جریان آنلاین | (/) اقتصاد و معیشت مهمترین رکن یک کشور و یک جامعه است که همواره در رخدادها و رویدادهای مختلف میتواند دستخوش تغییرات و تحولات مختلفی بشود و اثرپذیری ویژهای از اتفاقاتی نظیر جنگ و درگیریهای داخلی و خارجی دارد.
متأسفانه در کشور ما به دلیل سیاستهای غلط و تکرار شوک درمانی همواره شاهد بحرانهای اقتصادی و مشکلات شدید معیشتی بودهایم و روند رو به بهبودی جز در مقاطعی کوتاه وجود نداشته است، اخیرا نیز با شوک درمانی جدید دولت و رها سازی قیمتها و تخصیص کالابرگی ناچیز و کم اثر بر معیشت خانوادهها مشکلات اقتصادی و معیشتی در ایران بیشتر از هرزمانی به وضعیت بحرانی رسیده است و در میانه همین شرایط مواجهه ناگهانی کشور با جنگ رمضان بحرانهای جدیدتری را هم در عرصه اقتصاد رقم زد.
تعیین سیاست و راهبرد برای شرایط اقتصادی و معیشتی کشور به دور از اشتباهات گذشته و با رویکردی جدید و عملی ناظر به منافع جامعه و تأمین معاش مردم مهمترین ضرورت در حکمرانی و دولتمداری در ایام جنگ رمضان است.
در همین راستا جریان آنلاین (/) گفتوگویی با سید امیرحسین حسینی اقتصاددان و کارشناس مسائل اقتصادی داشته است به واکاوی مباحث اقتصادی ایران در دوران جنگ و پسا جنگ بپردازیم.
به نظر شما مهمترین چالشهای اقتصادی ایران در شرایط جنگ و پساجنگ چه خواهد بود؟
مهمترین چالشی که اقتصاد ما را درگیر خواهد کرد، نه محاصره دریایی نه تحریم است و نه خود جنگ بلکه چالش ما در اقتصاد سه چیز است، چالش اول شرایط نه جنگ نه صلح است، که دائما سایه تهدید، نااطمینانی، غیرپیشبینی بودن، عدم سرمایهگذاری، عدم وجود افق و چشمانداز از سوی شرکتها و واحدهای تولیدی و فعالان بازارهای مالی و بنگاههای اقتصادی بر سر کشور و اقتصاد کشور است که این موضوع باعث میشود که اقتصاد در یک رکود بسیار سنگین بهسر ببرد.
چالش دوم در شرایط کنونی برای اقتصاد کشور ما پایان زودهنگام جنگ بدون حصول دستاوردهای ملموس و برنداشتن سایه جنگ از سر کشور است، یعنی اگر ما خیلی زود سازش کنیم، بازدارندگی مطمئن ایجاد نکنیم و دفاع پشیمان کنندهای که سایه جنگ را از سر کشور بردارد نداشته باشیم و انتقام نگیریم، همچنان سایه جنگ برسر کشور خواهد بود و هرکشوری به خود اجازه خواهد داد با جنگ سخت، نرم یا اقتصادی علیه ما اقدام کند. این شرایط برای ما بسیار بسیار آسیبزا خواهد بود و مشکلات ما را بسیار تشدید خواهد کرد.
برآوردهای غلط از شرایط یک چالش برای اقتصاد کشور است
حضور جریان غربگرا و لیبرالهای افراطی و غرب زده که بعضا متأسفانه خواسته یا ناخواسته عامل دشمن هستند از دیگر چالشهای ما در دوران جنگ و پسا جنگ است. این جریان با انتشار مطالب سم گونه و نادرست و غیرواقعی و پیشبینیها و برآوردهای غلط از هم بعد خسارات کشور نظیر بش برآوردی چند ده برابری از خسارتهای کشور هم کم برآوردی چند ده برابر خسارات وارده به دشمن، بیش برآوردی پیامدهای منفی جنگ و کم برآوردی پیامدهای مثبت جنگ برای ما و گزارشاتی که به طور غلط روی میز مسؤولان قرار میدهند آسیبها و مشکلات زیادی را به کشور و اقتصاد کشور وارد میکند.
اگر این سه عنصر مشکل آفرین وجود نداشتند در حوزه اقتصادی این جنگ برای ما دستاوردهای بسیار خوبی داشته، افزایش قیمت نفت، درآمدهای بسیار خوب از تنگه هرمز، افزایش محصولاتی که کشور ما در آن مزیت رقابتی دارد، تجارت انحصاری انرژی و سایر موارد و مباحث به ما کمک میکند که از این جنگ دستاوردهای اقتصادی خوبی داشته باشیم اما نیازمند رفع سه چالش یاد شده برای رسیدن به این دستاوردها هستیم.
در شرایطی که با توجه به رها سازی قیمتها و سیاست های غلط اقتصادی از دوران پیش از جنگ هستیم، چالشهای جدیدی نیز با جنگ در حوزه اقتصادی پدید آمده است، راهکار عبور از این مجموعه چالش و مشکلات اقتصادی چیست؟
برخلاف کشور ما کل جهان نظارت بر عرضه و کنترل قیمت را تشدید کردهاند
در حالیکه کل جهان، تأکید میکنم کل جهان سیاستهای کنترل قیمت و کنترل عرضه و تقاضا و نظارت خود را تشدید کرده است، متأسفانه همچنان روی میز سیاستگذاران ما بدون عبرت گرفتن از گذشته اقتصاددانهایی داریم که در این شرایط جنگی که دشمن مشغول آسیبزدن به زیرساختهای ما، کشتار مردم و فشار آوردن بر اقتصاد کشور است باز هم به بت منسوخ و کشنده بازار آزاد و دست نامرئی در بازار و اقتصاد قائل هستند و برهمین اساس بودجه سال 1405 را یک بودجه تورمی نوشتهاند و نرخ ارز در این بودجه تصاعد داشته و قرار است یارانه بنزین و نان حذف بشود و هرکدام از اینها حتی اگر در جنگ نبودیم سیاست مخربی است که نارضایتی اجتماعی بسیار شدیدی را رقم خواهد زد و اتفاقاتی نظیر کودتای 18 دی را رقم خواهد زد.
دولت در ایام اخیر دو سیاست خوب را در نظر گرفته است. متأسفانه از افزایش قیمت نفت همانطور که سود میکنیم ضرر هم میکنیم و به علت قوانین اشتباهی و سازوکارهایی که در بورس کالا داریم، کالاهای داخل کشور هم با افزایش قیمت نفت گران میشوند، اما شورای عالی امنیت ملی مصوبهای تنظیم کرد که هرگونه معامله در این حوزه به قیمت قبل از عید و قبل از شروع جنگ رمضان باشد و این تصمیم درست موجب شد که شاهد تکانههای ناشی از افزایش قیمت نفت در داخل کشور نباشیم.
تصمیم درست دیگری که دولت گرفته است این بود که ما دوباره ارز 28هزار 500 تومانی گندم و برخی اقلام اساسی را برگرداندیم و این موضوع باعث شد که تا حدودی سیاست غلط گذشته جبران بشود.
تنها راهکار برای عبور از بحران اقتصادی، اقتصاد مقاومتی است
ما برای عبور از هر چالش و بحرانی چه در شرایط پیش از جنگ، چه در حین جنگ و چه در پساجنگ تنها یک راهکار داریم، آن هم اقتصاد مقاومتی است و مفهوم روشنی دارد، اقتصاد مقاومتی یعنی هرآن چیزی که تولید و اقتصاد کشور را تقویت میکند. البته پیوستهایی مثل عدالت دارد ولی هرچیزی که مقوم تولید باشد اقتصاد مقاومتی است و باید به آن توجه داشت.
متأسفانه پیش از جنگ ندیدیم و اکنون هم شاهد آن نیستیم که دولت رویکرد مردمیسازی تولید و اقتصاد را جلو ببرد. همانطور که مردم شبها در خیابان امنیت کشور را تأمین میکنند روزها بهخوبی و بهتر از تأمین امنیت خیابانها میتوانند امنیت اقتصادی و معیشتی خود و کشور را تأمین کنند اگر ما به اصول اقتصاد مقاومتی امام شهید و رهبر جدید بازگردیم و آن را عملیاتی کنیم.
تخریب صنایع بزرگی نظیر فولاد مبارکه اصفهان و برخی شرکتهای پتروشیمی باعث توقف کامل یا بخش مهمی از زنجیره تولید آنها شده است، این موضوع میتواند باعث بازماندن ما از بازارهای جهانی بشود و یا اینکه قابل جبران در دوران پسا جنگ خواهد بود؟
در خصوص تخریب صنایع فولاد و پتروشیمی متأسفانه مسؤولان و رسانههای لیبرال و کم اطلاع گزارشات بسیار بسیار غلطی را در این حوزه ارائه دادهاند، فولاد خوزستان قبل از جنگ شش کوره داشته که تنها یک کوره نیمه فعال بوده است، از این مجموع دو کوره آسیب دیده است و این یعنی هنوز چهار کوره وجود دارد و با چهار برابر ظرفیت قبل در فولاد خوزستان میتوانیم تولید داشته باشیم. در فولاد مبارکه اصفهان نیز وضعیت مشابهی را شاهد هستیم.
در پتروشیمیها نیز نیروگاههای برق آنها مورد اصابت قرار گرفته است و ما از برق سراسری میتوانیم انرژی مورد نیاز آنها را تأمین کنیم و پیش از فرارسیدن پیک مصرفی در تابستان امکان بازسازی نیروگاههای برق پتروشیمیها وجود دارد و اصلا اینطور نیست که ظرفیتهای پتروشیمی و فولاد ما نابود شده باشد بلکه به سرعت امکان بازسازی آنها وجود دارد و هزینه بازسازی اینها نیز بسیار کمتر از منافع نفتی و عوارض تنگه هرمز است و حتی در این فضا ما مزیت بسیار ویژهای داریم که بیش از پیش ظرفیتهای واحدهای تولیدی را فعال کنیم.
در عرصه بازسازی صنایع باید دقت داشته باشیم که شرط بهینگی در تاب آوری است، یعنی اینکه همه محصولات و تجهیزات و کارخانجات را بخواهیم در یک نقطه مستقر کنیم نه در کشور ما و نه در هیچ نقطه دنیا مطلوب نیست و ما باید اصل پراکندگی، اصل تولید کوچک مقیاس و دانش بنیان سازی فناوریهای کوچک را جدی بگیریم تا از آسیبهای احتمالی در آینده جلوگیری کنیم.
آیا درآمد نفتی با قیمت میانگین 110 دلار برای کشور نقطه مطلوبی است و میتواند جایگزین خسارت صنایع بشود؟ به نظر شما قیمت ایدهآل نفت برای جبران خسارتها و کمک به اقتصاد کشور چقدر است؟
اگر مسؤولان اجازه بدهند و مصاحبهها و صحبتهای پایین آورنده قیمت نفت و ضدمنافع ملی نداشته باشند همین قیمت نفتی که امروز داریم میتواند جبران کننده خسارتها و کمبودهای کشور باشد و تا الآن نیز جبران کرده است.
هم آزادسازی اموال و داراییهای کشور باید پیگیری بشود و به نتیجه مطلوب برسد هم کشتیهایی که اکنون در تنگه هرمز هستند اگر بنا باشد ما در محاصره دریایی باشیم این کشتیها در غرامت محاصره باید مصادره بشود و هم بزودی بازسازی صنایع را انجام خواهیم داد و مشکلی از این بابت نیز نخواهیم داشت.
پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)