به گزارش جریان آنلاین (/) / ندا داودی؛ یاسمین در آستانه ۲۰ سالگی بود؛ روزگاری که باید با شور و شوق جوانی سقف آرزوهایش را بلندتر میساخت. اما چرخ روزگار ناباورانه او را با سختترین آزمون زندگی اش روبهرو کرد «از دست دادن مادر»؛ این سوگ زخمی عمیق بر روح پرانرژیاش به جا گذاشت و هنوز این زخم التیام نیافته بود که سایه پدر نیز از سرش کم شد. حالا یاسمین مانده بود و جای خالی تنها تکیهگاههایی که در اوج جوانی به خاطرههایی دور تبدیل شده بودند.
فشارهای عصبی و تروماهای پشت سر هم، سرانجام خود را در جسمش نشان دادند. تاری دید و درد ناگهانی در چشم، یاسمین را راهی بیمارستان کرد. تشخیص پزشکان تکاندهنده بود: «ام اس». بیماریِ هزارچهرهای که با حمله به سیستم عصبی حالا بینایی و توان حرکت او را نشانه گرفته بود. دورههای سنگین کورتوندرمانی و فضای سرد بیمارستان روحیه او را بیش از پیش ضعیف کرد. اما در همان روزهای تاریک و ناامیدی جرقهای در ذهن او زده شد.
یاسمین به جای تسلیم شدن برابر تقدیر، نگاهش را به درون چرخاند. او با باوری متفاوت به بیماریاش نگاه کرد و با خودش گفت: «اگر من با فشارهای روحی باعث بروز این بیماری شدم، پس خودم هم قدرت شکست دادنش را دارم.» این جمله سرآغاز یک سفر 10 ساله بود. او در کنار مراقبتهای پزشکی، بر درمانهای روحی و طبیعی تمرکز کرد. صبر، مثبتاندیشی و تلاش برای ترمیم روح درهمشکستهاش به اولویت اول زندگی او تبدیل شد.
ده سال از آن روزهای سخت گذشت. یاسمین با مداومت بر تغییر سبک زندگی و تقویت اراده، بار دیگر تحت معاینات دقیق پزشکی قرار گرفت. نتایج تصویربرداریها چیزی بود که پزشکان را شگفتزده کرد «تمامی پلاکهای ام اس در بدن او از بین رفته بود.»
پزشکان که همواره بر کنترل بیماری اماس تأکید دارند و درمان قطعی و محو کامل پلاکها را دور از انتظار میدانند، این اتفاق را یک مورد نادر و شگفتانگیز توصیف کردند.
امروز یاسمین تنها یک بهبودیافته نیست؛ او نمادی از قدرت ایمان و اراده انسانی است. داستان او به ما یادآوری میکند که در سختترین بنبستهای زندگی، وقتی سوگ و بیماری از هر سو هجوم میآورند، هنوز یک راه خروجی وجود دارد و آن «باور به توانستن» است.
یاسمین نشان داد که حتی سختترین بیماریها هم برابر انسانی که تصمیم گرفته دوباره طلوع کند، عقبنشینی خواهند کرد.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)