استقراض 10هزار میلیاردی از بانک مرکزی تورم را فزاینده کرد/ رشد نقدینگی 50 درصدی در مقابل تورم بالای 60 درصد معقول است

نویسنده: مهدی امامقلی | انتشار : 1405/04/06 20:40:35
استقراض 10هزار میلیاردی از بانک مرکزی تورم را فزاینده کرد/ رشد نقدینگی 50 درصدی در مقابل تورم بالای 60 درصد معقول است

جریان آنلاین (/) / متین فیروزآبادی؛ نرخ تورم نقطه به نقطه خردادماه 1405 اعلام شد و رکورد تورم 88 درصدی به نام دولت پزشکیان و سیاست‌های اقتصادی مدنی‌زاده وزیر اقتصاد و همتی رئیس بانک مرکزی ثبت شد، رکوردی که به گفته کارشناسان در ماه‌های آینده نیز شاهد آن خواهیم بود و قطعا این دولت رکورد تورم سه رقمی را هم به نام خود ثبت خواهد کرد.

این اتفاق در حالی است که مشخصا دولت سیاست خاصی در زمینه مهار تورم و کاهش گرانی و برداشتن کمی از بار مشکلات اقتصادی و معیشتی از دوش مردم ندارد و فروپاشی معیشتی جامعه با شتاب زیاد ادامه دارد، در این خصوص با حسین صمصامی، اقتصاددان و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس به گفت‌وگو پرداخته‌ایم که مشروح آن در ادامه آمده است:

تورم در دولت پزشکیان دوباره رکورد زد به طوری که شاهد تورم نقطه به نقطه 88 درصدی هستیم؛ به نظر شما علت این رکوردزنی تورمی علی‌رغم آتش بس و تفاهم با آمریکا چیست؟

یکی از معضلات اصلی ما همین فهم تورم و ضریب افزایش تورم است، اینکه چرا تورم افزایش پیدا می‌کند، دولت نقدینگی را عامل تورم می‌داند و تحلیلی که دولت ارائه می‌کند این است که سال گذشته دولت 10 هزار میلیارد تومان کسری داشته و از بانک مرکزی استقراض کرده است و این شده نقدینگی و این نقدینگی باعث تورم شده و ماه‌های آینده هم این تورم افزایش پیدا خواهد کرد.

براساس این تحلیل ما باید نقدینگی را کنترل کنیم حالا هرمقدار قیمت ارز افزایش پیدا کرد هم طبیعی است و باید این اتفاق رخ بدهد، تحلیل دیگر که بنده به آن اعتقاد دارم این است که علت اصلی تورم نرخ ارز است، دی ماه سال گذشته ارز 80 هزار تومانی را 120 هزار تومان کردند و ارز 28500 را هم به 112 هزار تومان رساندند و مدام این نرخ‌ها افزایش پیدا کرد و الان 140 هزار تومان است، این یعنی اینکه تولید کنندگان محصولات مختلف که قبلا هزینه‌های آنها با ارز 28500 تومانی بود اکنون باید با ارز 140 هزار تومانی برای تولید محصولات خود هزینه کنند و این طبیعی است که در چنین شرایطی شاهد افزایش قیمت محصولات مختلف خواهیم بود. یا در صنایع ما قبلا با ارز 80 هزار تومانی مواد اولیه تأمین می‌شد اکنون باید با ارز حدود 150 هزارتومانی در بورس کالا مواد اولیه را تأمین کنند، طبیعی است که در شرایطی که هزینه تولید دو برابر شده قیمت محصول تمام شده نیز به همین میزان افزایش پیدا کند.

وقتی هزینه‌های تولید را بالا بردیم طبیعی است که با افزایش هزینه‌های تولید قیمت کالاها نیز افزایش پیدا کند، علت العلل تورم در جامعه ما افزایش هزینه‌های تولید است و اینکه چرا هزینه‌های تولید افزایش پیدا کرده علت اصلی آن افزایش نرخ ارز است، این باعث شده که تورم ایجاد بشود و در ماه‌های آینده نیز تورم صعودی خواهد بود چرا که ما نرخ ارز را کنترل نکردیم و هزینه‌های تولید کاهش پیدا نکرد و با این سیاست‌هایی که دولت اجرا می‌کند تورم طبیعی است، بنابراین حذف ارز 28500 و 80 هزار تومانی موجب شده است که شاهد تورم نقطه به نقطه 88 درصدی باشیم.

در زمان اجرای طرح کالابرگ قرار بود متناسب با نرخ تورم، کالابرگ افزایش پیدا کند اما دولت اکنون در تأمین نرخ افزایشی کالابرگ ناتوان است، چاره برای حل مشکل تورم در این شرایط چیست؟

چاره این است که اجرای سیاست‌های مناسب ارزی در دستور کار قرار بگیرد، ما باید نرخ ارز را باید تقلیل بدهیم و چاره‌ای جز این وجود ندارد اگر دولت بخواهد تورم را کنترل بکند، اکنون که باتوجه به برداشته شدن محاصره دریایی درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت در دولت خوب شده و بحثی که داریم این است که مدیریت ارزی دولت مدیریت درستی نیست.

دولت می‌گوید کمبود منابع ارزی دارد، این درحالی است که صادرکننده ارز پس از صادرات ارز را به کشور برنمی‌گرداند از آن طرف برای اینکه صادر کننده ترغیب بشود به بازگشت دادن ارز به کشور نرخ ارز را افزایش می‌دهند، اما براساس آخرین آماری که موجود است بیش از 80 میلیارد دلار ارز صادرات غیرنفتی تعهدات سررسید شده داریم، دولت نرخ ارز را بالا می‌برد که صادر کننده تشویق بشود ارز را به کشور برگرداند اما این اتفاق هم رخ نمی دهد در چنین شرایطی افزایش نرخ ارز به مردم فشار خواهد آورد، افزایش نرخ ارز تبدیل به هزینه برای تولید می‌شود و بار آن بر دوش مردم خواهد بود.

نتایج و پیامدهای افزایش نرخ ارز توسط دولت چه بوده است و چه ارتباطی با کاهش قدرت خرید مردم دارد؟

افزایش نرخ ارز باعث می‌شود گروهی اندک در کشور مدام به ثروتشان افزوده بشود و عده زیادی مدام ضعیف و ضعیف‌تر بشوند و این حاصل بی‌عرضگی مسؤولان است که نفهمیدند چه اتفاقی در کشور درحال رخ دادن است، حالا وزیر اقتصاد می‌گوید علت اصلی تورم نقدینگی است پس اشکال ندارد نرخ ارز بالا برود، اما با بالا رفتن نرخ ارز هزینه تولید بالا خواهد رفت و با افزایش هزینه تولید قیمت کالاها افزایش پیدا خواهد کرد و اینگونه فشار افزایش نرخ ارز بردوش مردم خواهد بود و این افزایش نرخ ارز همزمان به نفع یک عده قلیل خواهد بود.

در اقتصاد ما وقتی به سراغ دلایل تورم می‌رویم یا ناشی از افزایش تقاضا است یا ناشی از افزایش هزینه. یکی از دلایل تورم ناشی از فشار تقاضا رشد نقدینگی است، یعنی وقتی که نقدینگی زیاد باشد اما کالا کم باشد تقاضا برای کالا افزایش پیدا خواهد کرد و همین موضوع باعث افزایش قیمت خواهد شد، اما امروز آنچه در بازار شاهد هستیم این است که کالا در بازار زیاد است اما قدرت خرید نیست و قیمت کالاها افزایش دارد، مرغ و گوشت و تخم مرغ و خودرو و لوازم خانگی در بازار به اندازه کافی هست اما قدرت خرید آن در جامعه نیست، علت این افزایش قیمت و نبود قدرت خرید هم این است که هزینه تولید بالا رفته است و علت بالا رفتن هزینه تولید افزایش نرخ ارز در اقتصاد ما است و این موضوع تورم را رقم می‌زند.

دولت می‌گوید نقدینگی در کشور ما زیاد است، اتفاقا ما کمبود نقدینگی داریم، رشد نقدینگی الان بالای 50 درصد است اما در اقتصادی که تورم بالای 63 درصد داریم نقدینگی باید بالای 50 درصد رشد کند، رشد نقدینگی در این شرایط یک چیزی معقولی است.

ریشه و علت افزایش نقدینگی چیست و دولت در این زمینه چه نقشی داشته است؟

علت افزایش نقدینگی این است که سال گذشته که دولت ارز 28500 تومانی را حذف کرد می‌گفت ارز نداریم، درحالی‌که ما می‌گفتیم ارز را از بازار بخرد و به تولید کنندگان کالاهای اساسی نظیر صنعت دام و طیور بدهد، دولت معتقد بود این کار نباید انجام بشود چون باعث افزایش نقدینگی خواهد شد، به‌جای این کار دولت کالابرگ داد، منابع کالابرگ به این صورت تأمین شد که 2 و نیم میلیارد دلار از رهبر شهید توسط دولت اجازه برداشت از منابع ارزی گرفته شد و این میزان را دولت از بانک مرکزی ریال گرفت، یعنی دوباره پایه پولی را بردیم بالا یعنی دولت هم نرخ ارز را بالا برد هم نقدینگی را افزایش داد، در حقیقت هم چوب را خوردیم هم پیاز را خوردیم.

اکنون رشد خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی بالای 90 درصد است که علت اصلی آن همین دادن کالابرگ و افزایش نرخ ارز است، یعنی علت العلل رشد نقدینگی بدهی دولت به بانک مرکزی نیست، اگر چه در این زمینه اثر دارد، چرا که بدهی خالص دولت به بانک مرکزی حدود 13 درصد رشد کرده است ولی علت اصلی رشد بیش از 90 درصدی خالص دارایی بانک مرکزی است که به‌خاطر افزایش قیمت ارز و تأمین منابع کالابرگ از طریق آن 2 و نیم میلیارد دلار و تسعیر ارز با نرخ بالا است و این پایه پولی را افزایش داده است.

دولت در سیاست‌های اقتصادی دچار سردرگمی شده است

در حقیقت دولت سیاست‌های پولی غلطی را اجرا کرده که هم نقدینگی هم قیمت ارز و هم هزینه‌های تولید را بالا برده است و در سیاست‌های اقتصادی یک سردرگمی عجیبی در دولت وجود دارد که اصلا سیاست‌گذار هم نمی‌داند چه کاری می‌کند و الان دولت نمی‌داند دلیل تورم چیست و چرا پایه پولی و نقدینگی درحال رشد است و هنوز هم که هنوزه خیال می‌کنند علت تورم نقدینگی است و این درحالی است که نقدینگی به‌خاطر سیاست غلط حذف ارز 28500 تومانی بود و 2 و نیم میلیاردی که استجازه گرفتند و از بانک مرکزی ریال گرفتند و کالابرگ پرداخت کردند و حالا کالابرگ یک میلیون تومانی که پرداخت می‌کنند هم به درد زندگی مردم نمی‌خورد و پول دو شانه تخم مرغ و یا برای خانواده‌هایی که بچه دارند پول یک بسته پوشک است.

 دولت سیاست‌های غلطی اجرا کرد و اکنون در یک ندانم کاری بزرگی گیر کرده است و همینطور دور خودش می‌چرخد و راه آن تنها کنترل نرخ ارز، جلوگیری از قاچاق، جلوگیری از فرار سرمایه، مبارزه با پولشویی، تکمیل پایگاه‌های اطلاعاتی، اخذ مالیات‌های هدفمند و درست به ویژه از بخش دلالی و سفته است و این اقدامات تا انجام نشود به هیچ وجه نرخ ارز کنترل نخواهد شد و در این شرایط شاهد افزایش تورم خواهیم بود و با افزایش تورم چاره‌ای جز افزایش نقدینگی نیست، الان نسبت نقدینگی به تولید ناخالص ملی از 80 درصد در سال 96 و 97 به 40 درصد رسیده است، این یعنی قدرت نقدینگی جامعه کاهش پیدا کرده است و اگر بیشتر از این کاهش پیدا کند شاهد یک رکود و بیکاری گسترده در جامعه خواهیم بود و بخش تولید در زمینه تأمین سرمایه خود با مشکل مواجه خواهد شد.

پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)