جریان آنلاین (/): آتشسوزی جنگلهای هیرکانی بیست روز است که شعلهور است و هنوز مهار نشده. رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور صراحتاً اعلام کرد: «ردپای عوامل انسانی و جنگلخواران در این آتشسوزیها دیده میشود». اما دستگاههای مسئول همچنان در خوابند.»
فیلم دلخراش گریه جنگلبانان مازندرانی درحالیکه درختان هزاران ساله مقابل چشمانشان خاکستر میشوند، قلب هر بینندهای را به درد میآورد. این فقط یک آتشسوزی ساده نیست؛ این نابودی آخرین بازماندههای عصر یخبندان روی زمین است.
چرا ۲۰ هزار هکتار جنگل ثبت جهانی فقط دو محیطبان دارد؟
در روزهای اول که آتش هنوز قابلمهار بود، هیچکدام از استانداری مازندران، سازمان حفاظت محیطزیست و منابع طبیعی درخواست بالگرد یا هواپیمای آبپاش نکرد. وقتی بعد از هفتهها هواپیمای ایلیوشین رسید، آتش آنقدر گسترده شده بود که هر پرواز فقط برای عکس یادگاری و گزارش عملکرد بود نه کار واقعی!
سکوت معنادار برخی رسانهها!
وقتی جنگلهای کالیفرنیا یا استرالیا میسوزد، همین رسانهها صف میکشند که «ببینید مدیریت لیبرال غرب چقدر ضعیف است». حالا که نوبت هیرکانی رسیده، همان قلمها و تریبونها ناگهان «بیصدا» شدهاند. انگار جنگل ایران سوختن ندارد.
جنگل هیرکانی فقط درخت نیست؛ سپر حیاتی ایران است
هر هکتار از این جنگل میلیونها تن آب تنظیم میکند، خاک را نگه میدارد، سیل و خشکسالی را مهار میکند و اکسیژن تولید میکند. با سوختن هر درخت، ما درواقع بخشی از امنیت غذایی، امنیت اقلیمی و امنیت ملی خودمان را به آتش میکشیم؛ چیزی که هیچ سد و هیچ پروژه عمرانی نمیتواند جایگزینش شود.
مشکل اصلی نه کمبود بالگرد است، بیمسئولیتی است
ایران پول پروژههای چند صد هزارمیلیاردی را دارد، اما برای خرید چند فروند هواپیمای اطفای حریق مخصوص جنگل بودجه ندارد. مشکل مسیر صعبالعبور نیست؛ مشکل مدیرانی است که از ترس «پذیرش مسئولیت» حتی یک درخواست رسمی هم نمینویسند. مشکل بروکراسیای است که آتش با سرعت باد میدود، اما امضای یک مجوز هفتهها طول میکشد.
تا وقتی مسئولیتپذیری جرم محسوب شود، رسانههای بانفوذ سکوت کنند و حفاظت از میراث جهانی ایران در حد حفاظت یک دهستان اداره شود، هیرکانی یکی نیست که میسوزد؛ آینده همه ما در حال خاکستر شدن است.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین