هنر کار کند که آدمها از نظر روحی روانی دچار فروپاشی نشوند و ما چنین جامعهای نیستیم و تولیدات هنری خاصی نخواهیم داشت.
طبیعتا ساختار روایی جنگ و اتفاقات آن برای هنرمندی که یادگرفته ببیند و بشنود و یک شاهد اجتماعی قوی است، یک بستری را فراهم میکند که آثار هنری تحت تأثیر شرایط جنگ قرار خواهد گرفت و از این پس هرآنچه هنرمند تولید میکند ربطی به جنگ خواهد داشت و اگر با یک مدیریت آگاه و هوشمند طرف باشیم به واسطه هنرمند میتوانیم از آسیبهای روحی و روانی وارد شده به جامعه بکاهیم و هنر این قابلیت را دارد.
آسیبهای جنگ یک شکل فیزیکی دارد و این شخصی که از جنگ آسیب دیده است نیازمند کمکهای مختلفی است که در بخش روحی یک هنرمند به شکلی هنرمندانه میتواند در ترمیم سلامت روحی جامعه اثرگذار باشد و حتی روانشناسان هم در پروسههای درمانی خود در این عرصه نیازمند هنر و آثار هنری هستند.
در دوران کرونا بهخاطر قرنطینه و حذف شدن فضای ارائههای بیرونی و ارتباطات انسانی همه چیز در پلتفرمها شکل گرفت و جامعه ناگهان وارد فضای مجازی شد و تنها بستری که امکان ارتباطات در آن وجود داشت فضای مجازی بود و ناگهان شاهد افزایش آمار پلتفرمها و بسترهای ارائه مجازی آثار هنری بودیم و درواقع هنر آمد به فریاد فضای قرنطینه رسید و کمک کرد این فضا قابل تحملتر بشود و حالا دقیقا در همین دوران پساجنگ نیز همین کارکرد برای هنر وجود دارد و هنرمند میتواند یک درمانگر روحی برای جامعه باشد و امیدوار هستیم پس از جنگ با تحول نگرشی در مدیران این بستر برای هنرمندان پدید بیاید که دامنه ارتباطی خود با مخاطبان را حفظ کنند و مخاطب را با آثار هنری روانشناسانه تشویق به زندگی و ترمیم آسیبهای زندگی کنند و این کار تنها از عهده هنرمندان برخواهد آمد و حتی روانشناسان نیز معتقد هستند برای اشخاصی که از اتفاقاتی نظیر جنگ آسیب دیدهاند باید آثار هنری متنوع و اثرگذار خلق کرد تا از آلام و دردها و آسیبهای جامعه کاسته بشود.
پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)