جریان آنلاین (/) | این روزها در بسیاری از حوزههای اجرایی، قانونگذاری و... شنیده میشود که خاموشیهای صنایع به یک روز در هفته کاهش مییابد یا اینکه بسیار شعارگونه گفته میشود که «چراغ صنعت نباید خاموش شود» اما این «بایدها» قطعاً اظهاراتی است که از سوی مردم و فعالان در حوزههای مختلف همواره از حاکمیت مطالبه گری میشود، اما اینکه بستر مناسب برای اجرایی شدن آن فراهم شود، مسئلهای است که نیاز به واقعبینی بیشتر و اهتمام مسئولان در حوزههای مختلف برای به استفاده از ظرفیتهای موجود کشور با توجه به واقعیتهای موجود دارد. دراین باره با حمیدرضا صالحی، عضو اتاق بازرگانی تهران گفتوگو کردهایم که در زیر آمده میخوانید:
کاهش خاموشیهای صنایع به یک روز، در حالیکه پیش از وقوع جنگ و چالشهای تأمین برق مورد نیاز بیشتر از این بود به اعتقاد بسیاری، ادعایی است که دوام نخواهد آورد؛ نظر شما در این باره چیست؟
قطعاً کشور با چالش ناترازی انرژی بهخصوص برق مواجه است که این در سالهای اخیر صنایع کشور را با مشکلات جدی روبهرو کرده است اما از سوی دیگر در حالی که کشور با بحران شدید ناترازی برق و خاموشیهای مداوم صنایع مواجه است اما در عین حال هنوز ظرفیتهای فراوانی در کشور وجود دارد که تاکنون از آن بهنحو مطلوب استفاده نشده است. واقعیت این است که وجود حدود ۳۰۰ روز آفتابی در جغرافیای ایران یک واقعیت اقلیمی غیرقابلانکار است که بستری بینظیر برای توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر بهویژه در بخش خورشیدی فراهم کرده است اما اینکه چرا این پتانسیل به ظرفیت عملیاتی کلان تبدیل نشده به موانع ساختاری، عدم جذابیت کافی تعرفههای خرید تضمینی در سالهای گذشته و بوروکراسی پیچیده جذب سرمایهگذاری بازمیگردد. بخش خصوصی همواره آمادگی خود را برای ورود به این حوزه اعلام کرده است اما دولت باید ریلگذاریهای قانونی و مالی را تسهیل کند. ما نمیتوانیم بدون اصلاح ساختار اقتصادیِ انرژی، انتظار جهش ناگهانی داشته باشیم. اما امروز در نقطهای ایستادهایم که امنیت انرژی کشور ایجاب میکند این پتانسیلها فوراً فعال شوند.
در حال حاضر تهدید حمله و آسیب به زیرساختها و نیروگاههای کشور براساس ادعاهای آمریکا وجود دارد که در هرحال امنیت شبکه برق را تهدید میکند؛ بهنظر شما در شرایط کنونی چه اقدامی میتواند تثبیت کننده تأمین انرژی در کشور باشد؟
نه در ایران بلکه در همه جهان تمرکز بیش از حد شبکه توزیع و تولید برق ایران روی نیروگاههای بزرگ و متمرکز حرارتی در شرایط بحرانی و تهدیدات امنیتی، یک نقطه آسیبپذیری جدی محسوب میشود. اگر به هر دلیلی یکی از این هابهای بزرگ تولیدی آسیب ببیند، بخش عمدهای از شبکه سراسری دچار فروپاشی یا خاموشی گسترده خواهد شد. راهکار پدافند غیرعامل و استراتژیک ما در این حوزه حتی در آینده دور، تمرکززدایی از سبد تولید برق، از طریق توسعه نیروگاههای کوچکمقیاس و غیرمتمرکز تجدیدپذیر است. نیروگاههای خورشیدی کوچک که در نقاط مختلف کشور پراکنده باشند، سیستم توزیع را تابآورتر میکنند. در این الگو، آسیب دیدن یک نقطه منجر به خاموشی کل سیستم نمیشود و نیروگاههای خورشیدی میتوانند بهعنوان پشتیبانهای حیاتی و محلی، پایداری شبکه را در شرایط اضطراری تضمین کنند.
شما چقدر حملات به تأسیسات و زیرساختهای انرژی بهخصوص برق را جدی و محتمل ارزیابزی میکنید؟ چراکه این امر بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی خط قرمز تلقی میشود.
البته ما امیدواریم و انتظار داریم که هرگز هیچگونه حملهای به زیرساختهای حیاتی و انرژی صورت نگیرد. بر اساس عرف و قوانین بینالمللی حمله به تأسیسات غیرنظامی و زیرساختهای اساسی که زندگی روزمره مردم به آنها وابسته است، اقدامی نامطلوب، غیرقانونی و محکوم است. در اکثر منازعات و جنگهای مدرن دنیا نیز تلاش میشود این پروتکلها رعایت شود، چراکه بازسازی این تأسیسات هزینههای سرسامآور مادی و زمانی به همراه دارد که بار آن درنهایت بر دوش غیرنظامیان سنگینی میکند. با این وجود، وظیفه ما بهعنوان فعالان اقتصادی و برنامهریزان حوزه انرژی این است که بدترین سناریوها را پیشبینی کنیم و در این راستا، تنوعبخشی به سبد انرژی و حرکت به سمت تجدیدپذیرها فقط یک اقدام پدافندی برای زمان جنگ نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی و زیستمحیطی برای زمان صلح نیز بهشمار میرود.
آیا آماری درباره ظرفیت تولید برق کشور با استفاده از تجدیدپذیرها و انرژی خورشیدی در کشور وجود دارد و آیا این ظرفیتهای کشور میتواند شکاف ناترازی برق در بخش خانگی و صنعت را پرکند؟
در حال حاضر ظرفیت ما به بیش از ۳۰۰۰ مگاوات ارتقا یافته است اما این میزان متناسب با نیاز و پتانسیلهای کشور نیست. ظرفیت واقعی و هدفگذاری عملیاتی ما باید بسیار فراتر از این ارقام باشد. توانمندی اقلیمی و فنی کشور اجازه میدهد که این رقم را تا چند برابر افزایش داده و به محدوده ۱۵ تا ۱۸ هزار مگاوات برسانیم. رسیدن به این عدد کار سادهای نیست، اما غیرممکن هم نیست. برای پرکردن این شکاف، ما نیازمند یک انقلاب در سیاستگذاری حوزه انرژی و اعتماد واقعی به بخش خصوصی هستیم. بخش خصوصی پیش از این بارها آمادگی عملیاتی و مالی خود را برای ورود به پروژههای تجدیدپذیر اعلام کرده است به شرطی که دولت تضمینهای لازم برای خرید برق، رفع موانع گمرکی برای واردات تجهیزات نوین، و تسهیل تخصیص اراضی را فراهم کند.
مشکلات پیش روی بخش خصوصی در حال حاضر برای ورود به بخش تولید و توسعه ظرفیتهای کشور بخش برق چیست. چراکه شما بارها اشاره کردید که بخش خصوصی چندین بار اعلام آمادگی برای همکاری کرده است، اما مورداستقبال قرار نگرفته است.
ریسک سرمایهگذاری در حوزه انرژی در ایران بهدلیل نوسانات شدید نرخ ارز، تورم بالا و عدم قطعیتهای قانونی بسیار بالاست. سرمایهگذار بخش خصوصی زمانی که وارد این حوزه میشود، سرمایه ریالی یا ارزی خود را در پروژهای با بازگشت سرمایه طولانیمدت درگیر میکند. تقاضای بخش خصوصی برای تسهیلات یا ثبات مقررات، رانتخواهی نیست، بلکه تلاش برای کاهش ریسکهای غیرسیستماتیکی است که توسط سیاستهای نادرست دولتی ایجاد شده است. اگر دولت فضا را شفاف کند، نرخ خرید برق تجدیدپذیر را واقعی و متناسب با تورم تعدیل کند و اجازه صادرات بخشی از برق تولیدی تجدیدپذیر را به بخش خصوصی بدهد، شما خواهید دید که سیل سرمایههای خصوصی بدون نیاز به ریالی از بودجه دولت، به سمت توسعه نیروگاههای خورشیدی روانه خواهد شد.
با توجه به محدودیتهای زمانی و بحرانهای پیشرو، فکر میکنید چقدر زمان داریم تا این تحول ساختاری را در شبکه توزیع و تامین برق کشور اعمال کنیم تا از بحرانهای احتمالی امنیتی و صنعتی عبور کنیم؟
بدیهی است که هر سال که بگذرد، ناترازی برق عمیقتر میشود و صنایع ما خسارات سنگینتری از قطعی برق متحمل میشوند. امنیت زیرساختها ایجاب میکند که از همین امروز کار احداث نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس و غیرمتمرکز را با شتاب بیشتری دنبال کنیم. توسعه نیروگاههای خورشیدی بر خلاف نیروگاههای بزرگ حرارتی که ساخت آنها سالها زمان میبرد، بسیار سریعتر و در مقیاسهای کوچک ظرف چند ماه قابل بهرهبرداری است. امیدواریم با درک مشترک میان دولت، حاکمیت و بخش خصوصی، موانع موجود سریعتر برطرف شود تا بتوانیم امنیت انرژی کشور را برابر هرگونه تهدید داخلی و خارجی بیمه کنیم.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)