جریان آنلاین (/): طراحی خودروهای امروزی برای جلب توجه از هر ابزاری استفاده میکند؛ از جلوپنجرههای غولپیکر و نوارهای نورانی گرفته تا چراغهایی که هنگام باز شدن درها رقص نور اجرا میدهند. اما در این میان، یکی از اصیلترین و جذابترین المانهای طراحی تاریخ صنعت خودروسازی یعنی مجسمههای روی کاپوت، تقریباً به طور کامل محو شدهاند.
امیرمسعود عابدین در گزارشی آورد؛ روزگاری فرشته بالدار کادیلاک، چیتای در حال پریدن جگوار، ستاره سهپر مرسدس بنز و مجسمه رولزرویس به خودروها هویت و شخصیت میبخشیدند؛ اما به مرور زمان و با تغییر معیارها، این مجسمههای کرومی دوستداشتنی جای خود را به لوگوهای تخت دادند.
مجسمهها؛ از یک قطعه کاربردی تا نماد هویت برند
جالب است بدانید که مجسمههای اولیه روی کاپوت اصلاً برای زیبایی ساخته نشده بودند. در خودروهای قدیمی، درپوش رادیاتور بهصورت بیرونی و دقیقاً در جلوی دید راننده قرار داشت و شرکتها با نصب قطعاتی مانند درجه حرارت روی آن، امکان پایش دمای موتور را برای رانندگان فراهم میکردند. به مرور زمان، خودروسازان تصمیم گرفتند این درپوشهای کاربردی را با اشکال هنری مانند بال، حیوانات و نمادهای اساطیری تزئین کنند. بعدها با انتقال درجه حرارت به پشت آمپر و رفتن درپوش رادیاتور به زیر کاپوت، جنبه کاربردی این قطعه از بین رفت اما زیبایی آن باقی ماند.
در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی، مجسمهها به تندیسهای کوچکی تبدیل شدند که هویت برند را فریاد میزدند. یک مجسمه خاص روی کاپوت میتوانست حتی پیش از دیده شدن کامل خودرو، برند آن را معرفی کند. شکل مجسمه نیز نشاندهنده شخصیت مالک بود؛ یک حیوان در حال جهش نماد سرعت، یک پیکر بالدار حس زیبایی و شکوه را منتقل میکرد و یک ستاره بزرگ کرومی اعلام میکرد که شما سوار بر یک مرسدس بنز هستید.
چرا مجسمهها از کاپوتها حذف شدند؟
همان شکل سهبعدی و برجستهای که باعث جذابیت خودروها میشد، به مرور به یک مشکل بزرگ ایمنی تبدیل شد. یک مجسمه فلزی و صلب در جلوی کاپوت، هنگام تصادف با عابر پیاده خطرات جانی جدی ایجاد میکرد. قوانین جدید ایمنی خودروسازان را ملزم کرد که این قطعات برجسته در صورت برخورد، قابلیت خمشدن، جداشدن یا فرو رفتن در کاپوت را داشته باشند. اگرچه مکانیسمهای فنری یا سیستمهای جمعشونده اتوماتیک این مشکل را حل کردند، اما هزینه و پیچیدگی تولید را به شدت بالا بردند. در نهایت بیشتر خودروسازان سادهترین راه را انتخاب کردند: جایگزینی مجسمه با یک لوگوی تخت و صاف.
سرقتهای پیدرپی نیز یکی دیگر از دلایل حذف این المانها بود. در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی، دزدیده شدن ستارههای مرسدس بنز به یک دردسر همهگیر تبدیل شده بود؛ تا جایی که برخی مالکان مجسمههای متحرک میخریدند تا هنگام پارک خودرو، آن را با خود به داخل خانه ببرند. این سرقتهای مداوم هزینههای گارانتی و جایگزینی زیادی را به خودروسازان تحمیل میکرد.
با گذشت زمان، زبان طراحی خودروها نیز تغییر کرد. خودروهای قدیمی جلوپنجرههای ایستاده و کاپوتهای کشیدهای داشتند که مجسمه به زیبایی روی آنها مینشست. اما خودروهای امروزی دماغه پایینتر و بدنه آیرودینامیکتری دارند. خودروسازان راههای جدیدی برای جلب توجه پیدا کردند؛ جلوپنجرههای غولپیکر، لوگوهای روشن و چراغهای خطی مدرن، همان کاری را انجام میدهند که روزگاری آن مجسمههای کوچک کرومی انجام میدادند.
مجسمهها؛ در دنیای لوکس همچنان زندهاند
اگرچه مجسمههای روی کاپوت از خودروهای اقتصادی و معمولی حذف شدهاند، اما در دنیای خودروهای بسیار لوکس همچنان زندهاند. رولزرویس همچنان از مجسمه روح اکستازی استفاده میکند و حتی فرم آن را برای مدل تمامالکتریکی اسپکتر کوتاهتر و آیرودینامیکتر کرده است. مرسدس بنز و بنتلی نیز در برخی مدلهای تشریفاتی و خاص خود این سنت را حفظ کردهاند. امروزه داشتن یک مجسمه جمعشونده روی کاپوت، نمادی از تجمل فوقالعاده و اصالت به شمار میرود.
مجسمههای روی کاپوت به این دلیل که مردم دیگر آنها را دوست نداشتند کنار نرفتند، بلکه قربانی پیشرفت ایمنی، آیرودینامیک و تغییر قوانین شدند. تندیسهای فلزی شاید از روی کاپوتها رفته باشند، اما هدف اصلی آنها یعنی متمایز کردن خودرو در جاده، همچنان زنده است.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)