جریان آنلاین (/) | «زیرساختهای صنعت انرژی کشور دچار فرسودگی شدید شدهاند و نیاز به اصلاحات بنیادین دارد» این جمله را بارها و بارها شنیدهایم اما واقعیت این است که هیچ زیرساختی بدون تزریق سرمایه نوسازی نمیشود. از طرفی هم، دولت منابع کافی برای این سرمایهگذاری بزرگ در اختیار ندارد. راه چاره چیست؟ اینکه دولت دخالت مستقیمی نداشته باشد و تصدیگری نکند؟ یا اینکه در جایگاه «سیاستگذار و حامی» باشد و مسیر را برای سرمایهگذاری بخش خصوصی باز کند تا در نهایت یک بازار رقابتی، شفاف و کارآمد شکل بگیرد.
اما این فرآیند اصلاحات برای ورود به بازار جدید نباید به قیمت فشار اقتصادی بر دوش مردم تمام شود. در واقع چالش اصلی این است که چگونه میتوان «نیاز به اصلاحات ساختاری» را با «حفظ توان خرید مردم» همسو کرد. در این راستا میتوان ایده تعبیه «کارت تأمین پولی سوخت» (یا همان کارت اعتباری انرژی) که سالهای گذشته هم پیشنهاد داده شد را بهعنوان مدلی برای مدیریت این گذار بررسی کرد؛ سیستمی که هدف آن کاهش فشار مالی و روانی بر دولت و مصرفکننده و ایجاد فرصتی برای مدیریت بهینه و مازاد درآمدی برای هر دو طرف است.
چگونه میتوان به یک الگوی برد - برد اقتصادی دست یافت؟
با یک مثال ساده این فرآیند را بررسی میکنیم:
فرض کنید به جای سهمیهبندیهای پیچیده و یارانههای پنهان فعلی هر شهروند ایرانی یک «کارت اعتباری انرژی» داشته باشد. در ابتدای هر ماه، اعتبار مشخصی (معادل ارزش واقعی سهم او از یارانههای انرژی) به این کارت واریز میشود. شهروندان میتوانند از این کارت صرفاً برای پرداخت هزینه بنزین، قبض برق و گاز استفاده کنند.
حالا در نظر بگیرید خانواده آقای «الف» تصمیم میگیرد در این ماه به جای استفاده روزانه از خودروی تکسرنشین چند روز از مترو یا با حملونقل عمومی استفاده کند و به سر کار برود و لامپهای اضافه خانه را هم خاموش کند. در پایان ماه میبینند که نیمی از اعتبار کارت انرژیشان دستنخورده باقی مانده است. در یک سیستم شفاف و هوشمند این خانواده میتواند اعتبار مصرفنشدهاش را به قیمت آزاد در یک سامانه شفاف (مثلاً به صنایع یا افرادی که مصرف بیشتری دارند) بفروشد و پول نقد آن را مستقیم به حساب بانکی خود منتقل کند.
حل معادلات پیچیده اقتصادی با تکیه بر سرمایه اجتماعی
نتیجهای که از این چرخه به دست میآید در ابتدا برای مردم است که صرفهجویی دیگر یک توصیه اخلاقی، خستهکننده یا اجباری نیست، بلکه مستقیماً به «درآمد نقد و ملموس» تبدیل میشود. هرچه کمتر مصرف کنید، پول بیشتری در جیبتان میماند.
همچنین دولت دیگر مجبور نیست بنزین و برق را با ضرر هنگفت توزیع کند. فشار سنگین تأمین یارانههای کور از روی دوش بودجه برداشته میشود و دولت میتواند مازاد درآمد خود را صرف همان اصلاحات بنیادین (مثل توسعه نیروگاهها و نوسازی پالایشگاهها) کند.
در نهایت اینکه برای بخش خصوصی این اتفاق مثبت رقم میخورد که وقتی قیمتها واقعی و بازار شفاف باشد، سرمایهگذار خصوصی با خیال راحت وارد میدان میشود و چرخ زیرساختها بدون نیاز به پول دولت به حرکت درمیآید.
وقتی شعارها دیگر کافی نیستند
واقعیت این است که با نصیحتکردن و شعاردادنهای مداوم از پشت تریبونها، نمیتوان مصرف انرژی را در کشور پایین آورد. اقتصاد با بخشنامه کار نمیکند، بلکه با «انگیزه» پیش میرود. در واقع نمیتوان فقط به مردم گفت «کمتر مصرف کنید» اما میشود با طراحی یک فرآیند هوشمندانه، مصرف را کنترل و آن را به یک منبع درآمد تبدیل کرد و با اجرای طرح کارت انرژی الگوی توزیع انرژی به یک بازی بُرد- بُرد ملی ارتقا مییابد. فرآیندی که در آن هم چرخ صنعت با قدرت میچرخد و هم جیب مصرفکنندهای که درست مصرف میکند، پرتر میشود.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)