جریان آنلاین | اعلام فروش متری مسکن از سوی شهرداری در روزهای اخیر واکنشهای مختلفی را بین کارشناسان و مردم بهدنبال داشت. این روزها دیگر کمتر کسی رویای خرید خانه بهخصوص در کلانشهرها را در ذهن میپروراند و حتی شاید دغدغه اصلی آنها تأمین هزینههای اجارهخانههایی باشد که هر روز هم از متراژ آن آب میرود و هم فاصله آنها تا مرکز شهرهای بزرگ بیشتر میشود. دراین بین طرح فروش متری مسکن با قیمتهای انفجاری پلی برای تحقق رویای خانهدارشدن آنها نیست، بلکه بیشتر فرصتی برای جمعآوری نقدینگیهای مردم و استفاده از پول آنها در پروژههایی است که خود قدرت سهم گرفتن از نتیجه نهایی آن را ندارند. هرچند برخی از کارشناسان این طرح را فرصتی برای همگان میدانند که در نهایت باعث رشد سرمایههای آنها در پروژه های ساخت و ساز میشود که به هدف نهایی یعنی «برد – برد» منتهی میشود اما چگونگی فروش سهم خریداران، بازار نابهسامان ساختوساز، محاسبه سود و زیان در پروژههای طرح و... از جمله ابهاماتی است که سعی کردهایم در گفتوگو با فرشید پورحاجت، دبیرکانون سراسری انبوهسازان وتوسعهگران مسکن و ساختمان ایران به بررسی آن بپردازیم که در ادامه میخوانید:
فروش سانتیمتری مسکن از سوی شهرداری در حال حاضر با توجه به نرخ تورم و قیمتهای انفجاری مسکن چه جایگاهی در مردم دارد؟ آیا کمکی به خانهدار شدن مردم میکند؟
این طرح پیش از این هم مطرح شده بود و در واقع این طرح نه بهعنوان یک راهکار تازه برای خانهدار شدن، بلکه بهمثابه یک ابزار مالی است. در حقیقت فروش متری بیش از آنکه سازوکاری برای تحویل واحد مسکونی باشد، کانالی است برای جمعآوری سرمایههای خرد و نقدینگیهای پراکنده در سطح جامعه و هدایت آنها به سمت صنعت ساختمان که از آن بهعنوان صنعت پیشرو میتوان یاد کرد، عنوان میشود. هرچند در سطح کلان این ابزار میتواند به پیشبرد پروژههای عمرانی، فعالسازی ساختوساز و در نهایت بهبود وضعیت بازار مسکن کمک کند. پیش از این هم صحبت مسکن متری بوده و کارها قبلاً هم انجام شده است. تبدیل دارایی خردپذیر در بخشهایی مانند ساخت مسکن ایده تازهای نیست و در قالبهای مشابه نیز تجربه شده است. نکته قابل توجه اینکه این مدل را میتوان به پروژههای عمومی دیگر هم میتوان تعمیم داد، نمونههایی مانند ساخت پارکینگهای عمومی که در حال حاضر از مشکلات جامع بهشمار میآید. به عبارتی میتوان با مشارکت سرمایههای مردمی بسیاری از طرحهای عمرانی را بهثمر رساند و این نشان میدهد مشارکت عمومی در تأمین مالی پروژههای شهری، الگویی آزمودهشده است که میتوان از آن در حوزه مسکن نیز بهره گرفت.
ورود شهرداری به این طرح پیش از این هم با مخالفتهایی همراه بود. به اعتفاد برخی شهرداری با مداخله دراین حوزهها از بسیاری از وظایف خود باز میماند و مشکلاتی در جامعه ایجاد میکند. کلاً به اعتقاد شما آیا تعارض منافع دراین بخش ایجاد نمیشود؟
حضور شهرداری در این عرصه نه تنها تناقضی ندارد، بلکه با الگوهای جهانی نیز همخوانی دارد. ورود نهادهای عمومی برای جذب نقدینگی خرد و مشارکت مردم در پروژههای عمرانی، سازوکاری شناختهشده در کشورهای مختلف است. در همین چارچوب شهرداری میتواند با تکیه بر همین ظرفیت، منابع مالی لازم برای پروژههای زیرساختی و عمرانی خود را از مسیر مشارکت عمومی تأمین کند. در حقیقت صنعت ساختوساز یکی از صنایع پیشران کشور به شمار میآید و هر آنچه که بتواند این صنعت را پیش ببرد و به آن کمک کند، مطلوب تلقی میشود. علاوه بر این بهنوعی میتواند نقدینگیهای مردم را جمعآوری کند و به نوعی سیاستی برد – برد است.
قطعاً مردم با نیت و هدف خانهدارشدن و یا حداقل سرمایهگذاری با قدرت نقدشوندگی در مواقع ضروری در این طرح مشارکت میکنند. در شرایط فعلی که تورم بالا و قدرت خرید مردم پایین است، آیا این طرح شدنی است؟
قطعاً دغدغه مردم خانهدارشدن است و خب بدیهی است که با این نرخ تورم و قیمت مسکن خانهدارشدن برای بسیار دشواراست. در این بین آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تضمین تحقق «منافع مردم» است. قطعاً در این مسیر باید منافع مردم هم عملیاتی شود و اجرایی شود. به عبارت دیگر، این ابزار تنها زمانی میتواند به پیشرفت پروژهها و ساخت مسکن در سطح کلان بینجامد که در عمل سهم مردم و منافع آنان در آن لحاظ و اجرایی شود. خب قطعاً سرمایه های مردم برای مشارکت در طرح خرید متری مسکن، در پروژههای ساخت و ساز هزینه میشود و در نهایت به بهبود بازار مسکن و شرایط خرید مسکن منتهی میشود و همه افراد و متقاضیان دراین پروژه میتوانند از آن بهرهمند شوند.
چرا باوجود اینکه این طرح پیش از این هم اجرا میشد، متوقف شد و به نوعی با اقبال روبهرو نشد؟ بزرگترین خطری که این طرح را تهدید میکند چیست؟
درباره مهمترین چالش این مدل میتوان گفت که خطر اصلی آن است که این ابزار مالی به «بورسبازی» تبدیل شود و از هدف اصلی خود یعنی خانهدار شدن واقعی مردم خارج شود. چراکه تجربه تلخ سایر حوزهها نشان میدهد که هرگاه سازوکارهای مالی بدون نظارت دقیق بهکار گرفته شوند، زمینه تخلف و انحراف فراهم میشود و همین مسئله موجب شکست رویکردها شده است. بنابراین بدون وجود نظارت مستمر و سازوکارهای شفاف، فروش متری ممکن است به ابزاری برای سوداگری تبدیل شود، نه خانهدار شدن. قطعاً فروش متر مسکن ابزاری مالی با ظرفیتهای واقعی برای جمعآوری نقدینگی خرد، مشارکت مردم در پروژههای عمرانی و پیشبرد صنعت ساختمان است که حتی میتواند در پروژههایی همچون پارکینگهای عمومی نیز بهکار گرفته شود اما تحقق این ظرفیتها مشروط به دو شرط اساسی است و آن اینکه جلوگیری از تبدیلشدن آن به بازار سوداگری و «بورسبازی»؛ و دیگر آنکه عملیاتی و اجرایی کردن منافع مردم در تمام مراحل و تا زمانی که این دو شرط برقرار نشود این طرح در بهترین حالت، مشارکت خرد مردم در یک بازار گرانقیمت خواهد بود و نه راهی برای خانهدارشدن طبقات متوسط و پایین.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)