جریان آنلاین (/) | مسأله تورم و گرانی شدیدی که با آن مواجه هستیم تبدیل به یک مشکل ویژه در کشور شده است که خسارتها و پیامدهای آن حتی از عواقب و اثرات جنگ بیشتر بوده است و شاهد هستیم هراسی و استرسی که جامعه از عواقب و پیامدهای تصمیمات مسؤولان مجلس و دولت در حوزه اقتصاد دارند بسیار بیشتر از ترس احتمالی جامعه از جنگ نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشور است.
واکاوی و شناخت علل و ریشههای این گرانی و تورم یکی از مسائلی است که باید به صورت دقیق به آن پرداخت و توجه تصمیمگیران و تصمیمسازان را به آن جلب کرد، در گفتوگوی قبلی با دکتر رسول بخشی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی به موضوع شناخت ریشهها و منشأ گرانیها و تورم و ماهیت گرانی و تفاوت آن با تورم پرداختیم، در این بخش از گفتوگو با این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس به ریشه معرفی منشأ و سرچشمه مشکلات اقتصادی کشور و راهکار مقابله با این پدیده ویرانگر اقتصاد و معیشت پرداخته شده است که مشروح آن در ادامه در اختیار مخاطبین قرار گرفته است.
نقش نقدینگی در شکل گیری وضعیت کنونی اقتصاد کشور چیست و اکنون نقدینگی در کشور ما در چه وضعیتی قرار دارد؟
میخواهیم جلوی تورم و افزایش قیمت دلار را بگیریم، نمیخواهیم دلار دیگر افزایش داشته باشد و همین 180 هزار تومان بماند یا حتی کاهش پیدا کند، آیا میشود این کار را کرد؟ بله. سخت است؟ خیر. این کار شدنی است و راه حل آن وجود دارد، رهبر شهید انقلاب فرمودند باید آقایی دلار بشکنیم، با دستور نمیشود این آقایی را شکست بلکه با فرمول و راهکار عملیاتی باید این کار را انجام داد.
علت گرانی دلار در ایران این است که رشد نقدینگی در ایران خیلی بیشتر از رشد نقدینگی در آمریکا است، چرا مجبور است دولت روی کالاها قیمت گذاری کند؟ چون اگر قیمت گذاری نباشد فروشنده میخواهد متناسب با رشد هزینههای خود افزایش قیمت محصولات را داشته باشد. ما از سویی مخالف گرانفروشی مغازهدارها هستیم از سویی میشنویم که حقوق هیئت علمی دانشگاهها را 100 درصد افزایش دادهاند اما حقوق کارمندان دانشگاهها 20 درصد افزایش پیدا میکند.
ما مخالف افزایش قیمت کالاهای کسبه و موافق افزایش حقوق هستیم، در حقیقت دو نقش متضاد اینجا وجود دارد، هم کاسب باید درآمد داشته باشد و هم حقوق بگیر باید حقوق دریافت کند. از یک سو جلسه برگزار میشود که چگونه جلوی کسبه را بگیریم و از سویی به دنبال افزایش حقوق کارمندان هستیم، این رفتارها متناقض و در تضاد با یکدیگر است، علت این است که مسؤولان نمیدانند ریشه مشکلات اقتصادی چیست و به دنبال حل کردن مشکلات به صورت ریشهای نیستند.
مردم غرق در مشکلات اقتصادی هستند و از عهده مخارج زندگی برنمیآیند، علت این مشکلات این است که یک موتور مشکلسازی در پس پرده قرار دارد که مدام در حال فعالیت است و ما باید این موتور را خاموش کنیم.
رشد نقدینگی در ایران 300 هزار برابر شده است و این اتفاق در طول 54 سال اتفاق افتاده، یعنی هر سه سال در ایران نقدینگی دو برابر میشود، نقدینگی یعنی پولهایی که در اختیار مردم قرار دارد، الان نقدینگی در کشور ما 16 هزار هزار میلیارد تومان است، سه سال دیگر این نقدینگی 32 هزار هزار میلیارد تومان خواهد شد، یعنی قرار است در طول سه سال آینده نقدینگی ما به اندازه نیم قرن اخیر رشد کند! و این به معنای 16 هزار میلیارد تومان رشد نقدینگی به صورت روزانه است و البته الان در روند بلند مدت را محاسبه کردیم، در روند کوتاه مدت این رقم بیشتر است و این یعنی سال آینده 8 هزار هزار میلیارد تومان به نقدینگی کشور اضافه میشود و این یعنی روزانه 20 هزار میلیارد تومان به نقدینگی اضافه میشود. بودجه کل قوه مقننه در طول سال 7 و 3 دهم همت است.
علت این نقدینگی سرسام آور چیست و چه عاملی در اقتصاد ما منجر به خلق پول میشود؟
روزانه 20 هزار میلیارد تومان خلق پول داریم که اگر بین 90 میلیون ایرانی تقسیم کنیم، به هرنفر حدود 220 هزار تومان میرسد، اما حقیقت این است که 70 درصد این نقدینگی در اختیار یک درصد سپردهها قرار میگیرد و 99 درصد آن در اختیار دیگران آن هم به صورت نامساوی قرار میگیرد.
منابع وام بانکی، سؤالی که حتی رئیس جمهو به آن پاسخ اشتباه داده است!
روزی 20 همت خلق پول توسط بانکها انجام میشود، کار همه بانکها خلق پول است که از طریق وام دادند و بهره بانکی این خلق پول انجام میشود، وام دادن بانکها باعث خلق پول میشود. منبع این وام کجا است؟ همه فکر میکنند بانک از سپردههایی که در اختیار دارد وام میدهد، این سؤال را از رئیس جمهور هم پرسیدم و همین پاسخ را داد که معلوم است محل پرداخت وام سپردههای مردم است، به رئیس جمهور گفتم با چنین تصوری نمیتوانی اقتصاد را درست کنی. بانک واسطه نیست که از یک دست سپرده بگیرد و از دست دیگر وام بدهد، بلکه وام خالق پول است، اگر بانک بخواهد سپرده افراد را وام بدهد این مشکل پیش خواهد آمد که صاحب سپرده اگر پول خود را خواست بانک امکان پرداخت ندارد.
بانک به کسی از سپرده وام نمیدهد بلکه وام حاصل خلق پول در بانک است. یک سوی ترازنامه شبکه بانکی دارایی بانک است و یک سوی آن بدهیهای بانک، دارایی بانک وامهایی است که پرداخت میکند و بدهی بانک سپردههایی است که دریافت کرده است. اولین گام برای دریافت وام افتتاح حساب است، پس از افتتاح حساب بانک پول را به حسابی که افتتاح شده واریز میکند، این پول که بانک خلق کرده و از بانک بهعنوان وام دریافت شده از آن حساب خارج میشود و در این بین یک خلق پول صورت گرفته است.
دومین عامل خلق پول بهره است، هر مقدار نرخ بهره بالاتر باشد خلق پول بیشتر خواهد بود، نرخ بهره در هرچیزی یعنی افزایش مقدار آن چیز لازم است، وقتی نرخ بهره بانکی 35 درصد است باید حتما نقدینگی سالانه 35 درصد رشد کند و اگر این رشد نقدینگی در مقابل بهره وجود نداشته باشد شاهد ورشکستگی بنگاهها خواهیم بود. هیچ کشوری وجود ندارد که نرخ بهره در آن بالا باشد و در آن میزان نقدینگی بالا نباشد، بهره و نقدینگی دو روی یک سکه هستند.
راهکار مقابله با این نقدینگی و خلق پول چیست و چگونه باید با این موضوع مقابله کرد؟
اینکه در آمریکا نقدینگی در طول نیم قرن اخیر 40 برابر بوده اما در کشور ما 300 هزار برابر شده؟ چون نرخ بهره در آمریکا پایین است، در همه دنیا از جمله اروپا وضعیت به همین شکل است، تمام کشورهایی که نرخ بهره پایین دارند خلق پول کمی هم دارند و در چنین شرایطی حتما دلار برای ما گران میشود.
برای ثابت نگه داشتن قیمت دلار در ایران باید کاری کنیم که بهره در ایران برابر با بهره در آمریکا بشود، در این شرایط رشد نقدینگی کاهش پیدا میکند و قیمت دلار ثابت خواهد شد، ریشه همه مشکلات ما بهره است، بهره در بازار اکنون 8 درصد است و همه جا ما شاهد بهره هستیم و این بهره کمر مردم و دولت را شکسته و باعث شد که آمریکا به ما حمله کند.
راهکار کاهش بهره بانکی در عین جلوگیری از شوک تورمی ناشی از خروج سپردهها از بانک و سرازیر شدن به بازارهایی نظیر طلا چیست؟
همین الان اگر نرخ بهره 2 درصد بشود کسانی که در بانک سپرده دارند پول خود را به سمت خرید طلا و دلار و مسائلی از این دست میبرند و شاهد یک شوک تورمی خواهیم بود، برای همین دولت با بالا نگهداشتن بهره میخواهد مانع خروج سپردهها از بانکها بشود.
در ژاپن بهره 2 دهم درصد است و گاهی حتی این بهره منفی هم میشود، یعنی اشخاص برای نگهداشتن سپرده خود مبلغی هم بیاد به بانک پرداخت کنند، اما با این حال سپردهگذاران به سمت خرید طلا و ارز و امثال اینها نخواهند رفت، چرا که اگر کسی در ژاپن به سمت خرید طلا بهعنوان سرمایهگذاری برود دولت از آن چنان مالیاتی میگیرد که برای او خرید طلا صرفه اقتصادی نداشته باشد.
در ژاپن خرید و فروش دلار ممنوع است و جرم انگاری شده، از سویی سوداگری و خرید ملک برای دلالی کردن با مالیات سنگین مواجه است که عملا چنین خریدهایی را از صرفه اقتصادی داشتن خراج میکند، کل ژاپن یک پنجم ایران است اما توکیو 9 برابر تهران وسعت دارد، علت هم این است که در تهران مردم در یک سطح کمی در آپارتمانهای بلند زندگی میکنند و ما قانونی که در دهان احتکار زمین بزند نداریم و شاهد احتکار زمین توسط دولت هستیم. در ژاپن حتی خرید و فروش و دلالی سهام با مالیات سنگین مواجه است و اگر کسی سهام خرید و خواست زود آن را بفروشد دولت مالیات زیادی از او میگیرد.
مقابله با سفته بازی نقدینگی را به سمت تولید خواهد برد
وقتی کسی که سپردهای دارد نتواند طلا و مسکن بخرد یا وارد خرید و فروش سهام بشود، پولها به سمت سرمایهگذاری در تولید و در دانش بنیانها بدون بهره میرود، ریشه مشکلات ما بهره است و راه حل آن نیست که بریزیم داخل مغازهها تا مانع گرانشی بشویم، بلکه باید با ربا و نرخ بهره و ربایی که در بازار و بانک جاری است مقابله کرد.
در چنین شرایطی شاهد کاهش قیمت دلار خواهیم بود، وقتی دلار ارزان بشود صادرت کننده به دنبال دریافت ارز در ازای صادرات خود نخواهد بود، هرکسی هم نفت میخواهد باید با ریال پول آن را پرداخت کند، چنین رویکردی باعث میشود که تولید رونق بگیرد و دلار از آقایی سقوط کند. هشت درصد از منابع جهان در ایران است، ولی ما به این وضعیت اقتصادی مبتلا هستیم چرا که به تنبلی، دلالی، سوداگری، سفته بازی و به کنز و تنلبی مال جایزه میدهیم.
اینکه بانک مرکزی به مردم به بهانه کنترل بازار طلا بفروشد اشتباه است و نتیجه مثبتی هم نداشته است، قیمت طلا در طول 54 سال گذشته 3 میلیون و 300 هزار برابر شده است و این حاصل سیاستهای غلطی است که انجام شده و باید مردم را نسبت به این موضوعات آگاهی بخشید.
در مجلس دوازدهم یک بخشی از قانون مالیات بر سوداگری و سفته بازی تصویب شده است و بخش دیگر آن را که مشتمل بر 7 ماده برای الزام دولت به کاهش بهره و سود بانکی است تدوین کردهایم تا دولت طبق 6 ماده آن جلوی دلالی و سفته بازی و کنز مال را با مالیات بگیرد و در ماده هفتم آن بتواند نرخ سود بانکی را کاهش بدهد.
ضمانت اجرایی این قانون جلوگیری از سفته بازی و کاهش بهره بانکی چیست؟
قبلا قانون که نوشته میشد عنوان میکردند دولت مکلف است یک کار مشخصی را انجام بدهد، اما اگر این قانونی که به دولت تکلیف شده بود اجرایی نمیشد مجلس نمیتوانست با دولت برخورد کند، چرا که دولت موجودی است که هم هست و هم نیست، اما در قانون مذکور اشخاص بهعنوان مسؤول آن عنوان شدهاند، مثلا رئیس جمهور یا وزیر اقتصاد به یک کار مشخص مکلف شدهاند و برای ترک فعل مجازات در نظر گرفته شده است از سویی یک نظام نرم افزاری و سخت افزاری برای این قانون در حال طراحی است تا نظام تراکنشهای بانکی افراد را بررسی کند و همه چیز سیستمی باشد و صورتحسابها الکترونیکی باشد، اگر پولی صورتحساب نداشته باشد و جابهجایی پول انجام بشود وارد چرخهای خواهد شد که مالیات زیادی از آن گرفته میشود و به صورت خودکار این مالیات از حساب شخص کسر خواهد شد و اگر این قانون عملیاتی بشود بهره کم خواهد شد و شاهد حل مشکلات اقتصادی خواهیم بود.
ریشه همه مشکلات ما نظیر افزایش قیمت دلار بهره است و بهره در حقیقت جایزه دادن به چیزی است که بنا بر باطل نگه داشته شده است، من با خرید طلا مخالف نیستم بلکه طلا مایه قوام خانواده و اقتصاد است به شرطی که در همه خانوادهها باشد و یک دختر بچه در یک روستا هم بتواند طلا بخرد نه اینکه افرادی یکی دو تن طلا در گاو صندوق داشته باشند و افرادی اصلا توان خرید طلا نداشته باشند.
پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)