جریان آنلاین (/) | اقتصاد امروز دنیا دیگر معطل کسی نمیماند و با سرعت برقوباد پیش میرود. ابزارها و کارخانههای دنیا حالا بهجای سالها، ظرف چند ماه از دور خارج میشوند و چیزهایی مثل هوش مصنوعی، صرفهجویی در مصرف انرژی و دستگاههای اتوماتیک مرز بین «برنده بودن» و «کامل حذف شدن» از بازار را مشخص میکنند. اما وقتی به بخش تولید در اقتصاد خودمان نگاه میکنیم با یک واقعیت تلخ و هشداردهنده روبهرو میشویم؛ فناوری و تجهیزات صنعتی در ایران بهشدت فرسوده شده و از قافله دنیا عقب مانده است.
کهنهشدن تکنولوژی در صنایع ما دیگر یک حرف تئوری نیست و ردپای آن را میشود بهوضوح دید؛ از خطوط تولید کمرمقی که برق و سوخت را بیمحابا میبلعند تا کالاهایی که کیفیتشان به مرحله رقابت نمیرسد و صادرکنندگان ما را بهناچار از بازارهای منطقه و دنیا دور میکنند. ماشینآلاتی که متعلق به چند دهه پیش هستند، نه توان خلق ثروت و سود درستوحسابی را دارند و نه میتوانند محصولی بسازند که در بازار سخت و بیرحم امروز دنیا دوام بیاورد. نتیجه این وضعیت، شکلگیری صنعتی است که به رانت منابع وصل است، بازدهی بسیار پایینی دارد و در میدان رقابت با رقبای جدید اصلاً حرفی برای گفتن ندارد.
اگر واقعاً بهدنبال پیشرفت و رشد اقتصادی هستیم اولین و مهمترین کار این است که تکنولوژی و ابزارهای تولید را از پایه نوسازی کنیم. با دستگاههای فرسوده و اوراقی هرگز نمیشود در بازارهای جهانی حضور داشت؛ برای اینکه بتوانیم کالای ایرانی را به کشورهای دیگر صادر کنیم به یک فرمول ساده نیاز داریم: جنس باکیفیتتر با قیمت مناسبتر؛ معادلهای که بدون آوردن فناوریهای روز دنیا و خرید ماشینآلات جدید حل نمیشود.
اما سؤال اصلی اینجاست: «تکنولوژیهای جدید چطور قرار است راهشان را به خطوط تولید ما باز کنند؟»
تکنولوژی چیزی نیست که بشود آن را فقط با یکبار خریدن بهدست آورد. بهروز کردن صنعتیک پروژه سنگین و بلندمدت است که به تزریق مداوم پول و سرمایه نیاز دارد؛ از نوسازی پالایشگاهها و پتروشیمیها گرفته تا صنایع مادر، خودروسازی و قطعهسازی، حجم پول و سرمایه مورد نیاز بسیار فراتر از توان اعتباری چند بنگاه اقتصادی یا اتکا به بودجههای قطرهچکانی دولتی است.
اقتصاد ایران برای بازسازی زیرساختهای فنی خود به یک جهش سرمایهگذاری همهجانبه نیاز دارد که این جهش باید هم از مسیر نقدینگی بخش خصوصی داخل کشور تأمین شود و هم پای سرمایهگذاری مستقیم خارجی را به میدان بیاورد. بهطوری که به گفته مسعود دانشمند، کارشناس اقتصادی کشورمان ورود به عرصه اقتصاد جهانی را نه با شعار، بلکه باید با یک نقشه راه دقیق مالی و فنی پیوند زد.
وی معتقد است نیاز ایران به جذب حدود ۲۰۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی یک عدد خیالی و دور از ذهن نیست، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای فرار از انقراض صنایع کشور است.
در همین راستا صنایع استراتژیک کشور از جمله فولاد، آلومینیوم، پتروشیمی و پالایشگاهها (مانند پالایشگاه آبادان) در چرخه خطرناک انقراض تکنولوژیک گرفتار شدهاند. بهرهوری پایین، مصرف سرسامآور انرژی و قیمت تمامشده زیاد باعث شده است تا محصولات ملی در بازار جهانی عملاً توان رقابت نداشته باشند. از سوی دیگر ضعف زیرساختهای حملونقل نیز به یکی دیگر از موانع اصلی توسعه ترانزیت کشور تبدیل شده است. ایران برای تبدیلشدن به قطب ترانزیتی منطقه و دستیابی به ظرفیت جابهجایی ۵۰ میلیون تن کالا باید شبکه ریلی خود را بهطور اساسی دگرگون کند. دوخطهکردن مسیرهای تکخطه بهویژه در محورهای راهبردی بندرعباس و چابهار به سمت شمال و اختصاص اولویت به جابهجایی کالاهای حساس از مهمترین الزامات این مسیر است و در کنار آن نوسازی ناوگان جادهای و دریایی، جایگزینی کامیونهای فرسوده و تقویت ناوگان کشتیرانی برای رقابت پایاپای با رقبایی چون دبی از ضرورتهای غیرقابل چشمپوشی است که تعلل در آن هزینهبر خواهد بود.
این کارشناس اقتصادی تأکید میکند عبور از این بحران عمیق پیش از هر چیز در گروی تأمین امنیت سرمایهگذاری است. به گفته وی جذب منابع مالی خارجی و سرمایههای کلان مستلزم فراهمکردن دو رکن اساسی است؛ تعریف پروژههای مشخص و توجیهپذیر (همچون بازسازی صنایع نفت و گاز) و ایجاد امنیت واقعی برای سرمایه. بدون تضمین بازگشت سرمایه و ساختارسازیهای دقیق بیمهای و حقوقی برای سرمایهگذار خارجی صحبت کردن از جذب سرمایه در حد شعار باقی میماند و هیچ حامی مالی پیشقدم نمیشود.
با این حال رسیدن به سرمایه بدون فراهمسازی خاک مستعد آن ممکن نیست. سرمایه ترسوترین متغیر اقتصاد است؛ چه سرمایهگذار داخلی که سرمایه خود را به سمت بازارهای غیرمولد و امن هدایت میکند و چه شریک خارجی که بهدنبال چشماندازی روشن برای انتقال دارایی و دانش خود است هر دو بر یک پیشنیاز واحد تأکید دارند و آن امنیت، ثبات و پیشبینیپذیری است.
در شرایطی که قوانین مدام تغییر میکنند، امنیت مالکیت تضمینشده نیست و بیثباتیهای سیاسی و اقتصادی، چشمانداز سودآوری پروژهها را مبهم کرده است، سرمایهگذار حاضر نیست منابع خود را وارد خطوط تولید کند. بنابراین، جذب میلیاردها دلار سرمایه برای نوسازی صنایع و ورود فناوریهای نوین، بدون ایجاد ثبات و امنیت اقتصادی امکانپذیر نیست.
زمان به نفع ساختار صنعتی فرسوده ایران پیش نمیرود. هر روز تعلل، شکاف بهرهوری میان تولید داخل و جهان را عمیقتر کرده و هزینه جبران آن را بیشتر میکند. اگر ارادهای برای نجات صنایع کشور و بازگرداندن ایران به ریل رشد اقتصادی وجود دارد نقطه آغاز آن تصمیمگیریهای کلان در حوزه حاکمیت برای خلق محیطی امن و باثبات است؛ ثباتی که امنیت سرمایه را تضمین کند، زمینه نوسازی ابزار کار را فراهم آورد و دست تولیدکننده ایرانی را برای رقابت سرفرازانه در میدان بازارهای جهانی باز بگذارد.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)