سازمان تأمین اجتماعی متولی قوی‌ای ندارد/ جابه‌جایی مدیران دردی از بیمه‌شدگان این مجموعه را دوا نمی‌کند

نویسنده: صدیقه فتاحی | انتشار : 1405/05/26 13:26:14
سازمان تأمین اجتماعی متولی قوی‌ای ندارد/ جابه‌جایی مدیران دردی از بیمه‌شدگان این مجموعه را دوا نمی‌کند

جریان آنلاین  (/)| تغییر سالاری، رئیس سازمان تامین اجتماعی که با حکم میدری وزیر کار به‌صورت شتابزده در یک روز تعطیل انجام شد با واکنش تند رئیس جمهوری مبنی بر اینکه تغییر و تحول در سازمان‌های مهمی چون تأمین اجتماعی باید با هماهنگی دولت و رئیس جهوری انجام می‌شده است، همراه بود. هرچند این سازمان به‌دلیل چالش‌های مستمری که در آن وجود دارد، بیش از آنکه یک سازمان با زیرساخت‌های اقتصادی برای بیمه‌شدگان و... باشد، بیشتر به‌عنوان یک حیات خلوت سیاسی و مهره چینی در عزل و نصب‌ها و... تلقی می‌شود اما این بار با توجه به مشکلات روزافزون در این باره و همچنین تغییراتی که احتمالاً درباره افزایش نظارت و اختیارات دولت در آن همراه است، واکنش‌های بیشتری را به همراه داشته است. در این باره با حمید حاج اسماعیلی، کارشناس و تحلیلگر اقتصادی گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه آمده است، می‌خوانید.  

برکناری آقای سالاری از مدیریت سازمان تأمین اجتماعی در یک روزِ تعطیل رسمی انجام شد، آن هم در حالی که به گفته برخی حتی خودِ ایشان هم از ماجرا بی‌خبر بود و وداعش با کارکنان، تنها یک یادداشت دست‌نویس همراه بود. ارزیابی شما از این شیوه عزل و نصب چیست؟

اصلِ تغییر مدیران حقِ طبیعی هر دولتی است و هیچ‌کس منکر آن نیست اما مسئله این است که این کار چطور انجام می‌شود. برکناری در یک روز تعطیل، بدون مقدمه، بدون مشورت و با چنان شتابی که حتی مدیرعامل برکنارشده هم خبر نداشته باشد، نشانه بی‌برنامگی است، نه اقتدار. سازمانی با این عظمت را که نزدیک به نیمی از بودجه جاری کشور در آن می‌چرخد، نمی‌شود با یک تصمیم یک‌شبه اداره کرد. این رفتار پیام نادرستی به بدنه کارشناسی سازمان می‌دهد و اعتماد را از بین می‌برد. هرچند باید صادقانه گفت که مشکل فقط فردِ رفتنی نیست؛ فردِ منصوب شده هم هست. کسی که بر صندلی مدیریت نشسته، نه سابقه لازم را دارد و نه آن تجربه‌ای را که برای هدایت نهادی با این گستردگی ضروری است. تأمین اجتماعی حوزه‌های فنی متعدد، ده‌ها شرکت زیرمجموعه و سازوکارهای بیمه‌ای پیچیده‌ای دارد. این مسیر را باید آزموده باشد، نه اینکه فردی بیاید و از پسِ آن برنیاید. این دقیقاً همان خطایی است که سال‌ها گریبان سازمان را گرفته و آن چیزی غیر از اینکه  کار فنی به آدم‌های غیرفنی بسپارند، نیست. 

رئیس جمهور با لحنی تند نسبت به این تغییر واکنش نشان دادند و معتقد بودند که تغییر در این سازمان مهم باید با هماهنگی با ایشان انجام می‌شده است. این اظهارنظر آقای پزشکیان به نظر ما از چه امری حکایت می‌کند؟

این واکنش، ابعاد تازه‌ای به ماجرا داد و نشان داد که مسئله فراتر از یک جابه‌جایی ساده مدیریتی است. رئیس جمهور به درستی گفت که سازمان‌هایی با این درجه از اهمیت، حتی اگر وزیرِ ذیربط بخواهد درباره‌شان تصمیم بگیرد باید با اطلاع رئیس قوه مجریه باشد. اما نکته جالب اینجاست که باوجود این اعتراض شدید و خروج وزیر از جلسه، تغییری که رقم خورده بود همچنان به قوت خود باقی ماند. این یعنی ما با نوعی بی‌قاعدگی ساختاری روبه رو هستیم، نه صرفاً یک اشتباه موردی. آنچه مسلم است، این است که ماجرای تأمین اجتماعی، وزیر را در موقعیت بسیار پرتنشی قرار داده است. اما من ترجیح می‌دهم درباره شایعات استیضاح یا تغییرات کابینه گمانه‌زنی نکنم؛ اینها موضوعاتی است که سازوکارهای قانونی خودش را دارد و باید منتظر روند رسمی آن ماند. آنچه برای من اهمیت دارد، ریشه این تنش‌هاست و آن را باید در ساختار بیمار مدیریتی تأمین‌اجتماعی جست‌وجو کرد.


سازمان تأمین اجتماعی همواره در دولت‌های مختلف محل تنش‌ها و گمانه‌زنی‌های سیاسی زیادی بوده است . چرا این سازمان همواره راهرویی برای ورود و خروج سیاسیون بوده تا اینکه بیشتر تصمیمات اساسی برای بیمه‌شدگان و ذینفعان واقعی باشد؟

این سازمان از دو لحاظ جایگاه ویژه دارد. نخست، جمعیتی عظیم از ایرانیان را زیر پوشش دارد و بودجه‌ای کلان در آن در گردش است؛ به‌گونه‌ای که گفته می‌شود نزدیک به نیمی از بودجه جاری کشور است. همین سازمان را هم از نظر اجتماعی و هم اقتصادی تعیین‌کننده کرده است. دوم، تأمین اجتماعی در طول این سال‌ها به حیاط خلوت سیاسی تبدیل شده است؛ جایی که شرکت‌های بزرگِ وابسته به آن مقصدی مطمئن برای کسانی بوده که پست سیاسی یا جایگاه قدرت‌شان را از دست داده‌اند. مدیرعاملی و عضویت در هیئت‌مدیره این شرکت‌ها درآمدهای بسیار بالا دارد و از گذشته مرسوم بوده که حذف شدگان از سیاست، در این مجموعه‌ها پناه بگیرند. همین‌جاست که سازمان به میدان فعالیت سیاسی و ارتباط با نهادهای قدرت و گروه‌های ذی‌نفوذ تبدیل شده است.

پیامدهای چنین رویکردهای مستمری که گویا بدون تغییر باقی مانده‌اند و خواهد ماند، چیست؟

پیامدش روشن است. نزدیک به چند سال است که کشور در حوزه هزینه و درآمد تأمین اجتماعی با مشکل اساسی روبه روست و تراز درآمد و هزینه سازمان، به ویژه در دو سال گذشته، سقوط کرده است. پیشتر بارها درباره این وضعیت هشدار داده شده بود اما گوش شنوایی نبود. چرا؟ چون پست‌های سازمان براساس رویکرد سیاسی تقسیم می‌شد، نه شایستگی فنی. افرادی به سازمان می‌رفتند که آن را نهاد مستقل نمی دانستند؛ برایشان تأمین اجتماعی فقط میدان فعالیت سیاسی بود. نتیجه یک «بدبختی» خاموش بود که بی‌سر و صدا رقم می‌خورد، بدون آنکه آینده‌ این نهاد غیردولتی و متعلق به آیندگان مورد توجه قرار گیرد. متأسفانه دولت چهاردهم هم از این قاعده مستثنی نبود.

شما ریشه اختلاف‌نظرهای این دوره را در منابع انسانی سازمان می‌دانید. واضح‌تر توضیح بفرمایید.

بله. در طول دو سال اخیر یکی از ضعیف‌ترین ترکیب‌های هیئت امنا و هیئت مدیره در 70 سال تاریخ سازمان شکل گرفته است. افرادی بر این مسندها نشسته‌اند که از نظر توانمندی در حد یک کارمند معمولی یک اداره هستند نه آدم‌های آگاه و عالم و باتجربه‌ای که بتوانند نظارت کنند، امور فنی را رصد کنند و کارنامه مدیران را ارزیابی کنند. وقتی شما نهادهایی را که اساساً برای مشورت و نظارت ساخته شده‌اند دور می‌زنید، در واقع کارکرد آنها را نفی کرده‌اید. اما باید منصف باشیم، خودِ مدیرعامل برکنارشده هم بیگناه نبوده است. او در دو دوره حضورش در سازمان در دولت روحانی و دولت چهاردهم کار مؤثری انجام نداد و همواره ادعا می‌کرد سازمان مشکلی ندارد؛ در حالی که حداقل از یک دهه پیش روند سازمان نگران‌کننده بود و به اصلاحات جدی نیاز داشت. او به‌جای پرداختن به امور فنی، پیوسته در جمع حلقه‌ای کوچک از وابستگان حاضر بود و رفتاری همسطح یک کارمند داشت؛ حلقه‌ای که شأن سازمان را پایین آورده بود.

پس در مجموع انتقاد اصلی شما متوجه چیست؛ افراد یا نحوه عزل و نصب؟

انتقاد اصلی متوجه نحوه عزل و نصب است، نه فقط افراد. اقدام وزیر شتابزده و بی‌برنامه بود و در روز تعطیل و بدون مشورت انجام شد. فردی هم که به جای مدیرعامل پیشین نشسته، به اذعان منتقدان نه سابقه دارد و نه تجربه لازم. سازمانی با این گستردگی، با حوزه‌های فنی متعدد و شرکت‌های بسیار و با رویکردهای بیمه‌ای و فنی پیچیده، مدیری می‌خواهد که این مسیر را آزموده باشد، نه فردی که از پس آن برنخواهد آمد. هزینه این اقدامات  را کارگران و بیمه شدگان میدهند. خدمات مشاغل سخت و زیان آور در طول 11 ماه گذشته به کلی متوقف شده است. اصلاحاتی که باید در آغاز دولت با بهره گیری از آشنایی مدیر پیشین با سازمان، آغاز می‌شد به تأخیر افتاد و امروز در مقطعی اجرا می‌شود که سازمان در تنگنای منابع اعتباری است و هزینه این اصلاحات سخت و شکننده را کارگران، بیمه‌شدگان و در نهایت کشور می‌پردازد. این شیوه‌ای نبود که در شرایطی که سازمان باید بیشترین حمایت را از بیمه‌شدگان می‌کرد، در پیش گرفته شود.  مشکل تأمین اجتماعی مشکل مهره‌ها نیست، مشکل ساختاری است. ریشه‌های این بحران از گذشته‌ها شکل گرفته است. کسانی که عالم به این حوزه بودند هشدار دادند اما افرادی بر مسند نشستند که به وظایف خود عمل نکردند، به کارِ روزمرگی و کار سیاسی پرداختند و سازمان را به این وضع کشاندند. این دیگر تنها مسئله کارگران و بیمه شدگان نیست؛ بحرانی است برای کشور که منافع ملی را تحت تأثیر قرار داده و می‌تواند در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی بحران‌های بزرگتری بیافریند.

پس راه‌حل چیست؟

زیربنای اصلی مشکل آن است که ساختار مدیریت در تأمین اجتماعی ناسالم بوده است. افرادی که انتخاب می‌شدند فنی نبودند، سازوکار منطقی و فنی برای گزینش تعریف نشده بود و نتیجه این شد که هرکس در حوزه‌های سیاسی و امنیتی نفوذ داشت، افراد خود را در هیئت مدیره، هیئت امنا و حتی مدیرعاملی می‌نشاند. عزل و نصبِ افراد این مشکل را حل نمی‌کند. آنچه ضروری است، اصلاح هرچه سریع‌تر ساختارهاست تا تأمین اجتماعی به‌عنوان یک سازمان فنی و بیمه‌ای عمل کند، آدم‌های متخصص و فنی فارغ از رویکردهای سیاسی به آن راه یابند و امکان حضور افراد سیاسی و غیرمتخصص به لحاظ قانونی و مقرراتی ناممکن شود. تنها در این صورت است که می‌توان به برون‌رفت از بحرانی امید بست که سال‌هاست پیکر این صندوق را می‌فرساید. قطعاً تا وقتی ساختار اصلاح نشود، عوض کردن مهره‌ها فقط جابه‌جایی صندلی‌هاست، نه درمان. آنچه در خطر است، حق نسل‌های آینده است، نه جایگاه چند مدیر.

پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)