جریان آنلاین (/) | آمادگی کامل ایران برابر تهدیدات ترامپ و پاسخهای قاطع به حملات این کشور به تأسیسات و زیرساختها و... علیه منافع آمریکا در کشورهای منطقه به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران داخلی و بینالمللی بهعنوان یک عامل مهم بازدارنده تلقی میشود که در نهایت به تهدیدهای توخالی صِرف مکرر ترامپ برای حملات گسترده علیه کشور منتهی شده است. به باور بسیاری از کارشناسان جنگ رمضان که با تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران آغاز شد، بدون نتیجه و دست یافتن به اهداف اولیه آنها به منزله باتلاقی برای متجاوزین بهویژه ترامپ تبدیل شده است که اصلیترین دغدغه آن بازشدن تنگه هرمز است که پیش از جنگ نیز باز بود. در این باره با حسن قشقاوی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و نماینده مجلس گفتوگو کردهایم که میخوانید:
ترامپ مذاکرات در حال انجام بین ایران و عمان درباره مدیریت تنگه هرمز را نتیجه تهدیداتش علیه ایران و ادعای حملات گسترده به زیرساختهای کشور اعلام کرده است؛ نظر شما در این باره چیست؟
گفتوگوهایی که در شرایط کنونی میان ایران و عمان دنبال میشود در چارچوب روابط دوجانبه، مسائل منطقهای و موضوعات مرتبط با امنیت و حقوق ایران در تنگه هرمز است و نباید آن را مستقیماً به آمریکا یا تهدیدهایی که از سوی این کشور مطرح میشود، مرتبط دانست. ایران و عمان همواره روابطی سازنده، دوستانه و مبتنی بر منافع متقابل داشتهاند و طبیعی است که درباره موضوعات مهم منطقه، از جمله امنیت مسیرهای دریایی و تنگه هرمز، رایزنیهایی داشته باشند. البته ایران با برخی دیگر از کشورهای منطقه و همسایه نیز در تماس و گفتوگو است اما این رفتوآمدهای دیپلماتیک به معنای مذاکره با آمریکا نیست. جمهوری اسلامی ایران مواضع خود را بهروشنی اعلام کرده و هرگونه گفتوگو با کشورهای منطقه را در مسیر تأمین منافع ملی، تقویت ثبات و... دنبال میکند.
به اعتقاد شما وزن حضور برخی از کشورهای منطقه بهعنوان میانجی، همزمان با تهدیدات ترامپ علیه ایران چقدر است؟ آیا تهدیدهای آمریکا و پاسخ ایران به این تهدیدات باعث فعالتر شدن میانجیها و کشورهای عربی در منطقه شده است؟
بدیهی است که در مقاطع مختلف هر زمان فضای تهدید یا تنش علیه ایران افزایش یافته، برخی کشورهای منطقه و همسایه تلاش کردهاند نقش میانجی یا تسهیلکننده ارتباطات را ایفا کنند. این موضوع جدیدی نیست. کشورهای منطقه بهخوبی میدانند که هرگونه ناامنی، درگیری یا ماجراجویی نظامی علیه ایران فقط به مرزهای ایران محدود نمیماند و آثار آن کل منطقه، اقتصاد کشورهای پیرامونی، بازار انرژی و امنیت کشتیرانی را دربر میگیرد. ایران نیز همواره بر این نکته تأکید داشته که امنیت منطقه باید به دست کشورهای منطقه تأمین شود. دخالت بازیگران فرامنطقهای نهتنها در بسیاری از موارد به ثبات کمک نکرده، بلکه خود منشأ افزایش بحران و ناامنی بوده است. از این نظر گفتوگوهای منطقهای و نقشآفرینی کشورهایی مانند عمان میتواند در کاهش سوءبرداشتها و جلوگیری از تشدید تنش مؤثر باشد اما این مسئله به معنای تغییر موضع اصولی ایران برابر آمریکا نیست.
ایران هم در حملات اخیر آمریکا به کشور با حمله به پایگاههای این کشور در منطقه بهویژه اردن، کویت، بحرین و... نشان داد که هیچ اقدامی را بیپاسخ نمیگذارد. به نظر شما آیا اقدامات ایران برابر آمریکا بازدارنده تلقی میشود ومانع از تداوم حملات به کشور خواهد شد؟
قطعاً تا به حال کاملاً بارز است که جمهوری اسلامی ایران هر تهدیدی را با دقت و هوشیاری دنبال میکند اما در عین حال در دام فضاسازیهای تبلیغاتی و جنگ روانی قرار نمیگیرد. تجربه نشان داده است که آمریکاییها در موارد متعددی تهدیدهایی را مطرح کردهاند اما در عمل بهخوبی میدانند که اقدام نظامی علیه ایران اقدامی ساده، کمهزینه یا بدون پاسخ نخواهد بود. ایران صریح و روشن اعلام کرده است که اگر اقدامی علیه کشور، منافع ملی، امنیت ملی یا تمامیت ارضی جمهوری اسلامی صورت گیرد، پاسخ ایران عملی، جدی و متناسب خواهد بود. توانمندیهای ایران صرفاً در سطح بیان مواضع نیست و طرفهای مقابل نیز از ظرفیتها و اراده جمهوری اسلامی برای دفاع از خود آگاهی دارند. به همین دلیل، به نظر میرسد آمریکا و متحدانش میدانند که مسیر فشار نظامی نمیتواند آنها را به نتیجه مطلوب برساند.
پس به اعتقاد شما عقبنشینی آمریکا از برخی مواضع یا پرهیز از اقدام نظامی، ناشی از همین بازدارندگی ایران بوده است نه آنگونه که آمریکا ادعا کرده است که ایران درخواست مذاکرات را پذیرفته است؟
واقعیت این است که طرف مقابل تجربه کرده است که حمله نظامی یا تهدید مستقیم علیه ایران نهتنها تضمینی برای دستیابی به اهدافش ایجاد نمیکند، بلکه میتواند هزینههای سنگینی برای آمریکا، رژیم صهیونیستی و حتی کشورهای همپیمان آنها در منطقه داشته باشد. ایران کشوری نیست که برابر تهدید تسلیم شود یا از حقوق خود عقبنشینی کند. در حقیقت بازدارندگی اقدامات ایران حاصل مجموعهای از عوامل است از جمله انسجام ملی، توان دفاعی، ظرفیتهای منطقهای، موقعیت ژئوپلیتیکی و مهمتر از همه، اراده ملت و نظام برای دفاع از استقلال کشور. دشمنان ایران به این جمعبندی رسیدهاند که راه فشار و تهدید نتیجهبخش نیست، از این رو ممکن است به سراغ ابزارهای دیگری همچون فشار اقتصادی، جنگ رسانهای، تحریک اختلافات داخلی یا استفاده از گروههای وابسته بروند که البته برابر همه این موارد هم ایران کاملاً هشیار و آماده است. دشمنان ایران در طول سالهای گذشته از شیوههای گوناگون برای فشار بر کشور استفاده کردهاند از تحریم و عملیات روانی گرفته تا حمایت مالی، رسانهای و اطلاعاتی از جریانهای معاند، تجزیهطلب و وابسته. این اقدامات البته تازگی ندارد، اما جمهوری اسلامی ایران نیز نسبت به تحرکات دشمنان اشراف اطلاعاتی و امنیتی دارد. ملت ایران بارها نشان داده که در برابر پروژههای تجزیهطلبانه و اقدامات علیه وحدت ملی ایستادگی میکند. دشمن بهدنبال ایجاد شکاف میان اقوام، مذاهب و گروههای مختلف ایرانی است اما پیوند تاریخی و ملی مردم ایران بسیار عمیقتر از آن است که با اینگونه اقدامات آسیب ببیند. دستگاههای مسئول نیز با هوشیاری، تحرکات تهدیدآمیز را رصد میکنند و اجازه نخواهند داد امنیت کشور آسیب ببیند.
جایگاه تنگه هرمز در این معادلات چیست و ایران چه نگاهی به حقوق خود در این آبراه راهبردی دارد؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین آبراههای راهبردی جهان است و امنیت آن هم برای ایران و هم برای کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی اهمیت دارد. جمهوری اسلامی ایران همواره نقش مسئولانه خود را در حفظ امنیت این منطقه ایفا کرده است. اما در عین حال حقوق قانونی، منافع ملی و ملاحظات امنیتی ایران در تنگه هرمز برای ما اولویت اساسی دارد و نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود. ایران نهتنها یک کشور ساحلی در این منطقه است، بلکه از نظر تاریخی، جغرافیایی و حقوقی در ترتیبات مربوط به امنیت تنگه هرمز نقش تعیینکننده دارد. هر طرح، اقدام یا سازوکاری که بخواهد این واقعیت را نادیده بگیرد یا نقش ایران را کمرنگ کند، نمیتواند موفق باشد، چراکه امنیت پایدار در تنگه هرمز تنها با مشارکت و نقشآفرینی واقعی کشورهای ساحلی و منطقه و نه با حضور و مداخله نیروهای خارجی امکانپذیر خواهد بود.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)