جریان آنلاین (/) | پس از رد پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا از سوی ترامپ در روزهای اخیر و تقویت احتمال درگیری مجدد نظامی طرفین، برخی از تحلیلگران سیاسی اظهار کردند چالشهای میان ایران و ایالات متحده فقط در چارچوب مذاکرات رسمی یا اختلافات سیاسی محدود نمیشود، چون مجموعهای از ابزارهای دیپلماتیک، رسانهای و ژئوپلیتیک به صورت همزمان در این معادله فعال هستند. از سوی دیگر منافع آمریکا در این راستا با گزینههایی تامین خواهد شد که در تقابل کامل با منافع ایران است، از این رو بهنظر میرسد گزینه جنگ یا حداقل افزایش تنشهای فیمابین مجدداً روی میز قرار داده شده است. سیدداود آقایی، کارشناس ارشد روابط بینالملل در گفتوگویی تحلیلی با جریان آنلاین به بررسی ابعاد مختلف این وضعیت پرداخته است.
به نظر میرسد مذاکرات میان ایران و آمریکا به نتیجه مشخصی نمیرسد. ریشه این بنبستها را در چه میبینید؟
چنانچه روند تاریخی تعاملات میان ایران و ایالات متحده بررسی شود، الگویی نسبتاً ثابت در رفتار آمریکا دیده میشود که در آن مذاکرات الزاماً با هدف حل اختلافات دنبال نمیشود، بلکه در برخی مقاطع، گفتوگوها بیشتر کارکرد تاکتیکی پیدا کردهاند و در کنار آنها ابزارهای دیگری مانند فشار سیاسی، اقتصادی یا حتی اقدامات نظامی نیز فعال بودهاند. از سوی دیگردر تجربههای پیشین نیز بارها دیده شده است که همزمان با انتشار اخبار امیدوارکننده درباره پیشرفت مذاکرات، تنشها در میدانهای دیگر افزایش یافته است. این همزمانی از نگاه برخی تحلیلگران نشان میدهد که دیپلماسی در چنین شرایطی گاه به عنوان بخشی از یک راهبرد گستردهتر مورد استفاده قرار میگیرد؛ راهبردی که هدف آن مدیریت زمان، افزایش فشار یا تغییر معادلات میدانی است.
گروهی معتقدند که ساختار مذاکرات میان دو طرف اساساً نامتوازن است. آیا این مسئله میتواند یکی از عوامل اصلی ناکامی گفتوگوها باشد؟
یکی از چالشهای مهم در روند مذاکرات، تفاوت در نگاه طرفین به خصوص آمریکا به مفهوم مذاکره است. در حالی که در بسیاری از مذاکرات بینالمللی اصل بر رسیدن به نقطهای مشترک و قابل قبول برای هر دو طرف است، اما در اکثر موارد آمریکا تلاش کرده است چارچوب گفتوگو را بهگونهای تنظیم کند که نتیجه آن بیشتر به تأمین خواستههای خود منجر شود. چنین رویکردی باعث میشود گفتوگوها از مسیر طبیعی خود فاصله بگیرند و به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل شوند. در این شرایط، طرف مقابل احساس میکند مذاکره نه مسیری برای حل اختلافات، بلکه بخشی از یک سیاست گستردهتر برای تحمیل مطالبات است. همین مسئله میتواند سطح اعتماد را کاهش دهد و روند مذاکرات را با پیچیدگیهای بیشتری روبهرو کند.
به اعتقاد شما در چنین شرایطی چه رویکردی میتواند در تعاملات سیاسی و مذاکراتی مؤثرتر باشد؟
در حقیقت تجارب گذشته در این راستا، حکایت از این میکند که در شرایطی که مذاکرات همراه با فشارهای بیرونی انجام میشود، حفظ توازن در مواضع میتواند نقش مهمی در نتیجه نهایی داشته باشد و هرگونه عقبنشینی یکجانبه ممکن است بهعنوان نشانهای از ضعف تلقی شود و زمینه افزایش مطالبات طرف مقابل را فراهم کند. یکی از اصول مهم در چنین مذاکراتی، حفظ چارچوبی مبتنی بر توازن قدرت و دفاع از منافع ملی است. قطعاً زمانی که طرف مقابل احساس کند توازن در تعاملات رعایت میشود، احتمال حرکت مذاکرات به سمت مسیر منطقی و متعادل بیشتر خواهد شد.
به نظر میرسد آنچه که بیش از واقعیتهای مذاکرات با آمریکا به آن پرداخته میشود، رسانهها در تحولات سیاسی و اقتصادی پررنگتر شده است. ارزیابی شما در این باره چیست؟
بله، در این زمینه به نظر میرسد که جنگ روایتها در جنگ اخیر و مذاکرات، به یکی از ابزارهای مهم در سیاست بینالملل تبدیل شده است. در بسیاری از موارد، انتشار خبرها، تحلیلها و حتی گمانهزنیهای رسانهای میتواند فضای روانی بازارها و افکار عمومی را تحتتأثیر قرار دهد. در دورههایی که تنشهای سیاسی افزایش مییابد، پیامها و مواضع منتشر شده در شبکههای اجتماعی یا رسانهها میتوانند نقش قابل توجهی در شکل دادن به انتظارات اقتصادی ایفا کنند. گاهی یک پیام کوتاه یا یک خبر غیررسمی درباره تحولات سیاسی میتواند واکنشهایی سریع در بازارهای مالی و انرژی ایجاد کند. سیاستمداران آمریکایی نیز از این ظرفیت آگاه هستند و تلاش میکنند با استفاده از ابزار رسانه، فضای سیاسی و اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهند. انتشار پیدرپی پیامها یا اظهارنظرهای جنجالی در فضای رسانهای میتواند بخشی از همین راهبرد باشد. هرچند ایران نیز در این فضا خوب میدان داری میکند و علاوه بر پاسخ به حملات پراکنده اخیر آمریکا، به تمام توئیتها و اظهارنظرهای طرف آمریکایی که سعی میکند با استفاده از آنها قیمت نفت را کاهش دهد، جواب داده است که باعث شده بازارها بهخصوص قیمت نفت علیه آمریکا مجدداً افزایشی شود.
به نظر میرسد که آمریکا و اسرائیل در حمله خود به ایران، نقش تنگه هرمز و توانایی ایران در مدیریت آن و مسدود کردن آن را ناچیز برشمردند و به این ترتیب معادلات جنگ برهم خورد، درست است؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی در جهان محسوب میشود و بخش قابل توجهی از نفت تجارت جهانی از این مسیر عبور میکند. به همین دلیل، هرگونه خبر یا تنش مرتبط با این منطقه میتواند واکنش سریع بازارهای جهانی را به دنبال داشته باشد. حتی گمانهزنی درباره احتمال اختلال در این مسیر دریایی میتواند قیمت نفت را تحتتأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، فضای رسانهای نیز نقش مهمی پیدا میکند؛ زیرا خبرها و تحلیلهایی که درباره امنیت این گذرگاه منتشر میشود، میتواند انتظارات بازار را تغییر دهد. همین مسئله باعث شده که تنگه هرمز علاوه بر اهمیت جغرافیایی، به یکی از عناصر مهم در معادلاتروانی بازار انرژی نیز تبدیل شود.
جناحگیری و گروهبندیها در جنگ رمضان قبل و بعد از جنگ باعث شکل گیری چیدمان جدیدی در حوزه امنیتی – سیاسی شده است. به اعتقاد شما آیا چین و روسیه در این میان به واقع در گروه حامیان ایران قرار دارند؟
بله، قطعاً تحولات منطقهای تنها به رقابت میان ایران و آمریکا محدود نمیشود و قدرتهای دیگری مانند چین نیز در این معادلات حضور دارند. رقابت میان قدرتهای بزرگ جهانی در سالهای اخیر ابعاد گستردهتری پیدا کرده و منطقه خاورمیانه نیز از این رقابتها جدا نیست. چین بهعنوان یکی از بازیگران اصلی اقتصاد جهانی، تلاش کرده است حضور اقتصادی خود را در بسیاری از مناطق جهان از جمله خاورمیانه افزایش دهد. گسترش همکاریهای اقتصادی میان چین و برخی کشورهای منطقه، بهویژه در حوزه انرژی، میتواند برای پکن مزیتهای اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد. برای مثال، دسترسی به منابع انرژی با قیمت مناسبتر از سوی ایران میتواند بخشی از نیازهای اقتصادی چین را تأمین کند. از طرفی، چنین همکاریهایی ممکن است از نگاه آمریکا به معنای تغییر در موازنههای اقتصادی و ژئوپلیتیک تلقی شود. از این رو رقابت میان واشنگتن و پکن نیز به طور غیرمستقیم در تحولات منطقهای بازتاب پیدا میکند. در حقیقت چین در سالهای تحریم توانسته است تاکنون با خرید نفت ارزان کشورهایی مانند ایران، ونزوئلا و... در جایگاه بهتری نسبت به آمریکا قرار گیرد و آمریکا نیز در این راستا در صدد است تا با حملات به این کشورها این معادلات را برهم زند و چین را از دسترسی به نفت ارزان محروم کند. از طرف دیگر، چین در حین جنگ رمضان اقدام به ارسال سلاح و تجهیزاتی به ایران کرده است تا بتواند توان آمریکا را محک بزند تا در جنگ احتمالی آینده خود با آمریکا، از آن بهره مند شود. در حقیقت در بسیاری از موارد تحولات ژئوپلیتیک تنها محدود به پیامدهای اقتصادی نیست و میتواند ابعاد اطلاعاتی و نظامی نیز داشته باشد و در همین راستا برخی کشورها ممکن است از تحولات منطقهای بهعنوان فرصتی برای ارزیابی تواناییهای نظامی یا واکنشهای رقبای خود استفاده کنند. البته بسیاری از این موارد در سطح تحلیلها و گمانهزنیهای کارشناسی مطرح میشود و نمیتوان همه آنها را با قطعیت تأیید کرد. با این حال، رقابت میان قدرتهای بزرگ در بسیاری از مناطق جهان اغلب چندلایه و پیچیده است.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)