جریان آنلاین | تأکید مکرر جمهوری اسلامی ایران بر عدم تمایل به درگیری نظامی در حالی که همزمان بر حق مطلق خود در دفاع از تمامیت ارضی و مرزهای ملی پس از تجاوز نظامی تأکید میکند، منعکسکننده نظریه دفاع مشروع مبتنی بر منشور ملل متحد است. این موضع تدافعی در چارچوب استانداردهای حقوق بینالملل تعریف میشود که بر پرهیز از هرگونه حمله نظامی به خاک یک کشور، فارغ از اینکه از به بهانه های مختلف تأکید میکند و در صورت تخلف از آن تجاوز تلقی میشود، امری که ترامپ با قلدری بارها به آن اقدام کرده است و رعایت و پایبندی ایران به مذاکرات بینالمللی و استانداردهای جهانی را نادیدیده انگاشته و در نهایت با اقدام به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایجاد تنش و ناآرامی در منطقه انجامیده است. صباح زنگنه، کارشناس امور بین المللی در این باره با جریان آنلاین به گفتوگو پرداخت که در زیر میخوانید.
اصل پاسخ متقابل از مبدأ حمله است
صباح زنگنه کارشناس امور بین الملل در این باره گفت: واکنش ایران نسبت به حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران که تا پیش از آن با خویشتنداری ایران و پایبندی به اصول وحقوق بینالملل و تعهد به مذاکرات و دیپلماسی و... بوده است، با پاسخهای سنگینی از کشور همراه شد که البته در راستای دفاع از تمامیت ارضی خود صورت گرفته است. در این راستا، ایران تاکید کرد که؛ حمله نظامی به خاک کشور از طریق پایگاههای نیروهای آمریکایی در منطقه، به منزله حمله مستقیم از خاک ایالات متحده تلقی شده و پاسخ از همان مبدأ صورت خواهد گرفت، یک اصل کلیدی در بهعنوان یک عامل بازدارندگی منطقهای تلقی میشود. به گفته این کارشناس این اقدام در واقع تلاشی است برای اجرای استانداردهای حقوق بینالملل برابر بازیگرانی که از پوشش کشور ثالث برای عملیات خصمانه استفاده میکنند و ایران در مسیر قانونی آن حرکت کرده است.
قضاوت جهانی و خروج از چارچوبهای استاندارد
صباح زنگنه در ادامه به محکومیت اقدام آمریکا و اسرائیل توسط برخی از کشورها اشاره و بیان کرد: نکته قابل تأمل، واکنشهای بینالمللی به این رخدادها است. محکومیت اقدام نظامی آمریکا توسط کشورهایی چون کانادا، مکزیک و برخی اعضای اروپایی، نشان میدهد که در سطح وسیعتری از جامعه بینالمللی، تفسیر ایران از «دفاع مشروع» و تجاوز به حاکمیت، پذیرفته شده است. این محکومیتها بیانگر این واقعیت است که عملکرد ایالات متحده و اسرائیل، در موارد متعددی، از خطوط قرمز و مرزهای تعیین شده توسط حقوق بینالملل فراتر رفته است. در حالی که ایران همواره بر پایبندی خود به این استانداردها تأکید داشته، خروج مکرر بازیگران مذکور از این چارچوبها، به یک الگوی رفتاری تبدیل شده که ثبات منطقهای را تهدید میکند و قطعاً تا زمانی که این خروج از دایره قوانین بینالمللی ادامه یابد، موضع ایران در دفاع از مرزهای خود، بهعنوان واکنشی مشروع و مورد تأیید بخش بزرگی از جامعه جهانی باقی خواهد ماند.
هزینه اعتماد به رویکردهای غیرقابل پیشبینی
این کارشناس بینالملل اشاره کرد: با استناد به رویدادهای پیشین مذاکرات با آمریکا، در مییابیم که رویکرد دیپلماتیک ایران حتی با وجود سوابق تاریخی مبنی بر عدم پایبندی طرف مقابل به تعهدات، بار دیگر به عنوان خط مقدم تعامل انتخاب شد. این تلاش برای پیشبرد گفتگوها بر اساس استانداردهای جهانی، تلاشی هدفمند برای ممانعت از تبدیل شدن اختلافات به یک درگیری نظامی تمامعیار بود، به ویژه با توجه به ائتلاف آشکار میان نتانیاهو و ترامپ که پیشتر نیز به اقدام نظامی علیه ایران منجر شده بود.
وی افزود: این امر منجر به شکسته شدن میز مذاکرات در میانه راه و آغاز مجدد فاز تنش و اقدام نظامی شد. این چرخه تکراری، به وضوح نشان میدهد که اعتماد به تغییر رفتار طرفهایی که در گذشته تعهدات خود را نقض کردهاند، هزینههای سنگینی را به همراه داشته است.
پیامدهای منطقهای ناشی از این رویکرد
کارشناس امور بین الملل گفت: همانطور که پیشبینی میشد، آغاز مجدد تنش نظامی توسط این ائتلاف، صرفاً محدود به درگیری مستقیم با ایران نماند، بلکه دامنه آن به سرعت منطقه و حتی برخی بازیگران بینالمللی را درگیر ساخت. این درگیریها، که ریشه در شکست یک مسیر دیپلماتیک داشت، باعث شد تا امنیت منطقهای بیش از پیش تضعیف شده و موجی از بیثباتی بر بازارهای جهانی و مسیرهای حیاتی انرژی حاکم شود. این وضعیت، اثبات میکند که هرگونه تلاش برای برقراری ثبات از طریق کوتاه آمدن در برابر بازیگرانی که اصل مذاکره را تنها به عنوان ابزاری برای کسب امتیازات بیشتر میبینند، نتیجهای جز تشدید تنش و بیثباتی منطقهای نخواهد داشت. از این رو، تحلیل کنونی بر این اساس شکل میگیرد که در مواجهه با بازیگرانی با این درجه از غیرقابل پیشبینی بودن، استراتژی فعال بازدارندگی و تکیه بر اهرمهای قدرت، باید همزمان با هرگونه تلاش دیپلماتیک به کار گرفته شود تا از تبدیل شدن مذاکرات به تنها سپر دفاعی در برابر اقدام نظامی جلوگیری شود.
استراتژی تهدید نظامی مستمر
زنگنه گفت: در شرایط کنونی که در آن تهدید نظامی از سوی ایالات متحده و اسرائیل به شکلی مستمر و با احتمال فعالسازی در هر لحظه وجود دارد، چالش اصلی پیش روی برنامهریزی اقتصادی و تجاری ایران است. این «عدم قطعیت استراتژیک» که با بازگشت احتمالی دولتهایی با رویکرد تهاجمیتر نظیر ریاست جمهوری ترامپ تقویت میشود، عملاً هرگونه برنامهریزی بلندمدت و بهینه اقتصادی را مختل میسازد و منجر به سرازیر شدن هزینههای اضافی بر پیکره اقتصاد ملی میشود. او توضیح داد: وقتی ریسک اصلی یعنی اقدام نظامی، در سایه قرار دارد، تمامی برنامههای سرمایهگذاری، توسعه زیرساختها و حتی مدیریت بازارهای روزانه دچار اختلال میشوند. فعالان اقتصادی داخلی و خارجی به دلیل عدم اطمینان از ثبات مسیرهای تجاری و همچنین خطر هدف قرار گرفتن تأسیسات حیاتی در صورت وقوع درگیری، از ورود سرمایه و تعهدات بلندمدت خودداری میکنند. این حالت انتظار منفعلانه، به طور مستقیم موجب رکود در بخشهای مولد، توقف پروژههای زیرساختی ضروری و تشدید نوسانات در بازارهای داخلی ارزی یا کالایی، میشود که در نهایت خود را به شکل تورم و بیثباتی ساختاری نشان میدهد. اقتصاد ایران در این شرایط، به جای حرکت به سوی توسعه بهینه، مجبور به اختصاص منابع به ذخیرهسازی و مدیریت بحران میشود که به هیچ عنوان به نفع اهداف سیاسی و اقتصادی بلندمدت کشور نیست.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)