۳۷ هزار قاب خالی در آلبوم خاطرات یک ملت / 31 خرداد؛ سالروز زلزله فاجعه‌بار منجیل و رودبار

نویسنده: اشکان آقاعلی | انتشار : 1405/03/31 15:15:11
۳۷ هزار قاب خالی در آلبوم خاطرات یک ملت / 31 خرداد؛ سالروز زلزله فاجعه‌بار منجیل و رودبار

جریان آنلاین (/): ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و جام جهانی فوتبال در تلویزیون تصاویر شادی‌بخشی از ورزشگاه‌های ایتالیا پخش می‌کرد. اما درست در آن لحظه‌ای که هیچ‌کس انتظارش را نداشت زمین با چنان خشمی غرش کرد که تمام آرامش یک شبه به وحشت تبدیل شد.

به گزارش ایسنا؛ دکتر علی بیت‌اللهی دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران در آن سال‌ها هنوز تصویر آن شب را از یاد نبرده است. او می‌گوید ناگهان دیوارها لرزیدند و فریادهای وحشت از خوابگاه امیرآباد بلند شد. دانشجویان خودشان را به حیاط می‌رساندند اما زمین هنوز می‌لرزید. هیچ‌کس نمی‌دانست که همین لحظه آغازگر یکی از مرگبارترین فجایع تاریخ معاصر ایران است.

چند روز بعد وقتی به روستای کلیشم در بخش عمارلو رسیدیم با مردمی روبرو شدیم که خانه‌هایشان را در زیر آوار گم کرده بودند. اما روایت‌هایشان از ساعات پیش از فاجعه بیش از هر چیز آزاردهنده بود. گاوها و اسب‌ها در طویله‌ها بی‌تاب شده بودند و می‌خواستند از بند بگریزند. سگ‌ها بی‌وقفه زوزه می‌کشیدند و حیوانات خبر از چیزی داشتند که انسان‌ها در غفلت از آن به سر می‌بردند. بیت‌اللهی می‌گوید آن روزها برایم سخت بود که مردم را با چشمانی پر از اشک ببینم که می‌گفتند حیواناتشان به آنها هشدار داده بودند اما آنها نفهمیده بودند.

در همان روزها یک خلبان ایرانی با رئیس مؤسسه ژئوفیزیک تماس گرفت و روایتی عجیب از پروازش در آسمان شب پیش از زلزله تعریف کرد. هواپیما در مسیر ترکیه از مسیر اصلی منحرف شده بود و بر فراز دریای خزر قرار گرفته بود. چیزی باعث اختلال در تجهیزات ناوبری شده بود و داده‌های ایستگاه ژئومغناطیس دانشگاه تهران هم نشان می‌داد که میدان مغناطیسی زمین ساعاتی پیش از فاجعه رفتار عجیبی داشته است. شاید طبیعت سعی داشت چیزی را فریاد بزند اما هیچ‌کس گوش نکرد.

زلزله رودبار بیش از ۳۷ هزار کشته برجای گذاشت و ۵۰۰ هزار نفر را بی‌خانمان کرد. روستاها به خاکستر نشستند و چشمه‌ها خشکیدند. مردم کلیشم برای یک جرعه آب با یکدیگر به اختلاف برخاستند. اما در میان آن همه ویرانی باز هم دست‌هایی بود که خاک را کنار زدند و زندگی را از زیر آوار بیرون کشیدند.

بیت‌اللهی و همکارش دکتر بهروز اسکوئی هفته‌ها در میان خرابه‌ها به دنبال آب گشتند تا شاید بتوانند تشنگی روستایی را که همه چیز را از دست داده بود تسکین دهند. بالاخره عملیات حفاری نتیجه داد و آب از دل زمین خشکیده جوشید. آن روز یکی از معدود روزهایی بود که لبخند به چهره بازماندگان بازگشت.

حالا ۳۶ سال از آن شب می‌گذرد و زلزله رودبار برای همیشه به بخشی از خاطرات جمعی ما تبدیل شده است. این فاجعه نه فقط درس‌هایی درباره مهندسی و مدیریت بحران بلکه یادآوری تلخی است از اینکه گاهی زمین پیش از آنکه فروریزد نشانه‌هایش را می‌فرستد و ما تنها در سکوت خاطرات بازماندگان است که می‌توانیم نشانه‌ها را بازخوانی کنیم. ۳۱ خرداد، روزی که زمین برای همیشه در خاطره زلزله‌زدگان ماندگار شد.

پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)