احمددستمالچیان سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در لبنان و اردن به همراه دانیال امیری پژوهشگر ژئوپلیتیک در مقالهای اختصاصی برای جریان آنلاین (/)به بررسی مسئله وابستگی پیدا کردن کشورهای شرق آسیا به انرژی و نفت آمریکا و فاصله گرفتن آنها از بازار نفت غرب آسیا پس از جنگ رمضان پرداخته است.
مشروح این مقاله در ادامه آمده است:
تحمیل جنگ رمضان توسط امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ، با درگیری در خلیج فارس، آسیب به تاسیسات انرژی منطقه، محاصره دریایی ایران و متعاقباً انسداد راهبردی تنگه هرمز، نه تنها جغرافیای نظامی منطقه را دگرگون کرد، بلکه به عنوان کاتالیزوری برای یکی از بزرگترین جابجاییهای ثروت و قدرت در تاریخ مدرن عمل نمود.
واشینگتن با استفاده از دکترین تسلط بر انرژی، از ناامنی ایجاد شده در غرب آسیا بهره برد تا متحدان استراتژیک خود در شرق آسیا را از وابستگی سنتی به خلیج فارس جدا کرده و به شبکه تأمین انرژی، تکنولوژی و امنیت خود گره بزند.
۱. تایوان
تایوان نخستین بازیگری بود که در اوج درگیریهای جنگ رمضان ، با امضای «پیمان تجاری انرژی تایوان-آمریکا»، گام بلند خود را برای خروج از ناامنی خاورمیانه برداشت:
- این توافق ۶۹ میلیارد دلاری شامل خرید ۴۴ میلیارد دلار نفت خام و LNG تا سال ۲۰۲۹ و ۲۵ میلیارد دلار تجهیزات نیروگاهی است. تایوان با پرداختهای زودهنگام، عملاً هزینه توسعه زیرساختهای صادراتی آمریکا را تقبل کرد تا در مقابل، «اولویت دریافت محموله» در زمان بحران را تضمین کند. این پیمان، ساختار فنی انرژی تایوان را برای دههها به استانداردهای آمریکا گره زد.
۲. کره جنوبی
سئول در مارس ۲۰۲۶، زمانی که صادرات گاز قطر به دلیل ناامنی در هرمز متوقف شده بود، به سمت بازارهای باثباتتر در غرب چرخید:
- قرارداد ۲۰ ساله ونچر گلوبال و هانوا: کره جنوبی متعهد به واردات سالانه ۱.۵ میلیون تن LNG از پایانههای آمریکا شد.
- سرمایهگذاری در Alaska LNG: این کشور در پروژه ۲۴ میلیارد دلاری آلاسکا سرمایهگذاری کلانی انجام داد. این پروژه که به دلیل مسیر دریایی کوتاهتر و عدم نیاز به عبور از تنگههای هرمز یا بابالمندب به «مسیر طلایی» شهرت یافته، اکنون ستون فقرات امنیت انرژی کره را تشکیل میدهد.
۳. ژاپن
در اجلاس امنیت انرژی در توکیو، دولت و شرکتهای ژاپنی نقشی محوری در تأمین مالی پروژههای انرژی در خاک آمریکا ایفا کردند:
- پروژه Delfin LNG: بانک همکاری های بین المللی و شرکت «میتسویی» ژاپن در کنار سامسونگ، در این پروژه ۱۴ میلیارد دلاری برای احداث تأسیسات شناور در سواحل لوئیزیانا جهت تامین نیازهای گاز ژاپن در زمان بحران خاورمیانه سرمایهگذاری کرد.
- تثبیت قراردادهای ۵۶ میلیارد دلاری: ژاپن با میزبانی این اجلاس، راه را برای نهایی شدن ۵۶ میلیارد دلار قرارداد جدید بین شرکتهای آمریکایی و متحدان آسیایی هموار کرد تا وابستگی خود به منابع ناپایدار خاورمیانه را به حداقل برساند.
۴. فیلیپین
مانیل در جنوب شرق آسیا، قطعه نهایی پازل واشینگتن بود که در آن انرژی و امنیت نظامی به شکلی تفکیکناپذیر با هم ادغام شدند:
- پروژه گاز مانیل و زیرساختهای LNG: شرکت First Gen فیلیپین با امضای قرارداد با شرکتهای آمریکایی نظیر New Fortress Energy ، زیرساختهای فیلیپین را برای واردات LNG آمریکا به مدت ۱۵ سال بازطراحی کرد تا جایگزین ذخایر رو به اتمام گاز داخلی خود کند.
- پیوند با توافقنامه EDCA: در قبال دسترسیهای نظامی گستردهتر آمریکا به پایگاههای فیلیپین، واشینگتن متعهد شد امنیت مسیرهای ترانزیت سوخت از خلیج مکزیک تا مانیل را تضمین کند. همچنین قراردادهای استخراج «نیکل و کبالت» فیلیپین توسط شرکتهای آمریکایی، زنجیره تأمین باتریهای لیتیومی را از کنترل چین خارج و به نفع صنایع آمریکا تثبیت کرد.
۵. ابزارهای حقوقی و فنی وابستگی (Lock-in Effect)
واشینگتن برای تضمین دوام این نفوذ، از مکانیسمهای زیر استفاده کرده است:
- تغییر قراردادها به مبنای مقصد (DES): خریداران آسیایی دیگر امکان بازفروش محمولهها را ندارند و توزیع انرژی کاملاً تحت کنترل واشینگتن است.
- تغییر خوراک پالایشگاهی و مبنای قیمتگذاری: تغییر زیرساخت پالایشگاهها برای پردازش «نفت شیل» و تغییر شاخص قیمتگذاری از دوبی به WTI آمریکا، قدرت اقتصادی را رسماً به اتاقهای بازرگانی ایالات متحده منتقل خواهد کرد.
- بند پایش متان: الزام به استفاده از سنسورها و نرمافزارهای آمریکایی برای کنترل نشت گاز در کل زنجیره توزیع کشور خریدار.
- بند داوری: تمامی اختلافات حقوقی باید در دادگاههای داوری نیویورک یا واشینگتن و بر اساس قوانین تجاری ایالات متحده حل و فصل شود.
۶. نقش واسطههای بینالمللی
حتی شرکتهای اروپایی نظیر توتالانرژیز با اختصاص دادن سبد صادراتی خود به گاز آمریکا برای بازار شرق آسیا، با تعهد ۳۰ میلیارد دلاری برای خرید مواد معدنی و انرژی پاک از آمریکا، در این نظم جدید همراه شدند.
نتیجهگیری
شواهد نشان میدهد که واشینگتن با یک «آمادگی قبلی» از تاثیرات بحران انسداد تنگه هرمز برای تحقق یک هدف دیرینه استفاده کرد: «جداسازی استراتژیک شرق آسیا از غرب آسیا و پیوند زدن آن به اکوسیستم اقتصادی-نظامی آمریکا.» در حالی که شرق آسیا در هراس از فروپاشی صنعتی ناشی از جنگ رمضان در غرب آسیا بود، آمریکا با ارائه قراردادهای طولانیمدت، امنیت را در ازای «تبعیت مطلق ژئوپلیتیک و اقتصادی» به آنها بازفروش کرد.
پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)