ظهوریان: شرایط جنگی فرصت طلایی برای پایان خام‌فروشی است / تمرکز صرف بر نقدینگی خطاست؛ زنجیره ارزش را بسازید

نویسنده: صدیقه فتاحی | انتشار : 1405/07/12 16:12:14
ظهوریان: شرایط جنگی فرصت طلایی برای پایان خام‌فروشی است / تمرکز صرف بر نقدینگی خطاست؛ زنجیره ارزش را بسازید

جریان آنلاین (/) | اظهارات اخیر رئیس جمهوری مبنی بر اتخاذ سیاست‌های نوین اقتصادی در وضعیت جنگی، حکایت از این دارد که اعمال تحریم‌های جدید اقتصادی آمریکا علیه ایران درحوزه دریایی، هوایی، ریلی و... شرایطی را ایجاب می‌کند که در صورت بی‌توجهی به شاخص‌های مؤثر در حوزه اقتصادی کار را در عرصه‌های دیگر هم برای کشور دشوار می‌کند. هرچند ایران بارها در سال‌های تحریم ثابت کرده است که به‌خوبی راه‌های دور‌زدن تحریم را می‌شناسد و می‌تواند بر این اهرم‌های فشار غلبه کند. در این باره با میثم ظهوریان، عضو کمیسیون اقتصادی و نماینده مجلس گفت‌و‌گو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید: 

 در پیش گرفتن سیاست‌های جدید در شرایط جنگی در بخش اقتصادی به چه معناست؟ آیا این تغییر در سطح خُرد یا کلان باید انجام شود؟

اگر بخواهیم مفهوم آرایش جنگی را جدی بگیریم، نباید آن را به مجموعه‌ای از اقدامات مقطعی برای عبور از بحران محدود کنیم. اتفاقاً در سطح بالاتر شرایط جنگی می‌تواند فرصتی برای انجام اصلاحاتی باشد که در وضعیت عادی، معمولاً اراده یا جسارت کافی برای اجرای آنها وجود ندارد. یکی از مهم‌ترین این اصلاحات باید در بخش واقعی اقتصاد اتفاق بیفتد. یعنی تمرکز بیشتر بر تولید و فعالیت‌هایی که ارزش افزوده ایجاد می‌کنند. ما باید از اقتصادی که بخش قابل‌توجهی از درآمدش را از خام‌فروشی به‌دست می‌آورد، فاصله بگیریم و مواد اولیه و منابع خود را در زنجیره‌های کامل‌تر تولید و فرآوری به کار بگیریم. هرچه این زنجیره کامل‌تر شود، ارزش افزوده بیشتری در داخل کشور ایجاد می‌شود و وابستگی اقتصاد نیز کاهش پیدا می‌کند. در کنار تولید، تأمین و مدیریت کالاهای اساسی هم باید یکی از محورهای اصلی این آرایش جدید باشد.

پس به اعتقاد شما این آرایش جنگی باید در عرصه‌های مختلف متناسب با شرایط جنگی و کمبودهای احتمالی در بخش اقتصادی خرد و کلان اجرایی شود؟

مسئله این است که شرایط جنگی محدودیت‌ها و ضرورت‌هایی را به‌وجود می‌آورد که در شرایط معمول شاید کمتر احساس شوند. وقتی منابع محدودتر می‌شود و فشار بیشتری بر اقتصاد وارد می‌شود، دیگر نمی‌توان با همان اولویت‌بندی گذشته ادامه داد. در چنین وضعیتی باید به سراغ ظرفیت‌هایی برویم که بیشترین اثر را بر اقتصاد واقعی دارند. تولید و ایجاد ارزش افزوده باید در مرکز توجه قرار گیرد. به‌خصوص باید از ظرفیت‌هایی استفاده کنیم که می‌توانند زنجیره تولید را تکمیل کنند و اقتصاد را از وابستگی به فروش مواد خام دور کنند. جنگ با همه خسارت‌هایی که به همراه دارد، می‌تواند این ضرورت را جدی‌تر و فوری‌تر کند.

قطعاً یکی از نگرانی‌های جدی در چنین شرایطی، تورم است. برخی هنوز افزایش نقدینگی را علت اصلی تورم می‌دانند؛ نظر شما چیست؟

به‌نظرم این نگاه که صرفاً حجم نقدینگی را به عنوان متغیر تعیین‌کننده تورم در نظر بگیریم، با واقعیت اقتصاد ایران همخوانی ندارد. باید ببینیم در کنار نقدینگی چه اتفاقی برای تولید افتاده است. اقتصاد ایران طی یک دهه گذشته کوچک شده و بخش تولید نیز با آسیب‌ها و کاهش ظرفیت مواجه بوده است. بنابراین مسئله فقط این نیست که چه مقدار نقدینگی در اقتصاد وجود دارد؛ مهم‌تر این است که این نقدینگی در چه بستری قرار گرفته و نسبت آن با حجم تولید و ظرفیت واقعی اقتصاد چگونه است. نمی‌توان همه تورم را با افزایش تقاضا یا رشد نقدینگی توضیح داد. بخش قابل‌توجهی از تورم موجود، از ناحیه افزایش هزینه‌ها و شوک‌هایی است که به سمت عرضه وارد می‌شود.

یعنی در شرایط جنگی، سیاست ضدتورمی باید از مهار نقدینگی به حفظ تولید تغییر جهت دهد؟

مسئله این است که اگر فقط روی نقدینگی تمرکز کنیم و بخش عرضه و تولید را نبینیم، تصویر کاملی از تورم نخواهیم داشت. وقتی تولید کاهش پیدا می‌کند و ظرفیت اقتصاد کوچک می‌شود، هرگونه اختلال در عرضه می‌تواند مستقیماً خودش را در قیمت‌ها نشان دهد.  بنابراین برای مقابله با تورم باید سمت عرضه اقتصاد را هم جدی گرفت. اگر تولید تقویت شود و ظرفیت‌های واقعی اقتصاد فعال بماند، طبیعتاً بخشی از فشارهای تورمی نیز کنترل خواهد شد. نمی‌توان نسخه‌ای یکسان برای اقتصادی پیچید که ساختار تولید و شرایط آن با گذشته تفاوت کرده است. در شرایط جنگی، کالاهای اساسی طبیعتاً اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند، چون مسئله فقط قیمت نیست؛ مسئله استمرار دسترسی مردم به نیازهای ضروری است. به‌همین دلیل، تأمین و مدیریت این کالاها باید یکی از اولویت‌های اصلی سیاست‌گذاری باشد. البته این موضوع را نمی‌توان جدا از تولید و زنجیره تأمین دید. اگر قرار باشد فقط در مرحله نهایی بازار مداخله کنیم اما بخش تولید و فرآوری و تأمین نهاده‌ها دچار مشکل باشد، مسئله همچنان باقی خواهد ماند. باید کل زنجیره را دید و منابع محدود را به بخش‌هایی اختصاص داد که بیشترین نقش را در حفظ تولید و تأمین نیازهای ضروری کشور دارند.

پس به اعتقاد شما اگر جنگ به عرصه اقتصاد منتقل شده، اولویت اول دولت چه باید باشد؟ ارز، بانک، تولید، کالاهای اساسی یا مهار تورم؟

نمی‌توان اینها را از هم جدا کرد و گفت فقط یکی از این موارد اولویت دارد. اقتصاد یک مجموعه به‌هم‌پیوسته است و در شرایط جنگی اتفاقاً باید ارتباط میان این بخش‌ها را بیشتر دید. اما قطعاً نمی‌شود از یک طرف درباره آرایش جنگی صحبت کرد و از طرف دیگر همان شیوه تصمیم‌گیری عادی را ادامه داد، نظام بانکی را رها کرد، تولید را در اولویت قرار نداد یا از ظرفیت‌های مالی دولت غافل شد. آرایش جنگی زمانی معنا پیدا می‌کند که در اولویت‌بندی و تصمیم‌های واقعی اقتصادی خودش را نشان دهد؛ یعنی منابع، سیاست‌ها و ظرفیت‌های کشور در یک جهت مشخص و برای افزایش تاب‌آوری اقتصاد به‌کار گرفته شوند.

پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)