جریان آنلاین (/) | ادامه شرایط نه جنگ و نه صلح در کشور همزمان با تهدیدات ترامپ علیه ایران پیشگوییهایی درباره پرهیز آمریکا به اقدام نظامی پیش از انتخابات در این کشور را تقویت کرده است. این اقدام بهنظر میرسد نیاز به مدیریت بیشتر و بهتر ایران در حوزههای نظامی، ژئوپلیتیکی، اقتصادی و... دارد. چراکه اِعمال تحریمهای بیشتر در این میان همراه با شرایط بلاتکلیفی درجنگ به ضرر ایران تمام میشود، درحالیکه کشورهای دیگر میتوانند تقریباً به روال نسبتاً عادیتری از زندگی بازگردند. رویکردی که به گفته بسیاری از مسئولان و کارشناسان باید برای کشورهای منطقه ازجمله ایران برابر باشد و اگر قرار است امنیت، صادرات نفت، تجارت و... باشد یا برای همه باشد یا برای هیچکس. در این باره با احمد نادری، نماینده مجلس گفتوگو کردهایم که در ادامه آمده، میخوانید:
باتوجهبه شرایط کنونی روابط ایران و آمریکا و رد پیشنهادهای ایران از سوی آمریکا، چشمانداز تقابل دو کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا احتمال ازسرگیری حملات نظامی و گسترش دامنه جنگ وجود دارد؟
بهنظر میرسد نباید تصور کنیم که تقابل ایران و آمریکا صرفاً به اختلافات موجود میان دو دولت یا مواضع شخص دونالد ترامپ محدود میشود. آنچه امروز با آن مواجه هستیم، مجموعهای از ساختارها و جریانهای تصمیمگیر در آمریکاست که فراتر از تغییر رئیسجمهور و جابهجایی افراد در کاخ سفید عمل میکنند. از این منظر نمیتوان انتظار داشت که با تغییر مواضع مقطعی ترامپ یا انجام چند دور مذاکره، اختلافات دو کشور بهسرعت پایان پیدا کند. ایران در واقع با ساختاری مواجه است که اهداف و منافع بلندمدت خود را دنبال میکند و به همین دلیل باید برای یک دوره طولانی از تقابل و فشار آماده باشد. در چنین شرایطی احتمال ورود به مرحله جدیدی از درگیری نظامی را نمیتوان منتفی دانست. البته این به معنای قطعی بودن وقوع جنگ نیست، بلکه نشان میدهد تا زمانی که طرف مقابل به این جمعبندی نرسیده باشد که ادامه فشار هزینههای سنگینی برایش به همراه دارد، امکان تکرار اقدامات خصمانه همچنان وجود خواهد داشت. نکته مهم این است که ایران نباید محاسبات خود را صرفاً بر مبنای مواضع اعلامی رئیسجمهور آمریکا تنظیم کند. باید مجموعه رفتارها، اهداف راهبردی و ظرفیتهای تصمیمگیری طرف مقابل را در نظر گرفت و متناسب با آن برای سناریوهای مختلف آمادگی داشت.
عدم توافق ایران و آمریکا بر سر مذاکرات و پیشنهادهایی که از سوی میانجیها رد و بدل میشود، مشکلی اصلی اختلاف بر سر چه محورهایی است و آیا اساساً امکان مذاکره همچنان وجود دارد؟
ایران مواضع خود را درباره موضوعات مورد اختلاف اعلام کرده و پیشنهادهایش را نیز ارائه داده است اما طرف آمریکایی این پیشنهادها را نپذیرفته است؛ بنابراین اگر مذاکرات در وضعیت بنبست قرار گرفته، نمیتوان مسئولیت این وضعیت را صرفاً متوجه ایران دانست. باید دید آمریکا با چه رویکردی وارد مذاکرات میشود و آیا اساساً حاضر است منافع و ملاحظات طرف مقابل را به رسمیت بشناسد یا همچنان بهدنبال تحمیل خواستههای خود است. نکتهای که باید به آن توجه کرد، تفاوت میان موضوع مذاکره از نگاه ایران و آمریکا است. بارها اعلام کردهایم که در شرایط کنونی، موضوع موردنظر ما مذاکره درباره پرونده هستهای نیست. مسئله اصلی از نگاه ایران، صیانت از منافع ملی، امنیت کشور و تعیین تکلیف ترتیبات مربوط به تنگه هرمز است؛ بنابراین نمیتوان انتظار داشت ایران در شرایطی که با فشار و تهدید مواجه است، تمام مسائل را در چارچوبی که طرف آمریکایی تعیین میکند، بپذیرد. قطعاً از نظر ما مذاکره زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که بر مبنای منافع متقابل و پذیرش واقعیتهای موجود انجام شود، نه اینکه یک طرف بخواهد با استفاده از ابزار نظامی و اقتصادی، طرف دیگر را به پذیرش مطالبات خود وادار کند. در چنین وضعیتی صرف ادامه گفتوگوها تضمینی برای رسیدن به توافق نیست و باید دید طرف مقابل تا چه اندازه برای تغییر رویکرد خود آمادگی دارد.
اگر آمریکا بار دیگر به ایران حمله کند یا فشارهای نظامی خود را افزایش دهد، پاسخ ایران باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟ آیا یک واکنش نظامی سنگین میتواند مانع تکرار حملات شود؟
در صورت تکرار حمله یا افزایش فشار نظامی، پاسخ ایران باید متناسب با شرایط و بهگونهای طراحی شود که بتواند محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد. با این حال، نباید تصور کنیم که هرچه پاسخ نظامی سنگینتر باشد، الزاماً بازدارندگی بیشتری ایجاد خواهد شد. مسئله اصلی این است که طرف مقابل به این نتیجه برسد که اقدام علیه ایران هزینهای فراتر از دستاوردهای احتمالی آن خواهد داشت. اگر آمریکا تصور کند که میتواند هزینههای حمله یا فشار بر ایران را کنترل کند و در نهایت به اهداف خود برسد، حتی یک پاسخ نظامی سنگین نیز لزوماً مانع از تکرار اقداماتش نخواهد شد. در واقع، بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که طرف مقابل نتواند میان اقدام خصمانه و دستیابی به منافع موردنظر خود رابطهای کمهزینه برقرار کند. از این رو باید از رویکردی که صرفاً بر تنبیه طرف مقابل پس از وقوع حمله متمرکز است، به سمت راهبردی حرکت کنیم که اساساً امکان اعمال فشار را محدود کند یا هزینه اجرای آن را افزایش دهد. این رویکرد تنها به حوزه نظامی محدود نیست و باید ابعاد مختلف امنیتی، اقتصادی، حقوقی و سیاسی را در بر بگیرد.
باتوجهبه احتمال تداوم تقابل با آمریکا، راهبرد اصلی ایران برای جلوگیری از تکرار جنگ و تأمین منافع ملی چه باید باشد؟
مهمترین مسئله این است که بازدارندگی را صرفاً در توانایی پاسخگویی پس از حمله خلاصه نکنیم. باید شرایطی ایجاد شود که طرف مقابل پیش از هر اقدامی، پیامدهای آن را در محاسبات خود لحاظ کند و به این نتیجه برسد که فشار بر ایران نهتنها راهگشا نیست، بلکه میتواند موقعیت و منافع خودش را نیز با مخاطره مواجه کند. در این مسیر موقعیت ژئوپلیتیکی ایران بهویژه در ارتباط با تنگه هرمز باید در چارچوبی منسجم برای صیانت از منافع ملی به کار گرفته شود. همچنین لازم است سازوکارهای حقوقی و بازدارندهای تعریف شود که امنیت ایران را از معادلات امنیت انرژی و کشتیرانی منطقه جدا نکند. به این ترتیب بهنظر میرسد که ایران باید خود را برای یک دوره طولانی از رقابت و تقابل آماده کند و در عین حفظ آمادگی دفاعی، از ظرفیتهای سیاسی و دیپلماتیک نیز برای پیشبرد مطالباتش استفاده کند. هدف نهایی نباید صرفاً پاسخدادن به اقدامات طرف مقابل باشد؛ بلکه باید به نقطهای برسیم که اساساً امکان اعمال فشار مؤثر علیه ایران کاهش پیدا کند و هزینه هرگونه اقدام خصمانه از منفعت احتمالی آن برای طرف مقابل بیشتر شود.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)