جریان آنلاین (/) | جلسات علنی و مخفی مجلس و اظهارنظرات تند برخی از نمایندگان درباره طرح فروش 10 هزار دلار به هر کارت ملی در حالی ادامه دارد که بسیاری از کارشناسان اثرات این طرح را به مثابه مُسَکنی در بازار میدانند که در هر حال فقط شاید بتواند اهداف پنهان پشت این رویکرد را در کوتاهمدت مدیریت کند. در این باره با محمود جامساز، تحلیلگر اقتصادی گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
طرح جدید دولت برای فروش ۱۰ هزار دلار با هر کارت ملی، باعث اعتراض برخی از نمایندگان یا کارشناسان شده است که در شرایطی که کشور با محدودیت منابع ارزی مواجه است، این سیاست چه سناریویی را پیش روی بازار ارز قرار میدهد؛ ارزیابی شما در این باره چیست؟
فروش ۱۰ هزار دلار با کارت ملی در شرایطی اعلام شده که بازار ارز با افزایش مستمر قیمت و تشدید انتظارات تورمی مواجه است؛ بنابراین باید دید این سیاست با چه هدفی اجرا میشود و قرار است چه اثری بر بازار داشته باشد. اگر هدف اصلی بانک مرکزی مدیریت بازار ارز باشد، این اقدام میتواند بخشی از تقاضای موجود در بازار آزاد را به بازار رسمی منتقل کند و از شدت فشار روانی بر نرخ ارز بکاهد. با این حال، اثرگذاری آن به میزان و تداوم عرضه بستگی دارد. بهعلاوه عرضه دو میلیارد دلار حتی اگر رقم قابلتوجهی باشد، زمانی میتواند بر رفتار بازار اثر پایدار بگذارد که متقاضیان مطمئن باشند بانک مرکزی امکان ادامه این سیاست را برای هفتهها و ماههای آینده دارد. در شرایطی که دسترسی کشور به منابع ارزی به دلیل تحریمها، محدودیت تجارت خارجی و کاهش احتمالی درآمدهای صادراتی با تنگنا مواجه است، ایجاد چنین اطمینانی دشوار است. اگر بازار تصور کند منابع بانک مرکزی محدود است و امکان تداوم ارزپاشی وجود ندارد، حتی عرضه یک میلیارد دلار اولیه نیز ممکن است تنها اثر کوتاهمدت داشته باشد.
اما افزایش نرخ ارز و بیتفاوتی به این سیاست در بازار حکایت از چه امری است؟
افزایش نرخ ارز آزاد پس از اعلام این سیاست نشان میدهد مسئله فقط کمبود عرضه نیست، بلکه انتظارات تورمی و بیاعتمادی به سیاستهای پولی و مالی نیز نقش تعیینکنندهای دارد. وقتی مردم انتظار افزایش بیشتر تورم و کاهش ارزش ریال را دارند، ممکن است حتی ارزی را که با قیمت رسمی عرضه میشود، نه برای نیاز واقعی مانند سفر یا واردات، بلکه برای حفظ ارزش دارایی خود خریداری کنند. در این حالت بانک مرکزی عملاً دلار موجود در ذخایر عمومی را به دارایی ارزی خانوارها منتقل کرده است، بدون آنکه مشکل بنیادی اقتصاد حل شود.
آیا یکی از اهداف فروش ارز میتواند تأمین منابع ریالی دولت باشد و این سیاست در شرایط کسری مالی دولت چه پیامدهایی خواهد داشت؟
بله، احتمال دیگر این است که فروش ارز علاوه بر مدیریت بازار، با هدف تأمین ریال مورد نیاز دولت نیز انجام شود. اگر بانک مرکزی دلار را بفروشد و ریال حاصل را در ترازنامه خود جذب کند، این عملیات لزوماً به معنای تأمین کسری بودجه نیست. اما اگر منابع ریالی حاصل از فروش ارز به نحوی در اختیار دولت قرار گیرد، میتواند در کوتاهمدت بخشی از فشار مالی دولت را کاهش دهد. اما مشکل اینجاست که اگر ریال حاصل دوباره از طریق هزینههای دولت وارد اقتصاد شود، تقاضای جدید ایجاد میکند و در شرایط تورمی میتواند به افزایش قیمتها، کاهش ارزش پول ملی و در نهایت رشد دوباره نرخ ارز منجر شود. بنابراین ممکن است دولت در کوتاهمدت از محل فروش ارز منابع ریالی به دست آورد، اما در میانمدت همان سیاست به عاملی برای افزایش تورم و فشار مجدد بر بازار ارز تبدیل شود. در حقیقت، مسئله اصلی دوام این سیاست است. حتی اگر بانک مرکزی بتواند چند مرحله دیگر ارز عرضه کند، بازار در نهایت درباره میزان ذخایر قابل مداخله سؤال خواهد کرد. اگر پاسخ روشنی وجود نداشته باشد و همزمان سیاستهای مربوط به کسری بودجه، نقدینگی، پایه پولی و دسترسی به درآمدهای صادراتی تغییر نکند، ارزپاشی بهتنهایی قادر به ایجاد ثبات پایدار نخواهد بود. بازگشت اعتماد به ریال نیز صرفاً با فروش دلار امکانپذیر نیست و به تغییر عوامل بنیادی اقتصاد و در نهایت شرایط سیاست خارجی و دسترسی کشور به منابع ارزی وابسته است.
با توجه به اینکه بانک مرکزی همچنان از ابزارهای ارزی برای کنترل بازار استفاده میکند، آیا واقعاً میتوان انتظار داشت قیمت دلار کاهش پیدا کند؟
ممکن است سیاستهای بانک مرکزی یا فضای روانی بازار باعث شود دلار برای مدتی کاهش پیدا کند، اما نباید این کاهش را با تغییر مسیر بازار اشتباه گرفت. تا زمانی که تورم ساختاری پابرجاست و ارزش ریال همچنان تحت فشار قرار دارد، روند کلی نرخ ارز صعودی خواهد بود. ممکن است دلار پایین بیاید، اما اگر عوامل بنیادی تغییر نکرده باشند، دوباره از سطح قبلی عبور خواهد کرد. امروز مسئله فقط قیمت دلار نیست؛ تورم به مرحلهای رسیده که آثار آن مستقیماً در سفره مردم دیده میشود. وقتی قدرت خرید بهطور مداوم کاهش پیدا میکند، طبیعی است که مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت طلا و ارز بروند؛ بنابراین نمیتوان با عرضه مقطعی ارز، انتظارات تورمی را از بین برد.
چرا باوجود فشارهای سیاسی و اقتصادی و حتی در شرایطی که خرید دلار با محدودیت و انتقاد مواجه است، مردم همچنان به سمت ارز خارجی میروند؟ آیا این رفتار نشانه بیاعتمادی به سیاستهای اقتصادی است؟
دقیقاً مسئله همینجاست. مردم ممکن است بسیاری از شاخصهای اقتصادی را نبینند یا حتی آمارهای رسمی را دنبال نکنند، اما قیمت دلار را هر روز لمس میکنند. دلار برای جامعه به دماسنج اقتصاد تبدیل شده است. وقتی سود بانکی نمیتواند ارزش پول مردم را در برابر تورم حفظ کند، تبدیل ریال به داراییهایی مانند دلار و طلا از نگاه خانوارها راهی برای صیانت از دارایی است. حتی اینکه در اوج تقابل سیاسی با آمریکا، مردم برای حفظ ارزش دارایی خود دلار میخرند، یک پیام اقتصادی روشن دارد: تصمیم اقتصادی مردم تابع واقعیت زندگی آنهاست. بنابراین تا زمانی که سیاستهای پولی و مالی اصلاح نشود و در سطح کلان، مسیر روابط خارجی و دسترسی ایران به تجارت و منابع ارزی تغییر نکند، تزریق ارز و اقدامات دستوری فقط میتواند مدتی بازار را آرام کند و نمیتواند روند تورمی را متوقف کند.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)