جریان آنلاین (/) | حملات مکرر آمریکا علیه ایران و پاسخ متقابل سپاه و ارتش به آن در روزهای اخیر با اختلافات بر سرِ مدیریت تنگه هرمز شدت گرفته است. دراین بین اختلاف نظرهایی نیز بین کارشناسان و ... در سطوح مختلف ایجاد شده است. گروهی بر این باورهستند که ادامه مذاکرات باتوجه به این شرایط امکانپذیر نیست اما برخی نیز معتقدند که با توجه به شرایط موجود، ایران میتواند با کارت هرمز برای گرفتن امتیازات بیشتر در مذاکرات در بحثِ رفع تحریمها و ... استفاده کند. در این با داود آقایی، تحلیلگر امور بینالملل گفتوگو کردهایم که در زیر آمده میخوانید:
بسته شدن مجدد تنگه هرمز بهدنبال حملات نظامی آمریکا علیه ایران مجدداً احتمال گستردهشدن جنگ طرفین در منطقه را تشدید کرده است؛ آیا این وضعیت ادامهدار خواهد بود؟
براساس تفاهمی که میان ایران و آمریکا شکل گرفته دو طرف تعهداتی را پذیرفتهاند. از یکسو ایران متعهد شده موانع موجود بر سر راه کشتیرانی در تنگه هرمز را برطرف کند تا کشتیها بتوانند آزادانه تردد کنند، البته با این شرط که عبور و مرور در شرایط جنگی همچنان تحت کنترل و مدیریت جمهوری اسلامی ایران باشد. از سوی دیگر، آمریکا نیز باید محاصره دریایی و فشارهای اقتصادیای را که مانع صادرات کالاهای ایرانی یا ورود کشتیها برای بارگیری میشد، رفع کند اما مشکل اصلی این است که از زمان امضای تفاهمنامه تاکنون دو طرف چندینبار یکدیگر را به نقض تعهدات متهم کردهاند. در نگاه ایران کشتیها باید از مسیرهایی عبور کنند که از قبل توسط جمهوری اسلامی تعیین شده و در محدوده دریایی تحت کنترل ایران قرار دارد. گفته میشود برخی کشتیها تلاش کردهاند از مسیرهای اعلامشده عبور نکنند یا محدوده تعیینشده را دور بزنند و ایران نیز پیشاپیش هشدار داده بود که با چنین مواردی برخورد میکند و اما در مقابل آمریکا مدعی است ایران تعهدات خود را نقض کرده و حتی حق دارد مراکزی را که به تقویت توان کنترل ایران بر این تنگه کمک میکنند هدف قرار دهد. بنابراین، اختلاف اصلی نه بر سر اصل تفاهم بلکه بر سر تفسیر آن و شیوه اجرای تعهدات است.
آیا حمله به پایگاههای آمریکا در روزهای اخیر میتواند بهعنوان یک اهرم بازدارنده عمل کند؟ به گمان بسیاری مردم ایران حملات آمریکا را با تمام وجود در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... لمس میکنند در حالیکه حملات ایران فقط پایگاههای آمریکا در منطقه را مورد حمله قرار میدهد.
خب قطعاً آمریکا در قاره دیگری و با فاصله زیاد از ایران قرار دارد و به همین دلیل ایران عملاً امکان دسترسی مستقیم به خاک آمریکا را ندارد. در نتیجه تنها گزینهای که در دسترس قرار میگیرد، هدف قرار دادن پایگاهها و مراکزی است که متعلق به آمریکا هستند، هرچند در خاک کشورهای دیگر مستقر باشند. استدلال این است که آمریکا خود از همین پایگاهها برای حمله به ایران استفاده میکند و خاک ایران را هدف قرار میدهد؛ بنابراین از نگاه ایران هدفگیری این پایگاهها بهعنوان پاسخ متقابل قابل فهم است. با این حال گفته میشود هر دو طرف تلاش میکنند سطح درگیری را کنترلشده نگه دارند تا اوضاع به یک جنگ گسترده تبدیل نشود. در عین حال آمریکا نیز در مقطع کنونی تمایلی به ورود به یک جنگ وسیع دیگر ندارد بهخصوص باتوجه به ملاحظات داخلی مانند انتخابات میاندورهای کنگره و نیاز دولت آمریکا به حفظ حمایت افکار عمومی. از این نظر حملات محدودتر بیشتر بهعنوان ابزاری برای بازدارندگی و فشار تلقی میشود تا آغاز یک جنگ فراگیر.
اصلیترین ادامهدارشدن این تنشها تأکید ایران بر مدیریت تنگه هرمز و برنامهریزی برای اخذ درآمد مدیریت بر این تنگه و مخالفت آمریکا با این امر است. این در حالی است که به گفته برخی درآمدهای احتمالی حاصل از این امر برای ایران در مقایسه با لغو احتمالی تحریم ها و آزاد شدن پولهای بلوکه شده ایران ناچیز است. آیا بهتر نیست ایران بهجای تمرکز بر این موضوع، بهدنبال لغو تحریمها از محل مذاکره ضمن استفاده جانبی از کارت تنگه هرمز باشیم؟
مسئله اصلی درآمد مستقیم یا دریافت عوارض از عبور کشتیها نیست. آنچه اهمیت دارد، تثبیت اصل کنترل و مدیریت تنگه هرمز است. گفته میشود جمهوری اسلامی ایران میخواهد این پیام را به جامعه جهانی بهویژه آمریکا، منتقل کند که وضعیت تنگه دیگر به شرایط پیش از جنگ بازنمیگردد و ایران بر بخشی از آبهای سرزمینی خود که در حاکمیتش قرار دارد، اعمال کنترل و مدیریت خواهد کرد. براین اساس عبور کشتیها باید تحت ضوابط مشخص و در چارچوب تعیینشده انجام شود. اگر ایران خدمات امنیتی یا خدمات دریایی ارائه کند، میتواند در آینده هزینه آن را نیز دریافت کند و این امر بهتدریج به منبعی برای درآمد کشور تبدیل شود اما در این مرحله اصل موضوع درآمد نیست، بلکه تثبیت حق حاکمیت و مدیریت ایران بر تنگه هرمز است.
به اعتقاد شما آیا از مسیر دیپلماسی و مذاکره میتوان به حل اختلافها و رفع تحریمها رسید؟
اگر ایران با یک قدرت هژمون مواجه نبود، میشد انتظار داشت اختلافها بر اساس معیارها و هنجارهای پذیرفتهشده حقوق بینالملل حلوفصل شود. اما واقعیت سیاست بینالملل، بهویژه در مواجهه با آمریکا، بیش از آنکه بر قانون استوار باشد بر قدرت و زور تکیه دارد. گفته میشود آمریکا میکوشد خواستههای خود را با اتکا به توان نظامی و فشار پیش ببرد و همیشه هم به قواعد و مقررات پایبند نیست. در چنین شرایطی ایران با کشوری روبهروست که میخواهد سلطه و قدرت خود را در همه حوزهها اعمال کند. با این حال، اگر تفاهمنامه موجود در چارچوب خودش اجرا میشد، میتوانست بخشی از مشکلات را حل کند. موضوع رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران نیز در این میان اهمیت ویژه دارد، زیرا از نگاه ایران این داراییها حق مسلم کشور است. در عین حال گفته میشود آمریکا در زمینه رفع تحریمها قابل اعتماد نیست و ایران باید با تدبیر و درایت عمل کند تا دوباره به سمت جنگ نرود. به همین دلیل مرحله نظامی پشت سر گذاشته شده و اکنون زمان استفاده از ابزار دیپلماسی و مذاکره است. در این چارچوب، اگر آمریکا واقعاً بهدنبال حل بلندمدت بحران باشد، ناچار است بخشی از خواستههای خود را تعدیل کند؛ هرچند بعید دانسته میشود که واشنگتن بهسادگی چنین امتیازی بدهد.
پیشبینی شما از پایان این اختلافات چیست؟ (/)
درحقیقت بهنظر میرسد که اختلاف ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز بیش از هر چیز بر سر تفسیر مفاد تفاهمنامه و نحوه اعمال کنترل بر کشتیرانی است. ایران بر مدیریت تنگه و حق حاکمیت خود تأکید دارد، آمریکا آن را نقض تعهدات میداند، و همین اختلافها زمینهساز رویاروییهای مکرر شده است. در سطح منطقهای نیز هدف قراردادن پایگاههای آمریکا بهعنوان ابزار پاسخ متقابل مطرح میشود اما هر دو طرف میکوشند دامنه تنش از حد مشخصی فراتر نرود. از نگاه این تحلیل، نه درآمدهای احتمالی تنگه موضوع اصلی است و نه صرفاً فشارهای مقطعی بلکه آنچه اهمیت دارد، تثبیت جایگاه ایران در معادله امنیتی و دریایی منطقه است. در نهایت نیز تأکید میشود که رفع تحریمها بازگشت داراییهای بلوکهشده و رسیدن به توافق پایدار تنها از مسیر دیپلماسی و با پذیرش واقعیتهای جدید از سوی آمریکا ممکن خواهد بود.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)