جریان آنلاین (/) | گرانیها ادامه دارد، روزانه شاهد افزایش قیمتها هستیم و دولت نیز تنها جنگ و تحریم را عامل افزایش قیمتها و تورم و گرانی عنوان میکند، همچنان ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی تأمین نمیشود و از دارو تا انواع خوراکیهای ضروری به صورت مستمر و روزانه در حال گران شدن هستند.
به نوعی روتین زندگی مردم ایران مشاهده افزایش قیمتها و کاهش قدرت خرید و ذرهبینی شدن سفره مردم است و شاهد هستیم که دولت نیز همچنان هیچ نسخه مؤثری برای مهار تورم و گرانی ندارد و از سویی به صورت ویژه دولت با حمایت مجلس و برخی نهادهای دیگر به بهانههایی نظیر جنگ و تحریم درحال استمرار گرانسازی و مسدود کردن دسترسی مردم به حداقلهای یک زندگی معمولی هستند.
در همین راستا گفتوگویی با دکتر حسین صمصامی نماینده تهران و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی داشتیم تا به بررسی ریشه گرانیها از دیدگاه این نماینده و استاد اقتصاد دانشگاه بپردازیم.
مشروح این گفتوگو در ادامه آمده است:
با موج جدیدی از گرانیها مواجه هستیم، آیا ریشه تمام این گرانیها در جنگ و تحریم است یا مسائل دیگری را باید بهعنوان منشأ این گرانی سرسامآور در نظر گرفت؟
اگر قیمت کالاها را رصد کنیم، افزایش قیمت کالاها یک دلیل اصلی دارد و البته جنگ هم در بعضی موارد اثراتی بر روی قیمت کالاها داشته و باید اینها از هم تفکیک بشود، اما عمده افزایش قیمت کالاها بهدلیل سیاستهای غلط ارزی است که در دیماه سال گذشته اتخاذ شد.
سال گذشته مرغ 140 هزار تومان بود، تخم مرغ 180 هزار تومان بود، روغن بطری 800 گرمی حدود 80 هزار تومان بود، قیمت کالاهای دیگر را هم اگر بررسی کنیم به همین روال بود، بعد یک دفعه قیمت کالاها جهش کرد و مرغ به حدود 280 هزار تومان رسید و تخم مرغ به حدود 300 هزار تومان و روغن خوراکی در حدود 280 هزار تومان شد، اینها همه سال گذشته و پیش از جنگ و اغتشاشات دیماه رخ داد، این گرانیها وقتی اتفاق افتاد شاهد اغتشاشات بودیم، 15 دیماه این گرانی رخ داد و ما 18 و 19 دیماه شاهد اغتشاشات بودیم و دشمن کشته سازی کرد و از شرایط بر علیه ما استفاده کرد و بعد قطعنامه حقوق بشری علیه ما صادر شد و دشمن با سوء استفاده از این جریانات آمریکا و رژیم صهیونیستی جسارت کردند و به ما حمله کردند.
ریشه همه این اتفاقات در این گرانی ناگهانی است چرا که دشمن احساس کرد که مردم از نظام ناراضی شدند و پشت نظام را خالی خواهند کرد و با یک اشتباه محاسباتی دشمن دست به حمله بر علیه ما زد.
در ادامه حذف ارز ترجیحی 28500 تومانی بازهم گرانسازی ارزی داشتیم؟
بعد از حذف ارز 28500 تومانی ارز تالار اول هم حذف شد، یعنی دلار 80 هزار تومانی به بیش از 140 هزار تومان رسید و این دلار بازار مبادله عملا نرخی است که در بازار بورس کالا روی قیمتها اثرگذار است، همچنین مواد اولیه تولید کالاهای اساسی جامعه و همینطور هزینه تولید کالاهایی مثل مرغ و تخممرغ و گوشت و لبنیات هم تحت تأثیر نرخ بازار مبادله ارز است هم اثرات جدی از حذف ارز 28500 دریافت کرد و همه اینها هزینههای تولید را بالا برد و بنگاههای تولیدی وقتی انبارهایشان از کالاهایی که با ارز 80 هزار تومانی خریده بودند خالی شد مجبور به خرید با دلار 140 هزار تومانی بودند و هزینههای تولید آنها افزایش چشمگیر پیدا کرد و بعد از یکی دو ماه این در بازار کشور خود را نشان داد.
البته جنگ هم که اتفاق افتاد چند مسأله رخ داد، یکی اینکه صنایع فولادی ما مورد حمله قرار گرفت و خود این فولاد یک انتظاراتی را در بازار ایجاد کرد که بازار احساس کرد ممکن است عرضه فولاد کاهش پیدا کند و همین مسأله باعث افزایش قیمت فولاد در بازار شد، در پتروشیمی هم شرایطی مشابه فولاد را شاهد بودیم و وقتی پتروشیمیهای ما مورد حمله قرار گرفت قیمت محصولات مرتبط افزایش پیدا کرد.
اگرچه در بورس کالا وقتی این محصولات قیمت گذاری شد قیمت کاهش پیدا کرد اما به دلیل نبود نظارت دلالان با خرید از بورس و شکلگیری سودجویی در بازار همچنان قیمت مواد پتروشیمی و فولاد افزایش پیدا کرد.
پس ریشه اصلی وضعیت موجود را باید در حذف یا در حقیقت گرانسازی ارز ترجیحی جستوجو کنیم؟
علت العلل افزایش قیمتهایی که رخ داد و اکنون شاهد آن هستیم آن سیاست غلطی بود که در سال گذشته انجام شد و ارز 28500 تومانی حذف شد و ارز 80 هزار تومانی تالار اول هم افزایش دادیم و الان 148 هزار تومان است و با وقوع جنگ هم به واسطه آسیبهایی که به ساختارهای ما وارد شد نیز در بخشهایی افزایش قیمت داشتیم.
البته الان هم این افزایش نرخ ارز در تالار مبادله همچنان ادامه دارد و بانک مرکزی هر روز مشغول افزایش نرخ ارز است و تا یک ماه دیگر شاهد تورم و گرانی بدتر از آنچه اکنون شاهد آن هستیم خواهیم بود، بهخاطر اینکه سیاستهایی که در دیماه اجرا شد هنوز ادامه دارد.
به نظر شما با توجه به ادامه داشتن سیاست گرانسازی ارز، پیامدهای گرانسازی ارز و اتفاقاتی که در دی ماه پس از حذف ارز ترجیحی رخ داد برای دولت درس عبرت نشده است؟
همانطور که جنگ 12 روزه برای دولت درس عبرت نشد این جنگ هم برای دولت درس عبرت نشد، اگرچه این جنگ متأسفانه هنوز ادامه دارد و سیاستهای غلط دولت هم همچنان ادامه دارد و باید این را بگویم که هم دولت و هم مجلس در گرانیهای اخیر سهیم هستند، در این گرانسازیها رئیس مجلس و برخی نمایندگان که حامی گرانسازی هستند نقش دارند و این مجلس بود که به دولت فشار آورد ارز 28500 حذف بشود و کالابرگ داده شود و در این سیاست کالابرگ چون محل تأمین آن از حذف ارز ترجیحی بود عملا نتیجه آن این شد که ما یک میلیون تومان در جیب مردم گذاشتیم 5 میلیون تومان از جیب آنها برداشتیم و این سیاست یک دزدی آشکار از جیب مردم است.
نظر شما در خصوص بورسی شدن برق چیست و این اقدام چه تبعاتی خواهد داشت؟
اینها همه سیاستهای افزایش قیمت و گرانسازی است و اگر برق وارد بورس بشود به مشترکین یک الگوی مصرفی اعلام خواهد که تا آن میزان یک نرخ پایینی برای برق خواهد بود و مابهالتفاوت آن را گواهی صرفهجویی به مشترکین میدهند تا برق را در بورس بفروشند و این گواهی را یک مصرف کننده دیگری باید بخرد که بیشتر مصرف میکند، الگوی مصرف هم به نحوی است که رعایت آن در توان هرکسی نیست و تعداد زیادی از مردم شاید نتوانند آن را رعایت کنند و مجبور هستند برق را گرانتر بخرند.
اما موضوع اینجا است که قیمت برق در بورس مبنای افزایش هزینههای تولید در فضای اقتصادی و کسب و کار کشور خواهد شد و همین موضوع باعث افزایش هزینه تمام شده تولید میشود و همه اینها سیاستهای گرانسازی هستند که در حال اجرایی شدن است.
قطعا مردم باید الگوی مصرف را قویا رعایت بکنند و باید بپذیریم که در شرایط جنگی هستیم و با مسائلی مواجهیم نظیر اینکه برخی زیرساختها و منابع انرژی ما آسیب دیده است و قطعا مردم باید الگوی مصرف را رعایت کنند کما اینکه در هشت سال دفاع مقدس مردم با محدودیتهای مواجه بودند و این الگوی مصرف را رعایت میکردند.
اما در دوران هشت سال دفاع مقدس کالاهای اساسی را در سفره مردم گران نکردیم یعنی با سیاستها و تمهیداتی که انجام شد کالاهای اساسی در سفره مردم بود و تا سال 68 ارز 7 هزار تومانی در سفره مردم بود و توانستیم سفره مردم را حفظ کنیم.
پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)