جنگ رمضان فرصت بزرگ و طلایی برای اروپا/اروپا نیازمند بازتعریف معادلات امنیتی اقتصادی است

نویسنده: مهدی امامقلی | انتشار : 1405/01/08 16:49:54
جنگ رمضان فرصت بزرگ و طلایی برای اروپا/اروپا نیازمند بازتعریف معادلات امنیتی اقتصادی است

به گزارش جریان آنلاین (/) ؛ احمد دستمالچیان سفیر اسبق ایران در لبنان و اردن و دانیال امیری پژوهشگر ارشد ژئوپلتیک در مقاله‌ای اختصاصی برای پایگاه خبری جریان آنلاین به بررسی فرصت‌ها و ویژگی‌های جنگ رمضان برای اروپا به منظور تغییر معادلات امنیتی و اقتصادی خود و خروج از زیر سایه سنگین آمریکا و عبور از هژمونی آمریکایی پرداخته‌اند.

در ادامه متن کامل مقاله ارائه شده است:

راهبرد تشکیل ائتلاف اسلاویک ژرمنیک و چالش هژمونی آمریکایی

مقدمه:
با بررسی تحولات ژئوپلیتیک منطقه اروپا و غرب آسیا، چه جنگ رمضان  طولانی‌مدت باشد و چه در بازه کوتاه‌مدت و یا میان مدت به پایان برسد، باید راهبردی نوین برای باز تعریف معادلات امنیتی اقتصادی در اروپا و ناتو اندیشیده شود. با توجه به تنش‌های موجود بین کشورهای اروپایی ناتو و ایالات متحده، از جمله بی توجهی آمریکا نسبت به بحران انرژی بوجود آمده در  اروپا متاثر از جنگ رمضان و تهدیدات سرزمینی امریکا علیه متحدان ناتو، این نوشتار استدلال می‌کند که ایجاد ائتلافی از کشورهای اسلاو و حوزه آلمانی‌زبان (ژرمنیک) می‌تواند به تغییر معادلات قدرتی در مقیاس جهانی منجر گردیده و در نتیجه از پشتوانه محور امریکایی صهیونی جهت تحمیل نبرد دیگری علیه ایران کاسته شود.
برآیند تقاضای انرژی کشورهای حوزه ژرمن و همچنین تهدیدات آمریکا علیه گرینلند دانمارک، فرصتی بی‌نظیر جهت بسترسازی چرخش دکترین امنیتی و اقتصادی مجموعه ای از کشورهای اروپایی برای تشکیل ائتلافی اسلاویک ژرمنیک در مقابل آمریکا و ایجاد شکاف بیشتر در ائتلاف ناتو فراهم آورده است. این ائتلاف می‌تواند ساختار امنیتی و اقتصادی اروپا را متحول سازد.


بستر تاریخی:
از زمان اتحاد عمده دوک‌نشین‌های ژرمنی نژاد و تشکیل آلمان توسط بیسمارک، دو مسئله کلیدی در میان ژرمن‌ها مطرح بوده و همچنان در دکترین امنیتی آلمان تأثیرگذار است:

۱. اتحاد یا ائتلاف با کشورهای همسایه و هم نژاد که با تهدیدات متقابلی علیه آلمان‌ها روبرو شده:

ادغام نافرجام آلمان و اتریش 
یکی از حساس‌ترین تهدیدات متقابل علیه آلمان‌ها، میل به ادغام با اتریش بود که از طرف رقبا رسماً با آن تقابل و از آن جلوگیری شد.

 ائتلاف با ایتالیا: 
زمانی که ایتالیایی‌ها به دنبال ایجاد ائتلافی در بالکان بودند، با اعلام ائتلاف آلمان و اتریش، ایتالیا نیز به آن ائتلاف پیوست و نهایتا این امر منجر به وقوع حوادث ژئوپلیتیکی مهم بعدی و شکست از رقبا شد.

۲. حرکت به سمت شرق اروپا و سرزمین اسلاوها
آلمانی‌ها همواره میل به حرکت به سمت شرق اروپا و سرزمین اسلاوها داشته‌اند و قبلاً در معاملات ژئوپلیتیک با روس ها در این جهت موفق بودند که بعدها این موفقیت به دلیل اشتباهات استراتژیک از دست رفتند.

دو دلیل اصلی برای این رویکرد وجود دارد:

فضای حیاتی برای منابع: 
آلمانی‌ها و سایر ژرمنیک ها شرق اروپا را فضای حیاتی  می‌دانند و جهت تأمین منابع و سرریز اقتصادی به آنجا احساس نیاز می‌کردند.

 دکترین هارتلند: ژرمن‌ها شرق اروپا و سرزمین اسلاوها را به‌عنوان منطقه هارتلندی در دکترین امنیتی خود مؤثر می‌دانند.


چشم‌انداز ائتلاف: 

پیوستار سیاسی، سرزمینی و نژادی


باید یک پیوستار سیاسی سرزمینی نژادی بر اساس الگوهای گذشته به معادلات امروز تزریق شود. این ائتلاف از دو حوزه با توجه به اولویت شامل کشورهای زیر است:
حوزه ژرمنیک:
- آلمان
- دانمارک
- سوئد
- نروژ
- ایسلند
- ایتالیا
- اتریش


حوزه اسلاویک:

- روسیه
- بلاروس


عوامل محرک تشکیل ائتلاف
اروپای ناراضی از آمریکا و ناتو به دلایل زیر انگیزه‌ای جدی برای این همکاری دارند:

 تحمیل تبعات امنیتی در شرق اروپا و تقابل هزینه زا با روسیه
 متضرر از بازار انرژی و وابستگی به منابع خارجی
 تهدید مستقیم از سوی آمریکای رهبر ناتو

تأثیر ادعای آمریکا بر گرینلند بر احساس تهدید ژرمن‌ها
ادعای ایالات متحده بر سرزمین گرینلند، نه‌تنها یک اقدام استعماری مدرن، بلکه یک پیامد ژئوپلیتیک مستقیم برای کشورهای اروپایی است. این ادعا پیامد چندگانه‌ای داشته است:

 احساس خطر مشترک: 
کشورهای اسکاندیناوی و سایر ژرمنها که نزدیک به گرینلند هستند، تهدید وجودی آمریکایی را احساس کرده‌اند. دریای نروژ و دریای شمال به‌عنوان مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت، تحت تأثیر این تهدید قرار دارند.
فرصت واگرایی از ناتو: احساس تهدید از سوی رهبر ناتو، کشورهای اروپایی را بر آن داشته تا به‌دنبال راه‌حل‌های امنیتی مستقل باشند. این تهدید، انگیزه‌ای جدی برای خروج از چارچوب امنیتی آمریکایی و ایجاد ساختارهای امنیتی بومی از جمله ارتش متحد اروپایی فراهم آورده است.

فرصت زمانی:
بهترین موقع برای معامله و ائتلاف اقتصادی-امنیتی اسلاویک-ژرمنیک اکنون است. مزایای این ائتلاف عبارتند از:
-انرژی
-منابع و معادن
-تکنولوژی
-بازار مصرف

نیازهای ژئوپلیتیکی متقابل اسلاوها و ژرمن‌ها:
-ژرمن‌ها به هارتلند اسلاویک نیاز دارند تا از وابستگی به ناتو بکاهند.
-روس‌ها به ریملند ژرمنیک محتاجند تا از انزوا خارج شوند.
-حذف تهدیدات متقابل، نیاز مشترک ژرمنیک ها و اسلاویک ها می باشد

دریای بالتیک و تنگه اسکاژراک در محاصره سرزمینی ژرمنیک‌ها قرار دارد که راه خروج روس‌ها به سمت باقی کشورهای ناتو و مخصوصا امریکای شمالی را محدود می‌کند. در واقع، اگر ژئوپلیتیک ژرمنیک نباشد، امریکا در مهار روسیه ناتوان خواهد بود.

به عبارت دیگر، ژرمنیک‌ها به‌عنوان سپر ناتو و امریکا در مقابل روسیه، متحمل موارد زیر شده‌اند:
- منت‌بار هزینه‌های آمریکا در ناتو
- تهدیدات ارضی توسط رهبر ناتو
- تبعات امنیتی بی‌مورد ناتو در شرق اروپا و آسیا


مناطق حساس همکاری روس ها و ژرمن ها
روس‌ها جهت تکمیل حلقه اسلاویک در دو حوزه نیازمند همکاری ضمنی ژرمنیک‌ها هستند:
اوکراین، جهت کنترل شمال دریای سیاه
سه‌گانه استونی- لاتویا- لیتوانی تا برونگان کالینینگراد، جهت تسلط بر جنوب دریای بالتیک که تأمین امنیت خطوط انرژی روسیه آلمان را متاثر می‌کند.


دستاوردهای ژرمنیک ها
در مقابل، ژرمن‌ها ضمن حذف تهدیدات امنیتی و نظامی روسیه و رسیدن به ثبات امنیتی در شرق، می‌توانند با ائتلاف جدید به موارد زیر بپردازند:
-حفظ گرینلند
-تقابل با هژمون آمریکایی
-تأمین انرژی و تجارت

تأمین انرژی آلمان و سایر ژرمنیک ها امنیت پیدا خواهد کرد و تجارت و بازار معاملاتی مناسبی به‌وجود خواهد آمد. در نهایت، روسیه می‌تواند به‌عنوان کشوری قدرتمند و راهبردی حتی به عضویت اتحادیه اروپا درآید.

در این صورت، اتحادیه اروپا با آرایش جدید می‌تواند با تکیه بر معادلات ذکر شده، ائتلاف ارتش اروپایی را تشکیل دهد که به موازات ناتو و مستقل عمل خواهد کرد، عامل فروپاشی ناتو خواهد بود، هژمونی آمریکا را در هم خواهد شکست.

پیامدهای ژئوپلیتیک جهانی: 
تنگ‌تر کردن حلقه تهدید علیه آمریکا

در حال حاضر، روس‌ها حلقه تهدید علیه آمریکا را در دو محور حفظ کردند:
تنگه برینگ: به‌عنوان یکی از مسیرهای تهدید
شمالگان: به سختی و با محدودیت با استفاده از زیردریایی به شمال اقیانوس اطلس شمالی 

در این سناریو، تهدید روسیه علیه آمریکا با بهره‌وری از ژئوپلیتیک ژرمنیک از نوردیک تا گرینلند، نتایجی شامل موارد زیر خواهد داشت
- دریای نروژ در شمال اقیانوس اطلس 
- تنگه دانمارک در شرق گرینلند
- دریای لابرادور در جنوب گرینلند و شرق کانادا


نقطه شروع عملیاتی: نقش ایران، روسیه و چین در معادلات جدید

نقطه شروع این حرکت بزرگ باید در جنگ و فشار انرژی اروپا باشد. هماهنگی سه‌ضلعی ایران-روسیه-چین در این زمینه بسیار مهم است.

در معادلات ژئوپلیتیک کنونی، جنگ رمضان به‌عنوان نمادی از مقاومت و فشار اقتصادی، نقش حیاتی در تأمین امنیت منافع ایران و ایجاد فرصت برای ائتلاف اسلاویک-ژرمنیک ایفا می‌کند.
بستن تنگه هرمز: تهدید و اقدام به بسته شدن تنگه هرمز، اطمینان‌بخش کشورهای اروپایی درباره توانایی ایران در تأثیرگذاری بر بازار انرژی جهان است. این اقدام نشان می‌دهد که ایران می‌تواند به‌عنوان بازیگری تعیین‌کننده در معادلات انرژی عمل کند.

فشار بر بازار انرژی: جنگ رمضان و تأثیر آن بر تأمین انرژی، کشورهای اروپایی را به‌شدت متضرر کرده و انگیزه‌ای جدی برای جستجوی راه‌حل‌های امنیتی-انرژی مستقل از آمریکا ایجاد کرده است.

منافع ایران در این معادله

ایران از مشارکت در این ائتلاف دستاوردهای راهبردی زیر را کسب می‌کند:
شکستن تحریم‌های جهانی: با حمایت ژرمن‌ها، ایران می‌تواند تحریم‌های آمریکایی را خنثی کند و با دریافت یورو، معاملات انرژی خود را تسهیل نماید.

ایمنی خطوط انرژی: با ایجاد پیوندهای ژئوپلیتیک با روسیه و آلمان، امنیت خطوط انرژی و تجارت ایران تضمین می‌شود.

موضع‌گیری بین‌المللی: ایران به‌عنوان کشوری که توانایی تأثیرگذاری بر معادلات انرژی و ژئوپلیتیکی را دارد، در مذاکرات بین‌المللی قدرت چانه‌زنی بیشتری خواهد داشت.

تضعیف ناتو: با زمینه سازی خروج کشورهای ژرمنی از ناتو و تأسیس ارتش اروپایی مستقل، ایران در برابر تهدیدات امنیتی غرب ایمن‌تر خواهد بود.

نقش چین در جبران تحریم‌های احتمالی

چین به‌عنوان قدرتی اقتصادی تجاری، می‌تواند نقش حیاتی در جبران تحریم‌های احتمالی آمریکا علیه کشورهای ژرمنیک ایفا کند:

بازار مصرفی: چین می‌تواند به‌عنوان بازار مصرفی بزرگ برای محصولات اروپایی عمل کند و وابستگی به بازار آمریکایی را کاهش دهد.
جبران تحریم‌ها: با مشارکت در طرح‌های اقتصادی و انرژی، چین می‌تواند خسارات تحریم‌های آمریکایی را پوشش دهد.
تأمین تکنولوژی: چین با ارائه راه‌حل‌های تکنولوژیک و زیرساختی، به کشورهای ژرمنیک کمک می‌کند تا وابستگی به غرب را کاهش دهند.
همکاری‌های مالی: سیستم‌های مالی جایگزین تحت رهبری چین می‌توانند تحریم‌های بانکی آمریکا را خنثی کنند.

وضعیت مالی و انرژی

این کار باید در دو محور جهت بازآرایی بازار انرژی اروپا انجام گیرد:

عرضه انرژی توسط ایران: که مواضع این کشورها را در جنگ به‌نفع خود بازگرداند
 عرضه انرژی توسط روسیه: که بنای ائتلاف را بگذارد

پیشنهاد می‌شود ایران برای پرداخت هزینه انرژی، چنانچه کانال تبادل مالی بوجود آورده شود، از ژرمنیک‌ها یورو بپذیرد.

شرط این انتقال:
بشرط اینکه ژرمنیک ها یک موضع هماهنگ نسبت به ایران و روسیه اتخاذ کنند و این انتقال یورو جهت سازوکار سایر معاملات انجام گردد. یعنی در مقابل شکست تحریم هرمز از طرف ایران، شکست تحریم ایران از طرف ژرمنیک ها اتفاق بیافتد.


دستاوردهای کلیدی این استراتژی:
گسست از هژمونی: ادعای آمریکا بر گرینلند و تحمیل هزینه‌های ناتو، موتور محرک ژرمنیک‌ها برای واگرایی از واشینگتن و حرکت به سمت هارتلند اسلاویک است.

تغییر معادلات امنیتی: ایجاد ساختارهای امنیتی بومی در اروپا که مستقل از ناتو عمل کنند
نقش محوری ایران: ایران با بهره‌گیری از اهرم‌های راهبردی مانند جنگ رمضان و پتانسیل مسدودسازی تنگه هرمز، نه تنها امنیت انرژی اروپا را به چالش می‌کشد، بلکه آن‌ها را به سمت یک معامله بزرگ (یورو در برابر شکست تحریم‌ها) سوق می‌دهد. منفعت نهایی ایران، تثبیت به عنوان قطب انرژی و خروج دائمی از انزوای تحریمی است.

تأمین انرژی: امنیت خطوط انرژی ایران و روسیه برای تضمین و تامین انرژی کشورهای شرکت‌کننده در ائتلاف

موقعیت ایران: ایران به‌عنوان بازیگر تعیین‌کننده در معادلات انرژی و ژئوپلیتیک منطقه تثبیت می‌شود
تضمین چینی: نقش پکن در این معادله، حیاتی است؛ چین با ظرفیت عظیم تکنولوژیک و بازار خود، «سپر حمایتی» کشورهای ژرمن در برابر تحریم‌های احتمالی آمریکا خواهد بود و عملاً ابزار تحریم را از دست ایالات متحده خارج می‌کند.

شکست تحریم‌ها: با حمایت چینی و ژرمنی، تحریم‌های آمریکایی خنثی خواهند شد
تغییر نقشه جهان: خروج آلمان و متحدانش از ناتو و تشکیل ارتش اروپایی، به معنای پایان نظم تک‌قطبی و آغاز عصر جدیدی است که در آن روسیه از انزوا خارج شده و ایران به یک شریک استراتژیک برای قدرت‌های بزرگ اروپایی تبدیل می‌شود.

سخن پایانی:

با تحلیل دقیق متغیرهای نوین ژئوپلیتیک میتوان نتیجه گرفت که ائتلاف اسلاویک ژرمنیک نه‌تنها یک امکان استراتژیک، بلکه یک ضرورت گریزناپذیر برای بقای استقلال سیاسی و اقتصادی اروپای مرکزی و شمالی برای تغییر معادلات قدرتی ژئوپلیتیک در قرن حاضر است. ادعای آمریکا بر گرینلند، به‌عنوان یکی از محرک‌های اصلی احساس تهدید در کشورهای ژرمنیک عمل کرده و میل به واگرایی از ناتو را تقویت کرده است.
نقطه عزیمت این تحول بزرگ، مدیریت هوشمندانه «بحران انرژی» کنونی است. هماهنگی مثلث ایران روسیه چین می‌تواند با استفاده از شکاف‌های امنیتی میان آمریکا و متحدان ژرمنیک (به‌ویژه در پرونده گرینلند)، نظم نوینی را رقم بزند که در آن «ناتو» به حاشیه رانده شده و بلوک قدرتمند شرق و مرکز اروپا، نبض سیاست جهانی را در دست بگیرد.

پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)