شکوهیان‌راد: جنگ 12 روزه نخستین جنگ تماما AI در دنیا بود/حکمرانی سایبری در کشور ما مغفول مانده است

نویسنده: مهدی امامقلی | انتشار : 1405/05/05 01:39:51
شکوهیان‌راد: جنگ 12 روزه نخستین جنگ تماما AI در دنیا بود/حکمرانی سایبری در کشور ما مغفول مانده است

جریان آنلاین (/) | متین فیروزآبادی: حکمرانی سایبری و مسأله فضای سایبرنتیک و مدیریت آن و سلطه کشورها بر این فضا موضوعی است که سال‌ها است توسط قدرت‌های دنیا مورد توجه قرار گرفته است و هرکشور و هرقدرتی تلاش می‌کند تا در این حوزه سهم ویژه‌ای داشته باشد و بتواند از آن برداشتی برمبنای اهداف و منافع خود داشته و از سوی دست رقبا و دشمنان را از فضای سایبری خود کوتاه کند.

از سویی در جنگ‌های نوین نیز شاهد کارکردهای ویژه فضای سایبرنتیک و تکنولوژی‌های مبتنی بر سایبر و هوش مصنوعی هستیم، موضوعی که استکبار جهانی در جنگ علیه کشورمان به آن اتکای ویژه داشته است و متأسفانه شاهد ضعف‌های جدی کشور در این حوزه هستیم و هربار ضربات جدیدی مبتنی بر فضای سایبری در حوزه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی از این مسیر بر ما وارد می‌شود.


در همین خصوص با محمدعلی شکوهیان‌راد پژوهشگر و نویسنده حوزه‌ مطالعات سایبرنتیک و  پژوهشگر ارشد آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران گفت‌وگو داشته‌ایم که مشروح آن را در ادامه مشاهده می‌کنید.


به نظر شما نقش قدرت سایبری دشمن و ضعف‌های ما در این حوزه در اعتماد به‌نفس پیدا کردن دشمن برای جنگ با ما چقدر بوده است؟

قبل از اینکه به سؤال اول شما پاسخ بدهم باید یک مقدمه‌ای خدمت شما مطرح کنم، تمام مطالب مدنظر شما مستقیم یا غیرمستقیم با این مقدمه ارتباط پیدا می‌کند و در آن بستر تحلیل خواهد شد. آن هم شناخت دقیق ماهیت این جنگ است، تقریبا تمام خطاهای محاسباتی، اینکه تقریبا می‌گویم محض احتیاط است وگرنه می‌توانم بگویم همه خطاهای محاسباتی، با احتیاط می‌گویم تقریبا همه خطاهای محاسباتی که شما در مسؤولان، رسانه‌ها، انسان‌ رسانه‌ها و نخبگان سیاسی کشور شاهد هستید متأثر از عدم اشراف و ندانستن ماهیت این جنگ است.

جنگی که در آن هستیم یک جنگ وجودی ترکیبی است، هرکدام از این دو واژه بارمعنایی مشخصی در ادبیات بین‌الملل دارد و اینها واژه سازی نیستند، منظور از جنگ وجودی یعنی اینکه جنگی که دو طرف و دو جبهه برسر هست و نیست درحال جنگ هستند و پایان آن جنگ با حذف یکی از طرفین جنگ همراه خواهد بود و تا یکی از طرفین جنگ حذف ماهیتی و موجودیتی نشود و استحاله کامل شود یا کلا فیزیکی از بین نرود این جنگ ادامه خواهد داشت.

جنگ ما با صهیونیسم جهانی یک جنگ وجودی و تمدنی است

ما جنگ‌های غیروجودی هم داریم، مانند هشت سال دفاع مقدس، در آن زمان ما درگیر جنگ وجودی نبودیم بلکه مسأله تضعیف نظام بود هرچند غرب و شرق پشت سر صدام دوست داشتند کار را تمام کنند و صدام ادعا می‌کرد من هفته بعد در تهرانم اما می‌دانستند که نمی‌شود و بیشتر جنگ بر سر تعارض منافع بود، منافعی که در منطقه تعریف می‌شد و صدام نمی‌خواست رقیبی به نام جمهوری اسلامی بعد از براندازی رژیم طاغوت را ببیند اما امروز جنگ ما با صهیونیسم جهانی یک جنگ وجودی است، یعنی یا ما یا شما و دقیقا در سطح تمدن این جنگ رخ داده است و این جنگ تمدن نوین اسلامی به‌عنوان الگوی ما برای جهان با نظم نوین جهانی به عنوان الگوی جبهه باطل برای جهان است.

اینجا ترکیبی به چه معنا است؟ به این معنا است که طرفین برای حذف یکدیگر از هرآنچه که دارند استفاده می‌کنند، در عموم جنگ‌های چند دهه اخی جنگ‌ها ترکیبی نبود از جمله دفاع مقدس هشت ساله، محور اصلی بعد نظامی بود در کنار آن به صورت محدود تبلیغات رسانه‌ای مطرح بود، اصل جنگ ما با حزب بعث جنگ نظامی بود اما جنگ امروز ابعاد رسانه‌ای، شناختی، سایبری، امنیتی اطلاعاتی، علمی فناوری، انرژی، ژئوپلیتیک، جنگ حقوقی و همه ابعاد مختلف جنگ در این عرصه را شاهد هستیم و هر دو طرف همه توان خود را به میدان آورده‌اند.

ارجاع این موضوع یعنی وجودی بودن جنگ را سابقا هم امام شهید در سال 1403 در دیدار نبیه بری رئیس پارلمان لبنان با ایشان مطرح کردند و فرمودند شرایط منطقه شرایط مرگ و زندگی است، هم برای جبهه حق هم برای دشمن صهیونی، این یعنی جنگ وجودی. دشمن هم که بارها و بارها مخصوصا رژیم صهیونی اعلام کرده است که ناآرامی‌های منطقه ریشه در تهران دارد و سر مار را در تهران باید قطع کنیم و منظور از این جمله توهین آمیز همان جنگ وجودی است یعنی باید حیات ایران را بگیریم تا کار درست بشود.

یک رفرنس دیگر هم در پیام 14 خرداد امسال رهبر انقلاب همین دو واژه تأکید شده است، در پیام‌شان ایشان یک عبارتی دارند که می‌فرمایند جهان استکبار که یک پادگانی به نام اسرائیل در غرب آسیا ایجاد کرده یعنی اسرائیل را جزء جنگ می‌گیرند و این یعنی طرف ما اسرائیل نیست بلکه طرف ما همان استکبار جهانی است و این یعنی همان جنگ تمدنی، در ادامه ایشان می‌فرمایند جهان استکبار اساسا وجود یک کشور مقتدر و مسلط به ابزار و پیشرفته‌ای مثل جمهوری اسلامی ایران را در مرزهای شرقی خود نمی‌پذیرد. ایشان تصریح دارند وجود ما را نمی‌پذیرد و این یعنی جنگ وجودی است. ایشان می‌فرمایند کید دشمن در این جنگ ترکیبی بر دو چیز است، یک ایجاد یأس و ناامیدی در مردم دو ایجاد خطای محاسباتی در مسؤولین. 

طرفین جنگ وجودی و ترکیبی از تمام توان و ابزار خود برای نابودی دشمن استفاده می‌کنند

در خصوص سؤال شما باید بگویم اساسا چون این جنگ وجودی و ترکیبی است، لذا هر حوزه‌ای که هرکدام از طرفین بتوانند از آن برای غلبه بر دشمن خود و جبهه مقابل استفاده بکنند، می‌تواند این اعتماد به نفس را یا فراتر از آن هموارسازی نسبی مسیر پیروزی نهایی را برای آن جبهه رقم بزند. حوزه سایبر از موارد نسبتا انحصاری دشمن در جنگ ترکیبی علیه ما است، علت اینکه می‌گویم نسبتا انحصاری به این دلیل است که ما علی‌رغم اینکه توانمندی علمی و فنی این حوزه را داشته‌ایم و راهبردهای بومی برای در دست گرفتن قدرت سایبری و حکمرانی سایبری داشته‌ایم اما در دولت‌های مختلف این کار را نکرده‌ایم، یعنی یک عقب ماندگی خودآگاه و خودخواسته داشته ایم.

به همان نسبت که ما از امتیازی مانند انرژی و تنگه هرمز برخوردار هستیم که دشمن نمی‌تواند با آن کاری کند، دشمن هم از توانمندی در حوزه سایبری برخوردار است و بیشترین کمکی که مسأله سایبر به دشمن می‌کند در سه حوزه است، یک اشراف اطلاعاتی بر ما، نمونه این موضوع را در ترورها شاهد هستیم، این قبل از اینکه عملیات ترور باشد نشان دهنده اشراف اطلاعاتی است، این اشراف در همه حوزه‌ها است، زیرساخت‌ها، افراد مهم، تحرکات و اقدامات حتی محتوای جلسات خصوصی ما نیز تحت اشراف دشمن قرار دارد.

حوزه دومی که سایبر به دشمن کمک می‌کند نسبت به انسان‌ها می‌توانند جنگ شناختی و خطای محاسباتی ایجاد کنند، یعنی انسان‌ها از مردم عادی تا مسؤولان و نخبگان را می‌توانند دچار خطای محاسباتی کنند و این موضوع در اقشار مختلف متفاوت است، در مسؤولان خطای شناختی می‌تواند باعث بشود که مسؤول تصمیمی را بگیرد که مدنظر دشمن است و در مردم معمولا به یأس و ناامیدی بشود و همه اینها حاصل عملکرد سایبر بر انسان‌ها است.

حوزه سوم عملکرد سایبر بر حوزه زیرساخت و ماشین‌ها است که نمونه آن همان حملات سایبری نظیر از کار افتادن بانک‌ها و حوزه‌های زیرساختی نظیر آب، برق، گاز و انرژی و نظیر اینها است، پس در واقع دشمن در این سه حوزه از قدرت سایبری خود علیه ما به خوبی استفاده می‌کند.

در حوزه پشتیبانی سایبری جنگ ما در چه وضعیتی قرار داریم و مهمترین ضعف‌های ما در این حوزه چیست؟

در این زمینه خیلی فضا مناسب نیست، شما شاهد هستید که ترورها دوباره و دوباره تکرار می‌شود، این یعنی ما نتوانستیم مانع ترورها بشویم، با همه اینکه در شناسایی سامانه‌های AI دشمن خیلی خوب جلو رفتیم، مثلا سامانه لوندر و گاسپل که شناسایی شدند ولی اینکه چگونه باید با اینها مقابله کرد دقیقا همان چیزی است که مدنظر شماست، یعنی پشتیبانی سایبری. اما اگر بخواهیم آفند را در نظر بگیریم، بله ایران آفند خوبی داشته و بهترین آفندهای سایبری جهان را ایران دارد اما ما بیشتر در پدافند مشکل داریم و علت این عدم توازن بین آفند و پدافند چیست؟ من در یک جمله آن را توضیح می‌دهم؛ علت عدم ایجاد و استقرار حکمرانی بومی فضای سایبر در کشور است. این شاید به نظر شما کلی‌گویی بیاید ولی این دقیقا همان اشکال پایه و آسیب اصلی ما در این حوزه است. 

منظور از حکمرانی فضای سایبر یک تعبیر مشخصی است که در همه دنیا شناخته شده است و چیزی است که من بخواهم عرض کنم، این اگر اجرا بشود دقیقا چه چیزی حاصل خواهد شد که بتواند مسائل را برطرف کند؟ اگر بتوانید فضای سایبر را حکمرانی کنید دقیقا نسبت به سه چیز در کشور تعیین تکلیف خواهید کرد، یک حکمرانی بر فضای سایبر، دو حکمرانی در فضای سایبر، سه حکمرانی از طریق فضای سایبر.

انواع حکمرانی ناظر به فضای سایبری 

حکمرانی بر فضای سایبر یعنی اینکه ما بدانیم با فضای سایبری می‌خواهیم چه کنیم و اصلا جایگاه سایبر در فضای حکمرانی ما، در فضای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، فناوری، امنیتی دفاعی و غیره چیست؟ ما هنوز چنین چیزی نداریم در کشور حتی یک سند در این زمینه نداریم، ما فضای سایبر را کاملا فنی داریم می‌بینیم و اصلا ابعاد حکمرانی آن دیده نشده است. اولین چیزی که باید تعیین تکلیف بشود این است که جای سایبر در کشور کجا است؟ همانطور که می‌گوییم جای اقتصاد و فرهنگ کجا است باید بدانیم جای سایبر کجا است؟

حکمرانی در سایبر، حالا این پدیده سایبر که جای آن را در حکمرانی مشخص کردیم، خودش را در درون خودش چگونه ایجاد کنم و چگونه قرار است فضای سایبری درون خودش مدیریت بشود، چه اتفاقی باید رخ بدهد، مثلا مشخص بشود با فیک نیوز یا با انسان رسانه باید چه کاری بکنیم، اصلا چه محتوایی می‌خواهیم باشد و چه محتوایی نباشد، شرایط پلتفرم های داخلی و خارجی در زمینه‌های مختلف به چه صورت باشد، انتشار محتوا به چه صورت باشد، ضریب‌دهی چگونه است، الگوریتم‌ها باید محتوا را به چه سمتی ببرند و... اینها حکمرانی در سایبر است.

حکمرانی با سایبر یا حکمرانی از طریق سایبر، حاکمیت باید بداند از طریق سایبر که قبلا جای آن مشخص شده و اینکه چگونه مدیریت بشود هم مشخص شده است، حالا چگونه بر پدیده‌ها اثرگذاری داشته باشد، بر انسان‌ها چگونه قرار است با استفاده از سایبر اثرگذاری داشته باشیم، در جامعه‌سازی از طریق سایبر چگونه می‌خواهیم از سایبر استفاده کنیم، با سایبر چگونه برای دیگر شئون داخلی و فراملی کشور تصمیم گیری کنیم و اقدام کنیم؟ اگر این سه موضوع پیرامون سایبر تعیین تکلیف بشود، در دل آن برای حوزه‌های امنیتی و نظامی هم تصمیم گیری خواهد شد، من عمدا مفهوم حکمرانی را استفاده می‌کنم چون جامعیت دارد و همه مسائل را دربرمی‌گیرد و همه چیز در حکمرانی دیده می‌شود و ما چون در حکمرانی سایبری را ندیده‌ایم در نتیجه دچار خلأهایی هستیم که شما احساس کردید و به درستی هم احساس کرده‌اید و در حوزه پشتیبانی سایبری آنچه در تراز جمهوری اسلامی و شأن مردم ما است را نداریم.

یکی از نقاط ضعف ما در جنگ‌های اخیر شبکه بانکی بوده که با مشکلات جدی و طولانی مواجه شده است، ریشه این ضعف شدید در چیست و چرا موفق به برطرف کردن آن نشده‌ایم؟

حقیقتا پاسخ به این سؤال نیاز به اطلاعات قطعی و متقن دارد که من به آن آنطور که باید ندارم و منطقی هم هست چون منتشر نشده اما مسائلی که مطرح می‌کنم تحلیل من و موارد مفروض است که باید مشخص بشود کدام دقیقا رخ داده یا نسبت آنها از نظر شدت و ضعف چگونه است باید مطلعین مشخص بکنند.

یکی از مواردی که تکرار شده است عدم جدی گرفتن حملات و تهدیدهای سایبری علیه زیرساخت‌های حیاتی کشور است، زیرساخت حیاتی (Critical Infrastructure) یعنی مجموعه تأسیسات و تجهیزاتی که حیات ما به عنوان مردم کشور به وجود و کارآمدی و اثربخشی آنها وابسته است، هرکدام قطع بشود یک مشکل جدید برای ما پیش خواهد آمد، مثل آب، انواع انرژی، حمل و نقل عمومی، اینترنت، ارتباطات و دیگر موارد که زیرساخت‌های حساس هستند و نبود آنها مشکلات زیادی برای زندگی مردم پیش خواهد آورد. شاهد بودیم که قطعی اینترنت در ایام جنگ در کشور مشکل‌ساز بود، اینها یعنی زیرساخت‌های حساس، یکی از زیرساخت‌های حساس عرصه پولی و مالی کشور است که بسیار مهم است، اگر چرخه پول کار نکند و تراکنش امکان پذیر نباشد، عملا همه کشور در همان 24 ساعت اول از سطح عادی از تنش به تشنج و بحران خواهد شد چرا که امکان خرید و فروش از بین می‌رود، بعضی از خریدها در لحظه باید انجام بشوند و در زمان دیگر امکان آن نیست مانند سوخت برای خودرویی که بنزین ندارد، وقتی زیرساخت‌های حساس کار نکند عملا جامعه با بحرانی مواجه می شود که بمب هسته‌ای هیروشیما و ناکازاکی پیش آن شوخی است، این جمله که عرض می‌کنم مورد مطالعه ما قرار گرفته و اغراق نیست.

مهمترین سلاح دشمن حمله به زیرساخت‌های ما است

مهمترین سلاحی که دشمن می‌تواند در اختیار بگیرد و از طریق آن علیه ما اقدام کند حمله به فرماندهی و کنترل زیرساخت‌های حساس است، جامعه‌ پیشرفته‌ و شهر بزرگی نظیر کلان‌شهرهای کشور را در نظر بگیرید که همزمان دو سه تا از زیرساخت‌های حساس آن قطع است، مثلا آب و برق و بنزین در آن قطع شده است، شهری که خدای ناکرده با بمب هسته‌ای مورد حمله قرار بگیرد وضعیت پسابحران آن هنوز بهتر و قابل مدیریت‌تر از این است که این اتفاق قطع سه زیرساخت حساس رخ بدهد، ما این موضوع را در نظریه بازی چندسال پیش مطالعه و شبیه سازی کردیم.

اولین علت در بروز مشکلات متعدد در شبکه بانکی این است که باید اهمیت زیرساخت‌های حساس برای مدیران مشخص بشود، واقعا هنوز برای مدیران ما اهمیت زیرساخت‌های حساس مشخص نشده است، فکر می‌کنند حالا یک مدت پول نباشد مردم یک جوری سر خواهند کرد، واقعا اینطور نیست، جامعه ما تکنولوژیسه است یعنی سطح فناوری سایبری در جامعه ما بالا است، اصلا پول نقد تقریبا دست مردم نمی‌بینید، لذا اگر حالت سایبری پول قطع بشود و تراکنش امکان پذیر نباشد عملا داد و ستد در جامعه ما قطع خواهد شد اما اهمیت این قضیه به درستی مورد توجه قرار نگرفته است. 

برخی دستگاه‌ها نظیر بانک‌ها امنیت سایبری را فقط به چشم هزینه می‌بینند

نکته دوم اینکه متأسفانه یک سری از دستگاه‌ها که شاید بانک‌ها هم جز آن باشند پول را در جایی خرج می‌کنند که برای آنها آورده اقتصادی داشته باشد، یعنی همان تعبیری که سالها پیش امام شهید تحت عنوان بنگاه‌داری بانک‌ها از آن یاد کردند و فرمودند بانک‌ها بنگاه داری می‌کنند و آنها غلط می‌کنند که بنگاه داری می‌کنند. بانک وقتی بنگاه‌دار شد به‌جای اینکه پول را برای امنیت سایبری خرج کند به این فکر است که فلان زمین یا ساختمان را بگیرد و بسازد و تبدیلش کند به یک مال تا از آن کسب درآمد کند، مثل کاری که بانک آینده کرد، یا وارد بورس بشوند و درآمدزایی کنند، در چنین شرایطی بانک‌ها امنیت سایبری را فقط به چشم هزینه می‌بینند، در چنین شرایطی بانک‌ها یا به امنیت سایبری نمی‌پردازند یا خیلی کمتر به آن توجه دارند و آنطور که باید و شاید به آن توجه داشته باشند و پا به پای سطح حملات و تکنولوژی دنیا در حوزه سایبری حرکت نمی‌کنند. نگاه بانک‌ها به مسائل امنیتی به دید پول خرج کردن است و در بانک‌های دولتی این موضوع بیشتر دیده شده است.

نکته سوم ضعف علمی است، اینکه چه روش‌های نوین و جدیدی در حمله و بعد در دفاع سایبری ایجاد می‌شود وابسته به این است که در توسعه دانش در حوزه سایبر چه مطالبی جدیدی وارد بشود، یقینا در سیستم بانکی ما در بانک مرکزی و دیگر بانک‌ها، گروه‌هایی که بررسی علمی انجام بدهند و خود علم سایبر منظور من است نه صرفا روش‌های فناورانه، کجا در نظام بانکی ما تحلیل صورت گرفته که متأثر از انقلاب صنعتی چهارم که از 2016 در دنیا شروع شده و در 2030 دنیا را می‌خواهد به اوج برساند، طی این زمان 15 ساله همه حوزه‌های مربوط به نظام‌های پولی و بانکی از جمله پدافند سایبری در انقلاب صنعتی چهارم برای نظام بانکی کشور چیست؟ دانش جدیدی که اینجا انقلاب صنعتی چهارم را رقم زده چیست؟ چنین مطالعات و تحقیقاتی در نظام بانکی کشور واقعا بعید است رخ داده باشد، در واقع ضعف در شناخت اصل ذات سایبر، ضعف در توجه به هزینه‌های ضروری مثل امنیت سایبر، ضعف‌های علمی و عدم پیشرفت همزمان با پیشرفت فناوری جهانی سه عامل اصلی مشکلات ما در حوزه امنیت سایبری در نظام بانکی کشور است.

نقش هوش مصنوعی و تکنولوژی‌های ارتباطاتی در جنگ رمضان در حوزه‌های مختلف به ویژه رهگیری و ردیابی شخصیت‌ها و افراد مهم را چگونه ارزیابی میکنید؟

جنگی که سال گذشته در یک مقطع 12 روزه رخ داد و معروف است به جنگ 12 روزه، به تعبیر عموم اندیشکده‌هایی که رسم و اسمی در سطح بین‌الملل، به‌عنوان اولین جنگ تماما AI معروف شده و ادله آن هم مطرح شده است. از جمله سامانه لوندر و گاسپل که رژیم صهیونیستی از آن در این جنگ استفاده کرد و تمام تصمیم سازی‌ها برای اقدامات نظامی در میدان از سوی رژیم صهیونیستی توسط AI رقم خورد و هوش مصنوعی برای آنها تصمیم سازی می‌کرد و بلافاصله جنگنده‌ها اقدام می‌کردند، یعنی پس از مشخص شدن هدف توسط هوش مصنوعی بلافاصله هدف مورد حمله قرار می‌گرفت و اصلا بررسی نمی‌کردند که هدف چیست و چه اقدامی می‌خواهند انجام بدهند، به همین دلیل جنگ 12 روزه اولین جنگ تماما AI معروف شد و آنچه در اسفند هم در یک دوره تقریبا 40 روزه رخ داد باز ادامه همان قضیه بود و پررنگ‌ترین بخش در این جنگ ترکیبی در حوزه هوش مصنوعی و کلان‌تر از آن اگر بخواهیم بگوییم حوزه سایبر و باز به تبع سایبر هوش مصنوعی ببینید.

ایران هم که از توانمندی‌های خوبی استفاده کرده و چیزهایی که ایران از خود نشان داده این سطح از توانمندی ایران در حوزه آفندی هوش مصنوعی برای کسانی که توانمندی ایران در حوزه آفند هوش مصنوعی و AI تحلیل می‌کنند جای شگفتی بوده است، قبلا هم عرض کردم ما در آفند خوبیم اما متأسفانه در پدافند مشکل داریم.

چگونه می‌توانیم به اینترنت امن و تجهیزات ارتباطی امن در کشور دست پیدا کنیم به نحوی که دشمن نتواند به‌سادگی از تکنولوژی برای اقداماتی نظیر نفوذ و ترور استفاده کند؟

حکمرانی فضای سایبر که در قبل عرض کردم با توضیح مختصری که مطرح کردم در این زمینه بسیار مهم است، نکته تکمیلی این است که ما باید به مسأله بومی سازی توجه کنیم، بومی‌سازی متأسفانه با یک تعبیر غلطی عامدانه توسط جریانات غرب‌گرایی که تعارض منافع دارند با ایجاد حکمرانی سایبری مواجه شده است، عملا یک ولنگاری فضای سایبری و حجم خسارت‌های عظیم و جبران‌ناپذیری که در حوزه‌های جانی، مالی، روانی، فرهنگی و اجتماعی شاهد هستیم حاصل فعالیت 20 ساله این جریان است که از اواخر دهه هشتاد شمسی از همان ابتدا که مسأله حکمرانی فضای سایبر مطرح شده بود، اینها شروع کردند به تخریب این موضوع، از همان اول شبکه ملی اطلاعات را تحت عنوان اینترنت ملی مطرح کردند، قانون گذاری فضای مجازی در مجلس را به نام یک واژه امنیتی تحت عنوان طرح صیانت زدند و هرجایی که شما مشاهده کنید در کنش‌گری اجتماعی کسی مقابل حکمرانی فضای سایبر ایستاده پای این جریان غرب‌گرا وسط است.

یکی از مواردی که خیلی مهم است انجام بشود بحث بومی سازی است، برخلاف تفکری که جا افتاده که می‌گوید بومی سازی یعنی قطع ارتباط با دنیا و بازگشت به عصر حجر یا مورد رصد بودن بسترهای داخلی است، منظور از بومی سازی یعنی استفاده کارا و اثربخش از فضای سایبر در همان ابعاد تعاملات بین‌المللی به‌گونه‌ای که ضمن استفاده از فرصت‌ها و مزیت‌ها، سطح آسیب‌ها و تهدیدها را تقریبا به صفر برسانید و در حداقل ممکن قرار بگیرد، این کار را همه کشورها از شرق تا غرب هرکدام براساس ایدئولوژی و منافع و مبانی فرهنگی و اجتماعی خود انجام داده‌اند، یعنی بومی سازی یک مسأله ثابت هم از منظر روش‌شناسی نیست و هرکشوری به سبک خود آن را عملیاتی کرده است.

بومی سازی پروتکل‌های ارتباطی در همه دنیا انجام شده است و ما از آن غافل هستیم

یکی از مهمترین شاخصه‌ها و مباحثی که باید به آن توجه بشود بومی‌سازی پروتکل‌های ارتباطی است، پروتکل‌های ارتباطی مبنای فهم محتوا و اطلاعات درون شبکه یعنی دیتا و متا دیتا برای کسانی که از بیرون مانند مهاجم و نفوذگر می‌خواهند وارد شبکه بشوند. درحال حاضر پروتکل‌های ارتباطی که ما در کشور از آن استفاده می‌کنیم در شبکه سایبری TCP IP است، که پروتکلی است که از نظر فنی و طراحی با اشکالات و ضعف مواجه است، تقریبا تمام کشورهایی که از بومی سازی فضای سایبری استفاده کرده‌اند، پروتکل‌های مختلف از جمله پروتکل‌های ارتباطی را بومی‌سازی کرده‌اند، تغییر پروتکل‌ها باعث می‌شود شما از بیرون به داخل اطلاعات را وارد کنی اما از داخل به بیرون وقتی یک نفر به شبکه نفود کرده می‌خواهد از شبکه سر در بیاورد متوجه نشود، بخواهم این موضوع را ساده و ملموس کنم، مثل این است که شما دو زبانه باشی، همزمان به زبان فارسی و انگلیسی صحبت کنی، در این شرایط شما می‌توانی هرمحتوای انگلیسی در جهان را مطالعه کنی اما یک فرد انگلیسی زبان که بخواهد به شما ورود و نفوذ پیدا کند که ببیند محتوای شما چیست، با زبان فارسی مواجه می‌شود که بلد نیست، در این حالت دنیا به محتوای شما دسترسی پیدا نخواهد کرد، بومی سازی پروتکل‌های ارتباطی چنین حالتی را پدید می‌آورد.

یکی از مسائل امنیتی که متأسفانه حداقلی‌ترین توجه به آن شده است و فراتر از آن حتی مورد تمسخر و هجو قرار می‌گیرد بومی سازی ارتباطی است، وقتی از بومی سازی پروتکل ارتباطی مثل TCP IP حرف می‌زنیم برخی به آن را مورد هجو قرار می‌دهند و می‌گویند این حرف‌های غیرفنی چیست و شما می‌خواهید ارتباط ما را با دنیا قطع کنید، این در حالی است که کشورهای مختلف مثل روسیه، چین و حتی آمریکا پروتکل‌های ارتباطی خود را سالیان سال است تغییر داده‌اند و هیچکدام هم اینترنت آنها قطع نیست و مشغول فعالیت‌های خود هستند. 

پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)