برگ برنده ایران در مذاکرات کنترل تنگه هرمز است/ خطوط قرمز طرفین تفاهمنامه را در هاله‌ای از ابهام قرار داده

نویسنده: صدیقه فتاحی | انتشار : 1405/03/09 13:45:36
برگ برنده ایران در مذاکرات کنترل تنگه هرمز است/ خطوط قرمز طرفین تفاهمنامه را در هاله‌ای از ابهام قرار داده

جریان آنلاین (/) | گمانه‌زنی‌ها درباره پیش‌نویس تفاهمنامه میان ایران و آمریکا وارد مرحله تازه‌ای شده، اما همچنان ابهام، تردید و نااطمینانی بر سرنوشت این روند را احاطه کرده است. از یک سو تنگه هرمز به مهمترین اهرم فشار تهران و گره اصلی بحران تبدیل شده و از سوی دیگر اختلاف نظرهای داخلی و فشارهای بین المللی، مسیر هرگونه توافق را پیچیده‌تر کرده است. درباره ابعاد سیاسی، اقتصادی و راهبردی مذاکرات پیش رو با محمود جامساز، تحلیلگر اقتصادی گفت‌و‌گو کرده‌ایم که در زیر می‌خوانید:

نظر شما از آنچه که میان ایران و آمریکا بعد از فراز و نشیب‌های فراوان تحت عنوان مذاکره در حال اجراست، چیست؟

پس از نشیب و فرازهای پر تکرار اکنون پیش‌نویس تفاهمنامه‌ای میان ایران و آمریکا تهیه شده که البته هنوز مفاد آن به طور کامل روشن و قابل ارزیابی نیست، اما بر اساس بر گزارش‌های منتشرشده، احتمال این وجود دارد که با توجه به فاصله زمانی آتش بس فی مابین، اختلافات بنیادی طرفین حل و فصل شود. با این وجود، با توجه به گستردگی مطالبات دو طرف، امضای این تفاهمنامه از همین ابتدا محل تردید است و به نظر می‌رسد بیش از آنکه نشانه رسیدن به توافق نهایی باشد، تلاشی برای مدیریت بحران و خرید زمان تلقی می‌شود، چون هرچند تفاهمنامه ظاهرا مورد تایید تیم‌های مذاکره کننده قرار گرفته است، اما تردید ترامپ در امضای آن احتمالاً ناشی از گنجانده شدن نکاتی است که رضایت کامل او را تامین نمی‌کند، یعنی مذاکره‌کنندگان به یک متن مقدماتی رسیده باشند، اما امضای سیاسی آن در سطح تصمیم گیر نهایی هنوز قطعی نیست.

به نظر شما مهمترین مطالبه ایران که به‌عنوان اهرم فشار مطرح می‌شود چیست؟

محور اصلی مطالبات ایران به وضعیت تنگه هرمز گره خورده است، چراکه  ایران خود را مسلط بر تنگه هرمز می‌داند و به دلیل موقعیت طبیعی و مزیت جغرافیایی، آن را یک ابزار قدرتمند برای نظام تعریف کرده و به عنوان کارت بازی برنده در برابر خواسته‌های حداکثری آمریکا به کار می‌گیرد و در نتیجه همین موضوع سبب شده دامنه درخواست‌های ایران افزایش یابد و پرونده مذاکرات از چارچوب‌های معمول فراتر رود.  مطالبات ایران شامل شکستن محاصره دریایی امریکا، پرداخت غرامت جنگ، به رسمیت شناختن حاکمیت جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز و پذیرش رژیم حقوقی جدیدی است که مجلس شورای اسلامی آن را تصویب می‌کند. همچنین خروج نیروهای آمریکا از منطقه، توقف جنگ در لبنان، رفع تحریم‌ها، آزادسازی ذخایر مسدودشده ایران و ارائه تضمین درباره عدم حمله آمریکا و متحدانش به جمهوری اسلامی نیز به عنوان بخش دیگری از این فهرست بلند مطرح شده است. این مطالبات در برابر بازگشایی تنگه هرمز در یک بازه زمانی مورد توافق و همزمان مذاکره درباره پرونده هسته‌ای و تعیین تکلیف اورانیوم‌های غنی شده عنوان می‌شود.

به نظر شما موضوع موشکی و نیروهای نیابتی سرانجام در این تفاهمنامه مورد بررسی قرار می‌گیرد؟  

بر‌اساس آنچه که مطرح شده است، محدودیت برد و کمیت موشک‌ها و توقف حمایت از نیروهای نیابتی مطرح نشده است. همین امر می‌تواند فاصله میان خواسته‌های دو طرف را بیشتر کند و امکان توافق را دشوارتر سازد. در حقیقت معلوم نیست در پیش نویس تفاهمنامه به چند مورد از موارد فوق اشاره شده باشد. با این حال، قدر یقین این است که بسیاری از این نکات در نگاه واشنگتن خط قرمز به شمار می‌آید. در عین حال گفته می‌شود جمهوری اسلامی با توجه به تنگنای شدید مالی تلاش داشته به نحوی این خط قرمزها را رعایت کند، هرچند روشن نیست این رعایت در متن تا چه حد بازتاب یافته است. از طرفی به نظر می‌رسد که  در حال حاضر مهمترین اولویت ترامپ بازگشایی تنگه هرمز است، موضوعی که پیش از آغاز دو جنگ، آنچنان موضوعیت نداشت اما اکنون به یک گره کور تبدیل شده و علاوه بر خواسته‌های محوری دیگر ترامپ، کل اقتصاد جهان را متاثر ساخته است، بعلاوه  از نگاه بین المللی نیز مسئولیت بازگشایی تنگه هرمز عملا بر دوش او گذاشته می‌شود و همین فشار تصمیم گیری را برای کاخ سفید سنگین‌تر کرده است، چراکه زیان گسترده شرکت‌ها و بنگاه‌ها در سطح جهان به دلیل انسداد تنگه هرمز، افزایش بهای نفت و گاز نیز اقتصاد جهان را آشفته و ناآرام کرده و ترامپ را هم از مسیر فشار جهانی و هم از مسیر فشار داخلی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به جنگ تحت فشار قرار داده است. بعلاوه ترامپ با حمله به ایران در همراهی با اسرائیل، با صرف هزینه‌های بسیار سنگین و با بزرگ ترین لشکرکشی دریایی و هوایی، با بمباران گسترده اهداف نظامی، نه تنها به اهداف خود نرسیده بلکه زمینه‌ساز خسارت‌های مادی و انسانی عظیم در جمهوری اسلامی و نیز آسیب به کشورهای عربی شده و در نهایت به بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در جریان اقتصاد جهانی انجامیده است. همین نتیجه معکوس، اکنون موقعیت ترامپ را پیچیده‌تر کرده و او را زیر فشار قرار داده است.

 آزادسازی اموال بلوکه شده ایران بخشی از این تفاهمنامه است. به نظر شما با توجه به کارشکنی‌های مکرر ترامپ این امر اجرایی می‌شود؟

 اگر بخشی از ذخایر ایران آزاد شود، باتوجه به تجربه دوران اوباما، احتمالا مرحله‌ای خواهد بود و همراه با شروطی که جمهوری اسلامی را در نحوه هزینه کرد با محدودیت مواجه می‌کند. یعنی آزادسازی احتمالی نه یکجا و نه بدون قید و شرط خواهد بود. البته  دستیابی به تفاهمنامه به معنای توافق جامع نیست. تفاهمنامه ضمن آنکه الزاماتی برای طرفین ایجاد می‌کند، چارچوبی برای مذاکرات نهایی در یک بازه زمانی معین فراهم می‌سازد تا با بهره‌گیری از عقلانیت دیپلماتیک یا توافقی جامع حاصل شود یا اگر انعطاف‌پذیری شکل نگیرد، سرنوشت در میدان کارزار تعیین شود. در همین نگاه، بر مبنای منطق فایده و هزینه، هزینه‌های تعیین تکلیف در میدان جنگ به مراتب بیشتر از منافع آن ارزیابی می‌شود.

ارزیابی شما از واکنش‌ها در ایران به مسئله تفاهمنامه چیست؟

به نظر می‌رسد که صدای واحدی از داخل ایران، حتی میان بالاترین رده‌های اصولگرایان استشهادی و انقطاعی، اعم از سیاسی و نظامی، اتفاق نظر درباره توافق شکل نگرفته است. جریان استشهادی با تفکر و باور به نابودی اسرائیل و دشمن ستیزی با آمریکا، در هر حال خود را پیروز میدان می‌داند و از دست دادن تسلط بر تنگه هرمز را عقب نشینی از باورهای ایدئولوژیک تلقی می‌کند. بر همین اساس حتی در صورت امضای تفاهمنامه، احتمال سنگ‌اندازی در مسیر اجرا وجود دارد. در حقیقت  اختلاف نظر درون جریان حاکم درباره اصل مذاکره یا مفاد آن جدی است و رسیدن به اجماع داخلی می‌تواند پیچیده تر از رسیدن به یک چارچوب مقدماتی با آمریکا باشد. در چنین شرایطی، تلاش برای استمرار آتش بس و مذاکرات می‌تواند به ابزار خرید زمان برای جمهوری اسلامی تبدیل شود؛ با این تصور که با تشدید فشارهای بین‌المللی و داخلی بر ترامپ، به‌ویژه مخالفت شدید دموکرات‌ها با ادامه جنگ، گذر زمان به نفع جمهوری اسلامی عمل خواهد کرد. اما در این میان، هشدار اصلی این است که انسداد تنگه هرمز و محاصره دریایی، اقتصاد جهان را آشفته کرده و ممکن است به شکل گیری یک ائتلاف جهانی علیه ایران منجر شود. چنین روندی می‌تواند بیش از هر رویداد دیگری به کشور و ملت ایران صدمه بزند و فضای تصمیم گیری را علیه ایران سخت‌تر کند.

 در صورت تداوم انسداد تنگه هرمز چه سناریویی برای بازار داخلی ترسیم می‌شود؟

با ادامه انسداد و محاصره دریایی، به تدریج قفسه فروشگاه‌ها از کالاها خالی می‌شود و کمبودها آشکار خواهد شد. همچنین با سودجویی محتکران و رانت خواران، بازار سیاه حتی برای ضروری ترین اقلام شکل می‌گیرد و فشار بر جامعه به مرحله تازه‌ای می‌رسد. این مسئله همچنین در بخش انرژی نیز قابل رویت خواهد بود. هشدار داده می‌شود کمبود آب، برق، گاز و بنزین و ناتوانی در مدیریت بحران، شرایط زندگی را ناگوارتر و تحمل ناپذیرتر کرده و شکاف بی اعتمادی میان مردم و مسئولان را عمیق‌تر می‌کند. در نتیجه توان دولت برای مدیریت بحران داخلی به‌شدت تحلیل می‌رود. در نهایت اگر وضعیت به سمت تشدید بحران داخلی برود، مواجهه نظام با بحران درونی می‌تواند به مراتب سخت تر از جنگ با آمریکا شود. از این رو تفاهمنامه، هرچند توافق جامع نیست، می‌تواند چارچوبی برای جلوگیری از رفتن به سمت سناریوی پرهزینه تر باشد،اما همزمان به دلیل اختلافات عمیق میان دو طرف و نیز نبود اجماع داخلی در ایران، همچنان با تردیدها و نااطمینانی‌های جدی همراه است.

پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)