جریان آنلاین (/) | متین فیروزآبادی: صفهای طولانی بنزین، هربار با هر اتفاقی به خصوص انتشار اخبار و شایعات مربوط به گرانسازی خیابانها و کوچههای اطراف پمپ بنزینها را به خود مشغول میکند، پدیدهای که نشان می دهد شهروند ایرانی تا چه حد در مقابل دولتمردان خود و تصمیمات غلط آنها بیدفاع است.
شوک درمانی نسخهای منسوخ شده در اقتصادهای قدرتمند دنیا که دائم در کشور ما تکرار میشود و هربار عواقبی بدتر از دفعات قبل بدون هیچ دستاورد مثبتی برای کشور دارد، برای یادآوری چند شوک درمانی اخیر ابتدا باید به سراغ فاجعه آبان سال 98 اشاره کنیم، زمانی که بدون هیچ اطلاع قبلی از ساعت صفر 24 آبانماه ناگهان بنزین سهمیهای 1500 تومان شد و بنزین آزاد که عمده مصرف مردم را تشکیل میداد 3 هزار تومان شد.
حرکت گاز انبری و ناگهانی دولت روحانی در گرانسازی بنزین علیرغم تکذیبیههای متعدد که منجر به اعتراضات مردمی و اغتشاشات گسترده در کشور شد که طبق آمار رسمی حدود 250 نفر در این ماجرا که برخی از آن تعبیر فتنه بنزینی میکنند جان خود را از دست دادند.
اما شوک درمانیهای ویرانگر در دولت روحانی ادامه داشت و در دولت شهید رئیسی هم علیرغم اینکه دولت پیش از اجرای طرح حذف ارز ترجیحی 4200 تومانی توضیحات و تببین گستردهای انجام داد و یارانه افراد نیز افزایش قابل توجهی داشت اما همانطور که پیش بینی میشد نسخه تکراری گرانسازی نتیجهای جز کوچکتر شدن سفره مردم و افزایش تورم و گرانی نداشت.
در دولت چهاردهم از همان ابتدا مکتب گرانکن مستقر در مجلس و دولت مشغول به کار شد و حتی سقاب اصفهانی مسؤول گرانسازی انرژی در کشور شده است. تجربه حذف ناگهانی ارز ترجیحی 28500 تومانی و آثار وحشتناکی که این اشتباه دولت که با حمایت و تئوریزهسازی تیم اقتصادی نزدیک به رئیس مجلس همراه بود و منجر به اغتشاشات خونین دی ماه و شهید و کشته شدن بیش از 3100 نفر شد عملا جامعه ما را به سمتی برده است که دیگر نه تنها اعتمادی به مسؤولان و تکذیبیههای آنان ندارند بلکه مبتلا به یک فوبیای اجتماعی شده است، فوبیایی که با اعلام گرانسازی بنزین در کرمان به صورت پایلوت با مبلغ 87 هزار و 200 تومان به صورت گسترده بازهم نمود پیدا کرد، فوبیایی که اسم آن را «فوبیای بنزینی» گذاشتهام چرا که نمود و بروز و ظهور آن را با صفهای طولانی در مقابل پمپهای بنزین شاهد هستیم، صفهایی که حتی پس از اعلام شدن لغو طرح بنزین 87 هزار تومانی تا لحظات پایانی مهلت سوختگیری با سهمیه 3 هزار تومانی مرداد ماه همچنان ادامه داشتند و هنوز هم آثار این صفها در حوالی پمپ بنزینها به چشم میخورد.
نتیجه اینکه شوک درمانی در کشور ما تبدیل به یک درد بیدرمان در معیشت و اقتصاد کشور و مردم شده است و هرگز نتیجه مثبتی حتی برای دولت به دنبال نداشته، رانتی را حذف نکرده و کمکی به رشد و توسعه کشور نکرده است اما یک آشفتگی اجتماعی و فروپاشی امنیت روانی را رقم زده که حتی در ایامی که مردم بیشترین همبستگی با نظام را دارند باعث شده تا به تصمیمات دولت و مجلس در خصوص مسائلی نظیر بنزین بدبین باشند و از آنجایی که راهی برای جلوگیری از اشتباهات تکراری دولت مردان ندارند ناچارا در پمپ بنزین به امید یک باک بنزین ارزانتر صف میبندند و این فوبیای بنزینی یعنی بیاعتمادی و ناامیدی عمیق مردم و اطمینان داشتن مردم به عدم حسن فعل مسؤولان در تصمیم گیریهایی که مستقیما بر سفره و معیشت مردم اثر دارد.
پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)